خانه پیشنهاد هم‌وطن جامعه ایران، زیر گیوتین فقر و تبعیض

جامعه ایران، زیر گیوتین فقر و تبعیض

اگر بخواهیم به صورت رندوم به چند ده جامعه‌شناس و کارشناس زبده و تراز اول جامعه‌شناسی سیاسی مراجعه کنیم؛ شاید متفقا بر این باور باشند که مادر مصائب هر جامعه-از جمله جامعه امروز ایران-به صورت کلی، «فقر» است.

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی

اگر بخواهیم به صورت رندوم به چند ده جامعه‌شناس و کارشناس زبده و تراز اول جامعه‌شناسی سیاسی مراجعه کنیم؛ شاید متفقا بر این باور باشند که مادر مصائب هر جامعه-از جمله جامعه امروز ایران-به صورت کلی، «فقر» است. روایتی که اگر به صورت تیتروار به ریشه کلان مسائل جامعه امروز نگاه کنیم، روایت صادق است. فقر، امروز در بطن جامعه ایرانی ریشه دوانده و چنان بنیان‌های زیست مردمان این سرزمین را به گروگان گرفته که هست و نیستش در گرو معاش روزمره در حال دست و پا زدن است.

فقری که بر خلاف اصرار رهبر دوم جمهوری اسلامی، امروز به فسادی سیستماتیک نیز تا بن دندان آلوده شده و وضعیت جامعه ایرانی را تا بدانجا بغرنج ساخته که حساب و کتاب تداوم حیاتش با کرام‌الکاتبین است.
اما به شخصه؛ چندی است که به این باور رسیده‌ام که آنچه، جامعه امروز ایران را به سمت انحطاط و فروپاشی سوق داده و می‌دهد؛ حتی بیش از «فقر» فراگیر، «تبعیض» است. چرا که اگر چنانچه در جامعه‌ای، فقر و کاستی در حوزه معیشت و اقتصاد، شکل عام شمولی داشته و همه آحاد جامعه را-هریک به فراخور مناسبات‌شان-شامل شده و در عین حال، چشم‌اندازی برای گشایش نیز پیش روی آن قرار بگیرد، مردم جامعه با هر مشقت و مصیبتی که باشد،-همانگونه که تا به حال از سر گذرانده‌اند-از سر خواهند گذراند.

اما مسئله، دقیقا از همین نقطه آغاز می‌شود؛ تبعیض! فرض کنید که پدر خانواده‌ای با فرزندان خود در میان بگذارد که در چند ماه پیش رو به دلیل اقساط فلان هزینه‌کرد مربوط به خانواده، باید همه هزینه‌ها با نهایت وسواس و صرفه‌جویی صورت بگیرد و یحتمل، اعضای خانواده نیز آن را بپذیرند. اما در ادامه، تعدادی از اعضای خانواده شاهد آن باشند که خاصه‌خرجی‌های مختلفی برای یکی از اعضا در حال انجام بوده و روتین روزمره او به نحو احسن و با گشاده‌دستی در حال انجام است. خب! طبیعی است که در این نقطه، شکوه و اعتراض دیگر اعضا رفته رفته مطرح شده و اسباب نارضایتی آن‌ها نیز فراهم خواهد شد.
حال، چنین مثال پیش پا افتاده‌ای را اگر به یک اجتماع 90 میلیونی با گستره عظیمی از مناسبات و بایسته‌های معیشتی و اقتصادی تعمیم بدهیم، نمود وضعیت کنونی بیش از پیش عیان خواهد شد. در جایی که اکثریت فقیر جامعه که بالغ بر نیمی از آن زیر خط فقر هستند به عینه شاهد اختلاف مهیب طبقاتی بوده و نظاره‌گر تشدید تمول و افزایش سطح رفاه و خاصه‌خرجی‌های عده قلیلی به واسطه برقراری ارتباط با قدرت حاکمه هستند و چنین وضعیتی است که اسباب تعمیم و تشدید نارضایتی و خشم جامعه را فراهم کرده و آن را به سمت فروپاشی سوق خواهد داد.
همین امروز در جامعه‌ای که فردی به دلیل بالا بودن هزینه درمان کانسر خود به رغم داشتن خانواده‌ای با دو فرزند، روند درمان را رها کرده و خودخواسته و تدریجی به زیر خروارها خاک کوچ می‌کند، هستند کسانی که هزینه یک وعده شام و نهارشان به میزان درآمد دو تا سه ماهه یک کارگر بوده و از دغدغه‌ها و مناسباتی برخوردارند که اساسا اکثریتی از جامعه، اساسا تصوری از آن ندارند.
این تبعیض اما، منحصر و محدود به حوزه اقتصادی نیست. همین الان که این کلمات را می‌خوانید؛ بیش از یکصد شب است که اقلیتی پر سر و صدا با کرور کرور هزینه پرچم و درفش و ازدواج و موکب و پذیرایی و البته حضور در کارناوال‌های بزن که خوب می‌زنی؛ خواب و خوراک از سایر مردم این سرزمین ربوده و به صورت هر رهگذری هم با «مرگ بر وطن فروش خائن» لجن پراکنی می‌کنند. عراقچی، قالیباف، دولت و القصه؛ بالا و پایین نظام مستقر را با انواع خط و نشان به بالای درخت می‌فرستند و احدی نیست که بهشان بگوید؛ بالای چشمان‌شان ابروست! نه تروریستی سر و کله‌اش پیدا می‌شود که به خاک و خون‌شان بکشد! و نه خبری از گاز اشک‌آور، گلوله ساچمه‌ای و تیر خلاص و شلیک جنگی به سمت‌شان است. در امنیت کامل و با مشایعت نیروهای انتظامی، هر شب به جنگ بازی می‌پردازند و چنان وطن وطن می‌کنند که گویی احدی از پیشینه‌شان باخبر نیست! جماعتی که اگر به هر ملاحظه‌ و هر شکل، روزی در این مملکت، خبری از جمهوری اسلامی نبوده و نظام دیگری در تهران بر سر کار باشد، یک ثانیه هم یاد وطن نمی‌افتند و پرچم این سرزمین را به دست‌شان نمی‌گیرند.
همان‌ها که ماکیاولی باید برای فهم «هدف، وسیله را توجیه می‌کند» بر سر کلاس‌شان بنشیند و تازه، اگر ۹ و نیم‌اش را ۱۰ بدهند یا ندهند!
همه این سیرک و شامورتی در حالی در جریان است که هنوز چند ماه هم از پرپر شدن ده‌ها هزار نفر از بهترین و رشیدترین مردان و زنان این سرزمین برای بدیهی‌ترین و ساده‌ترین مطالبات‌شان به دست اشقیای همین حکومت نگذشته و این، دیگر منتهاالیه معنای تبعیض در یک اجتماع متکثر است.

جامعه‌ای که اصل ۲۷ قانون اساسی‌اش سالیان سال است که به آرشیو خاطرات کوچ کرده، نسبت حاکمان‌اش را رفراندوم
به قول مصطفی تاج‌زاده؛ نسبت جن با بسم‌الله است و فقط مشتی نورچشمی و عزیز دردانه حاکمیت در آن حق شهروندی دارند، آبستن انفجار است و در سراشیبی فروپاشی. از ما گفتن؛ دیر و زود دارد، سوخت و سوز، نه!

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن