خانه پیشنهاد هم‌وطن بازگشت دلواپسان مدل ۱۴۰۵؛ لشگر کشی خیابانی مخالفان توافق با آمریکا با طعم تند آتشی

هم وطن گزارش می دهد؛

بازگشت دلواپسان مدل ۱۴۰۵؛ لشگر کشی خیابانی مخالفان توافق با آمریکا با طعم تند آتشی

در حالی که روند مذاکرات میان جمهوری اسلامی و دولت دونالد ترامپ به مراحل حساس نزدیک شده و گزارش‌هایی درباره آماده شدن متن توافق منتشر شده، طیف تندرو و منتقد مذاکره در مجلس و رسانه‌های نزدیک به جریان پایداری، حملات کم‌سابقه‌ای را علیه تیم دیپلماسی عباس عراقچی آغاز کرده‌اند؛ حملاتی که از متهم کردن دولت به «عقب‌نشینی کامل» تا تهدید به استیضاح وزیر خارجه و حتی درخواست محدود کردن راه‌های ارتباطی او با نماینده ترامپ را شامل می‌شود.

گروه سیاسی / ماهور ایرانی
در حالی که روند مذاکرات میان جمهوری اسلامی و دولت دونالد ترامپ به مراحل حساس نزدیک شده و گزارش‌هایی درباره آماده شدن متن توافق منتشر شده، طیف تندرو و منتقد مذاکره در مجلس و رسانه‌های نزدیک به جریان پایداری، حملات کم‌سابقه‌ای را علیه تیم دیپلماسی عباس عراقچی آغاز کرده‌اند؛ حملاتی که از متهم کردن دولت به «عقب‌نشینی کامل» تا تهدید به استیضاح وزیر خارجه و حتی درخواست محدود کردن راه‌های ارتباطی او با نماینده ترامپ را شامل می‌شود.
محمود نبویان، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس و از چهره‌های نزدیک به جبهه پایداری، از اصلی‌ترین منتقدان متن توافق احتمالی با آمریکا بوده است. او در تازه‌ترین موضع‌گیری خود اعلام کرد که «هر بار متن توافق عوض شد ایران عقب‌نشینی کرد» و مدعی شد نسخه‌های جدید توافق نسبت به نسخه‌های قبلی «خسارت‌بارتر» شده‌اند. نبویان حتی پا را فراتر گذاشت و گفت بر اساس متن توافق، «ما مستعمره آمریکا خواهیم شد» و سرنوشت برنامه هسته‌ای ایران باید در چارچوب مورد رضایت واشینگتن تعریف شود. او همچنین مدعی شد ایران طبق متن توافق متعهد به رقیق‌سازی ذخایر غنی‌شده خواهد شد و «عراقچی عیناً خواسته آمریکا را مطرح کرده است».
نبویان علاوه بر انتقاد از مفاد هسته‌ای، نسبت به بندهای مرتبط با تنگه هرمز نیز اعتراض کرده و گفته بود در متن توافق، مدیریت ایران بر تنگه هرمز پیش‌بینی نشده و بازگشایی این آبراه باید همزمان با امضای توافق انجام شود؛ موضوعی که از نگاه او به معنای واگذاری یک اهرم راهبردی جمهوری اسلامی در برابر آمریکا است.
در کنار نبویان، امیرحسین ثابتی نماینده تهران نیز به یکی از صریح‌ترین مخالفان روند مذاکره تبدیل شده است. ثابتی در ماه‌های اخیر بارها عباس عراقچی را هدف حملات مستقیم قرار داده و حتی از امکان استیضاح او سخن گفته است. او توافق‌های احتمالی میان تهران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را «فاجعه» توصیف کرده و مدعی شده بود چنین توافقی «جنگ بعدی را قطعی می‌کند». ثابتی همچنین با حمله به تیم مذاکره‌کننده گفته بود جمهوری اسلامی در برجام «حق اعتراض را از خودش گرفته» و مکانیسم ماشه را نمونه‌ای بی‌سابقه از یک توافق زیان‌بار دانسته بود.
