محمدرضا گلسار
اگر تا همین یکی دو سال پیش دغدغه اصلی فعالان اقتصاد دیجیتال، سرعت اینترنت و محدودیت دسترسی به برخی پلتفرمها بود، امروز صورت مسئله تغییر کرده است. جهان با سرعتی بیسابقه در حال حرکت به سمت اقتصادی است که هوش مصنوعی در آن دیگر به بخشی از زیرساخت تولید، آموزش، پژوهش و کسبوکار تبدیل شده است. در چنین شرایطی، دسترسی به ابزارهای هوش مصنوعی به یکی از پیشنیازهای رقابت در بازار کار تبدیل شده است. اما برای کاربران ایرانی، ورود به این عرصه بیش از آنکه به یادگیری و استفاده از فناوری وابسته باشد، به عبور از مجموعهای از موانع و هزینههای تحمیلی گره خورده است؛ هزینههایی که نه کیفیت خدمات را افزایش میدهد و نه ارزش افزودهای ایجاد میکند، بلکه تنها بهای حضور در دنیایی است که دیگران با کمترین دردسر به آن دسترسی دارند.
در بسیاری از کشورهای دنیا، استفاده از هوش مصنوعی تنها با چند دقیقه ثبتنام و پرداخت آنلاین آغاز میشود. اما در ایران، کاربران پیش از آنکه اولین گفتوگو را با یک مدل هوش مصنوعی آغاز کنند، باید برای تهیه کارتهای اعتباری، پیدا کردن فروشنده معتبر، خرید ارز، استفاده از فیلترشکن و حتی نگرانی از مسدود شدن حساب کاربری خود برنامهریزی کنند. همین مسئله باعث شده هزینه واقعی استفاده از هوش مصنوعی برای کاربران ایرانی، بسیار فراتر از قیمت رسمی اشتراکها باشد.
هوش مصنوعی امروز به ابزاری ضروری برای برنامهنویسان، طراحان گرافیک، تولیدکنندگان محتوا، پژوهشگران، مترجمان، دانشجویان، استارتاپها و حتی کسبوکارهای کوچک تبدیل شده است. بسیاری از مشاغل بدون این ابزارها عملاً بخشی از سرعت، کیفیت و توان رقابت خود را از دست میدهند. به همین دلیل، نداشتن دسترسی مناسب به این فناوری دیگر تنها یک مشکل فردی نیست، بلکه به مسئلهای مرتبط با بهرهوری نیروی کار و توسعه اقتصاد دیجیتال تبدیل شده است.
در بازار جهانی، اغلب سرویسهای مطرح هوش مصنوعی پلنهای پایه خود را با قیمتی در حدود ۲۰ دلار در ماه عرضه میکنند. با احتساب نرخ تقریبی ۱۶۰ هزار تومان برای هر دلار، اشتراک ChatGPT Plus و Gemini Advanced حدود سه میلیون و ۲۰۰ هزار تومان هزینه دارد. اشتراک Perplexity Pro با قیمت ۱۷ دلار، نزدیک به دو میلیون و ۷۰۰ هزار تومان، Claude Pro با قیمت ۱۵ دلار حدود دو میلیون و ۴۰۰ هزار تومان، Canva Pro حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان و Grok Premium+ حدود چهار میلیون و ۸۰۰ هزار تومان برای کاربران ایرانی تمام میشود. همچنین هزینه اشتراک Midjourney نیز بسته به نوع پلن، بین یک میلیون و ۶۰۰ هزار تا چهار میلیون و ۸۰۰ هزار تومان متغیر است.
اما این اعداد تنها قیمت جهانی سرویسها هستند. در عمل، کاربر ایرانی به دلیل تحریمهای بانکی امکان پرداخت مستقیم ندارد و ناچار است از سایتهای واسطه یا فروشندگان اکانت کمک بگیرد. این واسطهها علاوه بر دریافت مبلغ اشتراک، هزینه انتقال ارز، کارمزد و سود خود را نیز به قیمت نهایی اضافه میکنند. در نتیجه، مبلغی که از جیب کاربر پرداخت میشود، معمولاً بیشتر از هزینه واقعی اشتراک است.
همین شرایط باعث شده بازار خریدوفروش اکانتهای اشتراکی نیز رونق بگیرد. بسیاری از کاربران برای کاهش هزینهها، حسابهایی را خریداری میکنند که همزمان توسط چند نفر استفاده میشود. اگرچه این روش در ظاهر هزینه پرداختی را کاهش میدهد، اما محدودیتهای زیادی نیز به همراه دارد. سرعت پایینتر، محدودیت در استفاده از برخی قابلیتها، احتمال دسترسی دیگران به اطلاعات شخصی و حتی بسته شدن ناگهانی حساب، بخشی از ریسکهایی است که کاربران این نوع اشتراکها با آن مواجه هستند.
با این حال، پلنهای پایه تنها پاسخگوی نیاز کاربران عادی هستند. شرکتهای فناوری، استارتاپها، برنامهنویسان حرفهای، تیمهای تحقیقاتی و تولیدکنندگان محتوای حرفهای معمولاً برای انجام پروژههای خود به نسخههای پیشرفتهتر نیاز دارند؛ نسخههایی که قابلیتهای بیشتر، محدودیت کمتر و دسترسی سریعتر به مدلهای جدید را در اختیار آنها قرار میدهد، اما هزینه بسیار سنگینتری نیز دارد.
به عنوان نمونه، اشتراک ChatGPT Pro با قیمت ۹۹ دلار در ماه، حدود ۱۵ میلیون و ۸۴۰ هزار تومان هزینه دارد. Google AI Ultra نیز با همین قیمت عرضه میشود. Claude Max با هزینه ماهانه ۹۰ دلار، حدود ۱۴ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان، Midjourney Mega Plan با قیمت ۱۲۰ دلار نزدیک به ۱۹ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان، Perplexity Max با قیمت ۱۶۷ دلار حدود ۲۶ میلیون و ۷۲۰ هزار تومان، SuperGrok Heavy با قیمت ۹۹ دلار حدود ۱۵ میلیون و ۸۴۰ هزار تومان و Canva Business نیز با هزینه ماهانه ۱۷.۵ دلار، نزدیک به دو میلیون و ۸۰۰ هزار تومان برای کاربران ایرانی تمام میشود.
این مبالغ در حالی پرداخت میشود که هنوز هزینههای جانبی مانند APIهای سازمانی، فضای ذخیرهسازی بیشتر، امکانات تیمی، خدمات ابری و پشتیبانی اختصاصی در آن محاسبه نشده است. بنابراین، شرکتهایی که بهصورت حرفهای از هوش مصنوعی استفاده میکنند، ممکن است هر ماه دهها میلیون تومان تنها برای حفظ دسترسی به ابزارهای موردنیاز خود هزینه کنند.
اما حتی پرداخت این مبالغ نیز تضمینی برای استفاده بدون دردسر از سرویسها نیست. بسیاری از شرکتهای ارائهدهنده خدمات هوش مصنوعی، از جمله OpenAI و Anthropic، به دلیل تحریمها خدمات مستقیمی به کاربران ایرانی ارائه نمیکنند. در برخی موارد برای فعالسازی حساب کاربری، شماره تلفن غیرایرانی لازم است و حتی ممکن است از کاربر مدارک شناسایی معتبر خارجی درخواست شود. این موضوع باعث شده بسیاری از کاربران ناچار شوند از اطلاعات یا خدمات افراد واسطه استفاده کنند؛ اقدامی که علاوه بر افزایش هزینه، نگرانیهای امنیتی و حقوقی نیز به همراه دارد.
از سوی دیگر، استفاده از سرویسهای واسطه همیشه با ریسک همراه است. برخی از این فروشندگان، حسابهای کاربری را با گیفتکارت یا کارتهای بانکی خارجی تهیه میکنند که منشأ آنها مشخص نیست. به همین دلیل، گاهی حساب کاربری تنها چند روز یا چند هفته پس از خرید، به دلیل تشخیص فعالیت مشکوک یا گزارش تخلف، مسدود میشود. در چنین شرایطی، کاربر نه تنها هزینه پرداختی خود را از دست میدهد، بلکه معمولاً هیچ راهکار قانونی مشخصی برای پیگیری خسارت نیز در اختیار ندارد.
مشکل دیگر، دسترسی به خود سرویسهاست. بسیاری از ابزارهای مطرح هوش مصنوعی از داخل ایران بدون استفاده از فیلترشکن قابل استفاده نیستند. اما استفاده مداوم از فیلترشکنهای رایگان، به دلیل تغییر مکرر موقعیت جغرافیایی، میتواند باعث حساس شدن سامانههای امنیتی این سرویسها و حتی مسدود شدن حساب کاربری شود. به همین دلیل، بسیاری از کاربران حرفهای مجبورند برای تهیه سرویسهای آیپی ثابت یا Dedicated IP نیز ماهانه هزینه جداگانهای پرداخت کنند؛ هزینهای که در کشورهای دیگر اساساً وجود ندارد.
در عمل، بخش قابلتوجهی از هزینهای که کاربران ایرانی برای استفاده از هوش مصنوعی میپردازند، نه بابت خود فناوری، بلکه صرف عبور از محدودیتها میشود. این یعنی کاربر ایرانی علاوه بر پرداخت هزینه اشتراک، باید هزینه تحریم، واسطه، انتقال ارز، فیلترشکن، آیپی ثابت و ریسک از دست رفتن حساب کاربری را نیز بپردازد؛ مجموعهای از هزینههایی که در هیچ جدول قیمت جهانی دیده نمیشود.
پیامد این وضعیت تنها به جیب کاربران محدود نمیشود. وقتی یک فریلنسر، برنامهنویس، طراح یا پژوهشگر برای دسترسی به ابزارهای روز دنیا باید چندین میلیون تومان بیشتر از رقیب خارجی خود هزینه کند، طبیعی است که توان رقابت او نیز کاهش پیدا کند. شرکتهای نوپا بخشی از سرمایه محدود خود را به جای توسعه محصول، صرف دور زدن محدودیتها میکنند و دانشجویان و پژوهشگران نیز از دسترسی آسان به ابزارهایی که در بسیاری از دانشگاههای دنیا به یک امکان عادی تبدیل شده، محروم میشوند.
بنابراین مسئله فقط قیمت بالای اشتراک هوش مصنوعی نیست؛ مسئله این است که کاربران ایرانی برای دسترسی به فناوریای که در بسیاری از کشورهای جهان به یک ابزار روزمره تبدیل شده، ناچارند هزینهای چندبرابر و مسیری بهمراتب دشوارتر را طی کنند. شکافی که اگر برای آن چارهای اندیشیده نشود، تنها به افزایش هزینههای امروز ختم نخواهد شد، بلکه فاصله ایران با اقتصاد جهانی مبتنی بر هوش مصنوعی را عمیقتر خواهد کرد؛ فاصلهای که آثار آن در آینده، بیش از همه بر دوش نیروی انسانی متخصص و کسبوکارهای نوآور سنگینی خواهد کرد.