اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی
بیش از یکصد روز از مرگ نفر نخست نظام و قرار گرفتنش در صف تدفین متوفیان گذشته و هنوز خبری از رونمایی جمهوری اسلامی از رهبر سوم آن نیست. رهبری که حالا دیگر، مدتهاست با عناوینی نظیر رهبر هوش مصنوعی و رهبری بنری سوژه افکار عمومی شده و شما بگویید؛ دو کلام فایل صوتی یا تصویری چند دقیقهای بتوانند از هیبت و صدای رهبری موروثی تازهتاجدار، اقلا به خورد هواخواهان خیاباننشین این روزهای نظام بدهند، دریغ!
نظامی که تقریبا از جنگ دوازده روزه به این سو و تحقیقا از جنگ سی و نه روزه تا کنون، هزاران راهبر تراز نخست خود را از دست داده و به تعبیری، اکنون؛ تنها ماکتی از آن باقی مانده است. همانطور که گفته شد، رهبر دومش که در انتظار خاکسپاری بوده و از فرماندهان سطح یک نظامیاش نیز تنها چندین و چند تصویر روی بنرها در مقابل این اداره و فلان ارگان و بهمان بیلبرد باقی مانده و آشش آنقدر شور شده که میدانداران کنونی آن در سطح حدادیان، رسایی، ثابتی، پناهیان، قاسمیان و امثال این نورسیدهها هستند و هر روز نسخه جدیدی برای رهبر پردهنشین به کنایه میپیچند.
به تعبیر دیگر از نظامی که همین چند ماه پیش، در هزاران زاغه مهمات را باز کرد و با چکاندن صدها هزار ماشه، چند ده هزار مردم ستمدیده و مظلوم این سرزمین را به خاک و خون کشید، حالا برای دفن آقایش هم با کاسه چه کنم به این سو و آن سو میرود و تنها اهرم باقی مانده قدرت در دستانش، تنها و تنها همان سلاح است و بس! نه مشروعیتی، نه محبوبیتی، نه حتی وجهه لویاتانگونهای که اقلا جماعتی از وجود نامبارکش حساب ببرند.
نظامی که روزگاری، محور موسوم به مقاومت را خط قرمز اساسی خود خوانده بود، امروز با کاریکاتوری مبتذل از این خط واهی در دست دارد و در اقصی نقاط این محور از لبنان و عراق گرفته تا سوریه بر سر نخواستنش دعواست. نه حتی یک ایرانی، امروز در سوریه حضور دارد، نه از حشدالشعبی و اقمارش در عراق، یال و کوپالی مانده و نه در لبنان-که در سالهای اخیر به حیاط خلوت خاصه خرجیهای سپاه بدل شده-پس از نصرالله، خیلی برایش تره خرد میکنند!
از انرژی هستهای که عمری، همین نظام به کالای استراتژیک بدلش کرد و حتی یک لامپ صد وات هم از بغلش در این مملکت روشن نشد، تنها چند صد کیلو اورانیوم غنیشده مدفون با غنای بالا باقی مانده و حضرات در هسته سخت قدرت در نظام، هر روز در فکر چگونگی گور به گور کردنش، روز به شب میرسانند.
از حیفا و تلآویو را با خاک یکسان میکنیم و روزشمار نابودی اسرائیل هم، تنها یک بیلبرد در میدان فلسطین پایتخت باقی مانده که روی آن هم بنری جدید از مسئولین کشته شده نظام کشیدهاند و پیدا نیست! همینطور از مرگ بر آمریکا و کاخ سفید را حسینیه میکنیم نیز چند دیوارنگاره-آن هم با پول بیتالمال-در میادین اصلی تهران باقی مانده و هر بینندهای را به خنده مهمان میکند!
همین دست آخر هم این سیرک به قدری تن به ابتذال داده که در کشاکش آش را به جاش دادن به آمریکا، کوچه و خیابانهای نقاط مختلف کشور به صحنه جنگ زرگری عناصر رادیکال با نیروهای انتظامی بدل شده و یک ملتی هم در میانه فقر، تورم، بیکاری، افسردگی، سرانه بالای طلاق و اعتیاد و کرور کرور مصائب دیگر، تنها تماشاچیان این ناصحنه سخیف هستند.
نظامی که کارش به جایی رسیده که ثابتی و رسانی و دیگر شهرام، بهرامهای پایداریچی برایش خط و نشان میکشند و انگشت اشاره در مقابل چشمانش بالا و پایین میکنند، دیگر حتی نظام هم نیست! یک رژیم نامشروع، خونریز و البته مستقر که ناگفته برای آمریکا و حاشینه نشینان خلیج فارس، اتفاقا به شدت مطلوب است و تنها در داخل مرزهای این سرزمین است که بر سر نخواستنش، دعواست! نظامی که هر روز و هر ساعت، تداوم بقایش؛ بیش از پیش بر تابوت توسعه، دموکراسی، پیشرفت و شایستگی؛ میخ خواهد کوبید و در این وانفساست که تنها قربانیان این حضور، مردم تک افتاده ایرانند و بس!