او در ادامه فشارها علیه وزارت خارجه، عراقچی را متهم کرد که حاضر شده اطلاعات تاسیسات و مواد هسته‌ای ایران در اختیار آژانس قرار گیرد؛ اتهامی که در رسانه‌ها و کانال‌های نزدیک به جریان تندرو به عنوان سند «عقب‌نشینی کامل» دولت در برابر آمریکا و غرب بازنشر شد.
حمید رسایی، دیگر نماینده نزدیک به جریان پایداری، نیز به صف مخالفان توافق پیوسته و با انتشار مطالبی درباره متن توافق‌های احتمالی هشدار داده است که توافق جدید حتی مانع فعال شدن مکانیسم ماشه نخواهد شد. رسایی گفته بود در نسخه‌ای که از توافق دیده، هیچ تضمینی برای جلوگیری از بازگشت تحریم‌های شورای امنیت وجود ندارد و اظهارات عراقچی درباره گرفتن تضمین از طرف مقابل با متن توافق همخوانی ندارد.
در همین حال علی خضریان، نماینده نزدیک به طیف اصولگرای تندرو، یکی از جنجالی‌ترین پیشنهادها را درباره مدیریت مذاکرات مطرح کرد. او در جلسات و اظهارنظرهای رسانه‌ای خواستار محدود شدن ارتباطات مستقیم عباس عراقچی با استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ در امور خاورمیانه، شده و حتی بحث ممنوع کردن ارتباط واتساپی میان دو طرف را مطرح کرده است؛ پیشنهادی که در فضای سیاسی ایران به عنوان نشانه‌ای از بی‌اعتمادی کامل جریان تندرو به تیم مذاکره‌کننده تعبیر شد. این مواضع پس از آن شدت گرفت که خود عراقچی تایید کرد در مقاطعی با ویتکاف در تماس بوده اما جمهوری اسلامی بعدا تصمیم گرفته این تماس‌ها را متوقف کند.
افزایش این حملات همزمان با اظهارات دونالد ترامپ درباره نزدیک بودن توافق و ادعای او مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی «با همه چیز موافقت کرده» صورت گرفته است؛ ادعاهایی که عملا به سوخت تبلیغاتی مخالفان داخلی مذاکره تبدیل شد. ترامپ همچنین گفته بود ایران با توقف غنی‌سازی و انتقال ذخایر اورانیوم موافقت کرده است؛ موضوعی که منتقدان داخلی از آن به عنوان نشانه «دادن همه امتیازها به آمریکا» یاد می‌کنند.

مجموع این مواضع نشان می‌دهد مخالفان تندروی مذاکره در جمهوری اسلامی، برخلاف فضای رسمی دولت و وزارت خارجه، نه تنها نسبت به توافق احتمالی با دولت ترامپ خوش‌بین نیستند بلکه آن را نوعی عقب‌نشینی راهبردی و حتی تهدیدی علیه ساختار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی می‌دانند. در این میان، محور اصلی حملات آنها شخص عباس عراقچی است؛ دیپلماتی که اکنون زیر فشار همزمان مذاکرات خارجی و حملات داخلی قرار گرفته است.
در ادامه تشدید اختلافات داخلی بر سر مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا، شامگاه گذشته تجمع اعتراضی مخالفان توافق احتمالی با دولت دونالد ترامپ مقابل وزارت امور خارجه و در برخی نقاط تهران برگزار شد؛ تجمعی که اگرچه از نظر جمعیتی محدود بود اما از نظر سیاسی به نماد آشکار شدن شکاف میان دولت و جریان تندرو مخالف مذاکره تبدیل شد. فراخوان این تجمع از چند روز قبل در کانال‌ها و رسانه‌های نزدیک به جریان پایداری و نمایندگان منتقد دولت منتشر شده بود و چهره‌هایی مانند امیرحسین ثابتی و حمید رسایی نیز به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از آن حمایت کرده بودند.
معترضان با شعارهایی علیه «توافق ذلت‌بار» و «امتیازدهی به آمریکا» تلاش کردند فضای مذاکرات را به چالش بکشند و دولت را متهم کردند که بدون دریافت تضمین واقعی در حال عقب‌نشینی از خطوط قرمز جمهوری اسلامی است. بخش مهمی از شعارها متوجه عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، بود و برخی تجمع‌کنندگان او را متهم می‌کردند که مسیر برجام را تکرار می‌کند. در میان حاضران، پلاکاردهایی دیده می‌شد که روی آنها عباراتی مانند «تکرار خسارت برجام ممنوع» و «غنی‌سازی خط قرمز ملت» نوشته شده بود
. همزمانی این اعتراضات با انتشار گزارش‌هایی درباره نزدیک بودن امضای توافق میان تهران و واشینگتن، به تجمع شب گذشته ابعاد تازه‌ای داد. در روزهای اخیر رسانه‌های بین‌المللی از آماده شدن متن تفاهم و حتی احتمال برگزاری مراسم امضا در ژنو خبر داده بودند؛ اخباری که به سرعت به سوژه اصلی رسانه‌های تندرو در داخل ایران تبدیل شد. مخالفان مذاکره مدعی‌اند دولت در شرایط فشار اقتصادی و منطقه‌ای حاضر شده امتیازهای راهبردی به آمریکا بدهد و به همین دلیل تلاش دارند پیش از نهایی شدن توافق، هزینه سیاسی آن را افزایش دهند.
در فضای سیاسی داخل جمهوری اسلامی نیز این تجمع با واکنش‌هایی همراه شد. برخی نمایندگان و چهره‌های نزدیک به حاکمیت از تبدیل شدن اعتراضات شبانه به ابزار تسویه‌حساب سیاسی انتقاد کردند. احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، هشدار داد که بخشی از این تجمعات از مسیر اصلی خارج شده و به محلی برای حمله به مذاکره‌کنندگان رسمی نظام تبدیل شده است. او گفت تخریب تیم مذاکره‌کننده و تقسیم جامعه به «انقلابی» و «غیرانقلابی» به انسجام داخلی آسیب می‌زند و نباید مسئولان رسمی جمهوری اسلامی هدف شعارهای سیاسی قرار گیرند.
با این حال جریان مخالف توافق تلاش دارد اعتراضات خیابانی را به اهرم فشار سیاسی علیه دولت تبدیل کند. در روزهای گذشته محمود نبویان، امیرحسین ثابتی، حمید رسایی و علی خضریان بارها نسبت به متن توافق احتمالی هشدار داده‌اند و آن را نوعی عقب‌نشینی کامل در برابر آمریکا توصیف کرده‌اند. اکنون با کشیده شدن این اختلافات از مجلس و رسانه‌ها به خیابان، به نظر می‌رسد مخالفان مذاکره در پی آن هستند که فضای سیاسی کشور را علیه توافق احتمالی بسیج کنند و هزینه امضای آن را برای دولت و وزارت خارجه افزایش دهند؛ وضعیتی که یادآور فضای پرتنش سال‌های منتهی به توافق هسته‌ای ۱۳۹۴ است، با این تفاوت که این بار اعتراضات حتی پیش از اعلام رسمی متن توافق آغاز شده است.
ویدیوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که عصر شنبه ۲۳ خرداد، گروهی از حامیان حکومت در مقابل دفتر نمایندگی وزارت امور خارجه در مشهد تجمع کردند و با سر دادن شعارهایی چون «مرگ بر عراقچی، بی‌شرف سازشکار» و «مرگ بر عراقچی، بی‌شرف نفوذی» به عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و تیم مذاکره‌کننده حمله کردند.
در تهران نیز شامگاه شنبه، تجمعی دیگر برگزار شد که شرکت‌کنندگان در آن شعارهایی از جمله «قالیباف، عراقچی، پس خون رهبرم چی؟» و «عراقچی حیا کن، مملکت رو رها کن» سر دادند.
این اعتراض‌ها در شرایطی شکل گرفته که بخشی از جریان‌های اصولگرا و حامیان حکومت در روزهای اخیر نسبت به توافق احتمالی با آمریکا هشدار داده و آن را مغایر با مواضع اعلام‌شده رهبر جمهوری اسلامی دانسته‌اند.
ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز در شبکه اجتماعی ایکس از آنچه «سخاوتمندی مفرط» در مذاکرات خواند انتقاد کرد و نوشت این رویکرد باعث شده آمریکا تصور کند جمهوری اسلامی ضعیف شده و می‌توان آن را تحت فشار قرار داد.

همزمان رسانه‌ها و فعالان نزدیک به جریان‌های حامی حکومت نیز به انتقاد از مذاکرات پرداخته‌اند. محمدجواد مولوی، از نویسندگان وب‌سایت حکومتی رجانیوز، در یادداشتی با اشاره به تاکید مقام‌های دولتی بر «وحدت»، استدلال کرد که وحدت به معنای حمایت از هر توافقی نیست و توافقی که «شروط رهبر انقلاب» را تامین نکند، از سوی نیروهای انقلابی پذیرفته نخواهد شد.
رجانیوز همچنین بخش‌هایی از نامه ۳۸ تشکل بسیج دانشجویی دانشگاه‌های تهران خطاب به محمدباقر قالیباف را منتشر کرد که در آن از اصل مذاکره با آمریکا انتقاد شده و مسئولان متهم شده‌اند که افکار عمومی را از روند مذاکرات کنار گذاشته‌اند.
در همین حال، کیان عبداللهی، سردبیر خبرگزاری تسنیم، رسانه نزدیک به سپاه پاسداران، در گفت‌وگو با صداوسیمای جمهوری اسلامی احتمال دستیابی به یک توافق نهایی با آمریکا را «بسیار بسیار ضعیف» توصیف کرد. او گفت احتمال عهدشکنی آمریکا همواره وجود دارد و باید سناریوی حمله ناگهانی را نیز در نظر گرفت.
عبداللهی با این حال تاکید کرد که قضاوت درباره «توافق احتمالی» باید پس از انتشار متن آن انجام شود و «معیار اصلی، محتوای توافق، نحوه تفسیر آن و چگونگی اجرای تعهدات» خواهد بود. او هشدار داد اگر نتیجه توافق کاهش فشار بر آمریکا و افزایش آسیب‌پذیری ایران باشد، آن توافق دچار اشکال خواهد بود.
اما رفتارهای تندروها نکته تاریخی دارد و این مخالفت با توافق با آمریکا بی شباهت با تندروی های دهه ۹۰ نیست. دهه ۱۳۹۰ در سیاست ایران با پرونده هسته‌ای و شکاف عمیقی که مذاکرات با آمریکا در ساختار قدرت ایجاد کرد گره خورده است؛ شکافی که از همان نخستین ماه‌های آغاز مذاکرات دولت حسن روحانی با غرب، به شکل‌گیری جریان موسوم به «دلواپسان» انجامید و سال‌ها بعد نیز در قالب حمله به توافق‌های احتمالی جدید ادامه پیدا کرد. در آن سال‌ها، پیروزی حسن روحانی در انتخابات ۱۳۹۲ و بازگشت دیپلماسی هسته‌ای به وزارت خارجه به رهبری محمدجواد ظریف، عملا آغاز تقابل دو روایت در جمهوری اسلامی بود؛ یک روایت که توافق با غرب را راه خروج از بحران اقتصادی و تحریم‌ها می‌دانست و روایت دیگر که مذاکره با آمریکا را مسیری برای نفوذ و عقب‌نشینی جمهوری اسلامی تعبیر می‌کرد.
با آغاز مذاکرات فشرده ایران و گروه ۱+۵، جریان‌های اصولگرای تندرو به تدریج سازماندهی شدند و از دل رسانه‌ها، نهادهای دانشجویی و بخشی از نمایندگان مجلس، جبهه‌ای علیه مذاکرات شکل گرفت که بعدها با عنوان «دلواپسان» شناخته شد. نقطه آغاز رسمی این جریان را بسیاری در همایش معروف «دلواپسیم» در اردیبهشت ۱۳۹۳ در سفارت سابق آمریکا می‌دانند؛ نشستی که در آن چهره‌هایی مانند حمید رسایی، علیرضا زاکانی، مهدی کوچک‌زاده و برخی فرماندهان سابق سپاه و فعالان رسانه‌ای نزدیک به جبهه پایداری، دولت روحانی را متهم کردند که در حال واگذاری دستاوردهای هسته‌ای کشور است. از همان زمان واژه «خسارت محض» وارد ادبیات سیاسی مخالفان برجام شد؛ عبارتی که بعدها توسط رهبر جمهوری اسلامی نیز درباره نتایج اقتصادی توافق تکرار شد و به ستون اصلی روایت مخالفان تبدیل شد.

هرچه مذاکرات به توافق نهایی نزدیک‌تر می‌شد، فضای سیاسی ایران نیز ملتهب‌تر می‌شد. رسانه‌های نزدیک به اصولگرایان تندرو تقریبا هر روز تیم مذاکره‌کننده را به «ساده‌لوحی» و «اعتماد به آمریکا» متهم می‌کردند و تجمع‌های اعتراضی مقابل مجلس، فرودگاه و وزارت خارجه افزایش یافت. محمدجواد ظریف در آن دوره به اصلی‌ترین هدف حملات بدل شده بود؛ دیپلماتی که از نگاه حامیانش نماد گفت‌وگو و تعامل بود و از نگاه مخالفانش چهره‌ای که می‌خواست ساختار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی را به سازش با آمریکا بکشاند. تصاویر قدم زدن ظریف با جان کری در ژنو و لوزان، برای جریان دلواپس به نماد «عبور از خطوط قرمز» تبدیل شد و بارها در سخنرانی‌ها و مناظره‌ها علیه او استفاده شد.
در تیرماه ۱۳۹۴ و همزمان با اعلام رسمی توافق برجام در وین، خیابان‌های اطراف مجلس و برخی مراکز سیاسی تهران صحنه تجمع مخالفان شد. شعارهایی علیه حسن روحانی، محمدجواد ظریف و علی لاریجانی در تجمعات شنیده می‌شد و برخی معترضان تیم مذاکره‌کننده را به «فروش صنعت هسته‌ای» متهم می‌کردند. علی لاریجانی که در آن مقطع ریاست مجلس را برعهده داشت و تلاش می‌کرد مسیر تصویب برجام را تسهیل کند، به یکی از اهداف اصلی جریان دلواپس تبدیل شد. زمانی که مجلس در مهر ۱۳۹۴ بررسی طرح اجرای برجام را در زمانی کوتاه به پایان رساند، مخالفان با شعارهایی مانند «مرگ بر منافق»، «لاریجانی حیا کن مجلس را رها کن» و «این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده» مقابل مجلس تجمع کردند و او را متهم کردند که اجازه بررسی دقیق توافق را نداده است.

در صحن مجلس نیز فضای کم‌سابقه‌ای شکل گرفت. مخالفان برجام از جمله حمید رسایی، روح‌الله حسینیان و مهدی کوچک‌زاده بارها با فریاد، درگیری لفظی و اعتراض‌های تند روند تصویب توافق را مختل کردند. در یکی از مشهورترین صحنه‌ها، هنگام سخنرانی علی لاریجانی، شعارهای اعتراضی و کوبیدن بر روی میزها فضای مجلس را متشنج کرد. در بیرون از مجلس نیز برخی تجمع‌کنندگان حتی متن برجام را به آتش کشیدند و آن را «سند تسلیم» نامیدند.

پس از اجرایی شدن برجام در دی‌ماه ۱۳۹۴، هر تحول سیاسی یا اقتصادی به میدان تازه‌ای برای نزاع موافقان و مخالفان توافق تبدیل شد. در حالی که دولت روحانی تلاش می‌کرد برجام را گشایشی بزرگ معرفی کند، جریان دلواپس معتقد بود آمریکا به تعهدات خود عمل نخواهد کرد و جمهوری اسلامی بدون دریافت تضمین واقعی، بخش مهمی از ظرفیت هسته‌ای خود را از دست داده است. با روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا و خروج واشینگتن از برجام در سال ۱۳۹۷، مخالفان توافق احساس کردند روایت آنها تایید شده است. آنها خروج ترامپ از برجام را «اثبات ساده‌لوحی دولت روحانی» توصیف کردند و حملات سیاسی به ظریف و روحانی شدت گرفت.
از آن زمان به بعد، واژه «تجربه برجام» به مهم‌ترین ابزار سیاسی جریان تندرو علیه هرگونه مذاکره جدید تبدیل شد. هر بار که بحث توافق تازه یا احیای مذاکرات مطرح شد، همان ادبیات دهه ۹۰ دوباره احیا شد؛ هشدار درباره نفوذ آمریکا، ترس از تکرار «خسارت محض» و متهم کردن دیپلمات‌ها به عقب‌نشینی. اکنون نیز با مطرح شدن توافق احتمالی جدید میان جمهوری اسلامی و دولت دونالد ترامپ، همان چهره‌ها و همان جریان سیاسی بار دیگر فعال شده‌اند؛ با این تفاوت که این بار بسیاری از مخالفان دیروز برجام، خود در مجلس و ساختار رسمی قدرت حضور دارند و تلاش می‌کنند پیش از امضای هر توافقی، هزینه سیاسی آن را برای دولت و مذاکره‌کنندگان افزایش دهند. به همین دلیل، اعتراضات اخیر علیه توافق احتمالی با آمریکا برای بسیاری از ناظران یادآور بازگشت فضای ملتهب سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۴ است؛ سال‌هایی که «دلواپسان» از حاشیه به متن سیاست ایران آمدند و پرونده هسته‌ای را به یکی از مهم‌ترین میدان‌های جنگ داخلی قدرت در جمهوری اسلامی تبدیل کردند.
با این حال همزمان با افزایش تنش سیاسی بر سر توافق احتمالی جمهوری اسلامی و دولت دونالد ترامپ، فضای رسانه‌ای و سیاسی نزدیک به جریان تندرو وارد مرحله‌ای شده که برخی ناظران آن را خطرناک‌ترین وضعیت از زمان مناقشات برجام در دهه ۱۳۹۰ توصیف می‌کنند. در روزهای اخیر، انتشار برخی مواضع و پیام‌ها در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های وابسته به طیف اصولگرای رادیکال، نگرانی‌ها درباره احتمال کشیده شدن اختلافات سیاسی به خشونت خیابانی را افزایش داده است.

در یکی از جنجالی‌ترین مواضع، میثم نیلی، مدیرمسئول رجانیوز و برادر داماد ابراهیم رئیسی، با انتشار مطالبی در فضای مجازی عملا از نیروهای موسوم به حزب‌اللهی خواست در برابر روند توافق سکوت نکنند و به میدان بیایند؛ مواضعی که از سوی منتقدان به عنوان دعوت غیرمستقیم به سازماندهی اعتراضات خیابانی و فشار میدانی علیه دولت تعبیر شد. این اظهارات در شرایطی مطرح شد که تجمع‌های شبانه مخالفان توافق مقابل وزارت خارجه و برخی مراکز سیاسی تهران نیز در حال گسترش است و بخشی از نیروهای تندرو تلاش می‌کنند فضای سیاسی کشور را به سمت تقابل خیابانی سوق دهند.
همزمان انتشار تصویری از یک پیام در بخش «باشگاه مخاطبان» خبرگزاری فارس نیز واکنش‌های گسترده‌ای به همراه داشت. در این پیام، فردی ناشناس با اشاره به احتمال توافق جمهوری اسلامی با دولت ترامپ، تهدید کرده بود که در صورت ادامه وضعیت موجود «نوبت اسیدپاشی به بی‌حجاب‌ها» خواهد رسید. هرچند این پیام به عنوان نظر مخاطب منتشر شده بود، اما بازنشر گسترده آن در شبکه‌های اجتماعی باعث شد بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی نسبت به عادی‌سازی ادبیات خشونت هشدار دهند. منتقدان می‌گویند تکرار چنین ادبیاتی در فضای رسانه‌ای نزدیک به جریان تندرو، می‌تواند زمینه روانی اقدامات خشونت‌آمیز فردی یا سازمان‌یافته را فراهم کند؛ به‌ویژه در جامعه‌ای که هنوز خاطره اسیدپاشی‌های اصفهان در دهه ۱۳۹۰ از حافظه عمومی آن پاک نشده است.
پیوند خوردن موضوع توافق با آمریکا به پرونده‌هایی مانند حجاب و سبک زندگی، بخشی از تلاش جریان تندرو برای تبدیل یک اختلاف دیپلماتیک به نبردی هویتی و ایدئولوژیک است. در این روایت، توافق با آمریکا تنها یک معامله سیاسی نیست بلکه نشانه‌ای از «عقب‌نشینی فرهنگی و انقلابی» جمهوری اسلامی معرفی می‌شود و به همین دلیل بخشی از نیروهای رادیکال تلاش می‌کنند بدنه اجتماعی مذهبی و نیروهای موسوم به ارزشی را برای مقابله خیابانی بسیج کنند.

در صورت ادامه این روند، پیامدهای سیاسی و امنیتی آن می‌تواند فراتر از منازعه بر سر یک توافق هسته‌ای باشد. نخستین نتیجه احتمالی، شکل‌گیری شکاف آشکار درون جریان اصولگرا و حتی در ساختار حاکمیت است؛ شکافی میان نیروهایی که مذاکره را یک ضرورت تاکتیکی برای عبور از بحران اقتصادی می‌دانند و نیروهایی که هرگونه توافق با آمریکا را به معنای عبور از هویت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی تعبیر می‌کنند. دومین پیامد، افزایش احتمال برخوردهای خیابانی میان مخالفان و موافقان توافق یا میان نیروهای تندرو و نهادهای انتظامی خواهد بود؛ به‌ویژه اگر تجمعات اعتراضی از کنترل خارج شود و گروه‌های فشار بخواهند مانند سال‌های پایانی دولت روحانی، نقش مستقیم‌تری در خیابان ایفا کنند.
از سوی دیگر، تکرار ادبیات تهدیدآمیز علیه زنان، فعالان مدنی یا منتقدان سیاسی می‌تواند فضای اجتماعی ایران را بیش از پیش قطبی و ملتهب کند. در سال‌های گذشته، تجربه اعتراضات ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و جنبش «زن، زندگی، آزادی» نشان داده که انباشت خشم اجتماعی در کنار تحریک نیروهای ایدئولوژیک می‌تواند به سرعت به بحران امنیتی تبدیل شود. به همین دلیل برخی ناظران هشدار می‌دهند که اگر نهادهای رسمی در برابر ادبیات تهدید و دعوت به خشونت موضع روشنی نگیرند، فضای سیاسی کشور ممکن است وارد مرحله‌ای شود که در آن اختلاف بر سر سیاست خارجی، به بستری برای درگیری‌های اجتماعی و حتی خشونت سازمان‌یافته تبدیل شود.
در چنین شرایطی، توافق احتمالی با آمریکا دیگر فقط یک پرونده دیپلماتیک نیست؛ بلکه به نقطه‌ای تبدیل شده که شکاف‌های سیاسی، ایدئولوژیک و اجتماعی جمهوری اسلامی را به صورت همزمان آشکار کرده است. اکنون پرسش اصلی تنها این نیست که آیا توافقی میان تهران و واشینگتن امضا خواهد شد یا نه، بلکه این است که ساختار سیاسی ایران تا چه اندازه توان مدیریت پیامدهای داخلی آن را خواهد داشت.
آنچه امروز در فضای سیاسی ایران پیرامون توافق احتمالی جمهوری اسلامی و دولت دونالد ترامپ در حال رخ دادن است، صرفا یک اختلاف معمول بر سر سیاست خارجی نیست، بلکه بازگشت دوباره همان شکاف عمیقی است که از زمان مذاکرات هسته‌ای دهه ۱۳۹۰ ساختار قدرت در جمهوری اسلامی را دچار چنددستگی کرد. اکنون نیز همان بازیگران، همان ادبیات و حتی همان الگوهای بسیج خیابانی دوباره فعال شده‌اند؛ با این تفاوت که این بار بحران اقتصادی، فرسایش اجتماعی، شکاف‌های ناشی از اعتراضات سال‌های اخیر و کاهش سرمایه اجتماعی حکومت، شرایط را به مراتب حساس‌تر از دوران برجام کرده است.
جریان تندرو مخالف توافق تلاش می‌کند با تبدیل مذاکرات به یک مسئله هویتی و ایدئولوژیک، هرگونه مصالحه با آمریکا را معادل «تسلیم» معرفی کند و از طریق فشار رسانه‌ای، تجمعات خیابانی و تهدید سیاسی، هزینه توافق را برای دولت و تیم مذاکره‌کننده افزایش دهد. در مقابل، بخشی از حاکمیت و دستگاه دیپلماسی معتقدند بدون کاهش تنش با غرب و لغو بخشی از تحریم‌ها، ادامه وضعیت اقتصادی و منطقه‌ای موجود می‌تواند برای جمهوری اسلامی پرهزینه‌تر از پذیرش یک توافق محدود باشد. همین تضاد، پرونده توافق را از سطح دیپلماسی فراتر برده و آن را به صحنه رویارویی دو نگاه متفاوت درباره آینده جمهوری اسلامی تبدیل کرده است.
در این میان، خطر اصلی نه فقط شکست یا موفقیت توافق، بلکه پیامدهای داخلی فضایی است که پیرامون آن شکل گرفته است. تکرار ادبیات تهدید، احیای گروه‌های فشار، دعوت غیرمستقیم به تقابل خیابانی و پیوند زدن توافق با موضوعاتی مانند حجاب و سبک زندگی، نشانه آن است که بخشی از جریان رادیکال در حال آماده‌سازی زمین برای یک نبرد سیاسی و اجتماعی گسترده‌تر است؛ نبردی که می‌تواند از کنترل نهادهای رسمی نیز خارج شود. تجربه برجام نشان داد که حتی پس از امضای توافق، نزاع داخلی پایان نمی‌یابد و هر تحول خارجی می‌تواند دوباره شکاف‌های سیاسی را فعال کند. اکنون اما شرایط داخلی ایران شکننده‌تر از آن دوره است و هرگونه تنش کنترل‌نشده می‌تواند به سرعت به بحران امنیتی یا اجتماعی تبدیل شود.

به همین دلیل، توافق احتمالی با آمریکا بیش از آنکه فقط یک پرونده بین‌المللی باشد، به آزمونی برای توانایی جمهوری اسلامی در مدیریت شکاف‌های داخلی تبدیل شده است. آزمونی که نتیجه آن نه تنها سرنوشت مذاکرات با واشینگتن، بلکه آینده تعادل قدرت در داخل ایران را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن