اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
ایران در نقطهای حساسی از تاریخ معاصر خود ایستاده است. ماههای اخیر با خیزش سراسری دیماه ۱۴۰۴ آغاز شد که ازبازار تهران جرقه خورد و به سرعت به اعتراضاتی خونین درسراسر کشور تبدیل گردید.
سرکوب گسترده این اعتراضات توسط نیروهای امنیتی، همراه بادرگیریهای نظامی با آمریکا و اسرائیل در اسفند و فرودین،تصویری از یک نظام آسیبپذیر را به نمایش گذاشته است.
جوانان ایرانی، به عنوان نیروی محرک اصلی این تحولات، نه تنها مطالبات اقتصادی، بلکه خواستههای عمیقتری برای آزادی، کرامت انسانی، رفاه و حکومتی مبتنی بر اراده مردم را فریاد زدهاند.
نسل جوان: موتور محرک تغییر
نسل جوان ایران، متشکل از کسانی که دههها پس از انقلاب۱۳۵۷ متولد شدهاند، با ارزشهای جهانی بزرگ شده و ازمحدودیتهای ایدئولوژیک خسته شده است. در اعتراضات دیماه۱۴۰۴، تصاویر و گزارشها نشاندهنده حضور پررنگ نوجوانان و جوانانی بود که در خط مقدم مبارزه با جمهوری اسلامی و ماشین سرکوب رژیم ایستاده بودند.
آنها نه تنها در برابر سرکوب ایستادگی کردند، بلکه با خلاقیت وشجاعت، نمادهای مقاومت را در شبکههای اجتماعی و خیابانها پخش کردند.
این نسل، برخلاف نسلهای پیشین، مطالباتش فراتر از اصلاحات جزئی است. آزادی بیان و آزادیهای اجتماعی، کرامت انسانی بدون تبعیض جنسیتی یا قومی، رفاه اقتصادی که سالها وعده داده شده اما محقق نشده، و مهمتر از همه، حکومتی که بر پایه اراده مردم بنا شود، شعارهای اصلیشان بوده است.
اعتراضات از دل بحران اقتصادی – سقوط ارزش ریال و تورم افسارگسیخته – آغاز شد، اما سریعا به جنبشی سیاسی برای تغییر بنیادین تبدیل گردید. جوانان با آگاهی از تجربیات جهانی جنبشهای دموکراتیک، میدانند که تغییر پایدار نیازمند مشارکت مدنی و فشار مداوم است.
در شهرهایی مانند تهران، اصفهان، شیراز و مناطق غربی،گزارشهای متعدد از کشته شدن هزاران جوانان معترض حکایت دارد. با این حال، این خونها نه تنها جنبش را متوقف نکرده، بلکه عزم آنها را برای ادامه مسیر مستحکمتر کرده است.
نسل جوان ایران، با دسترسی به اطلاعات جهانی از طریق فناوری، خود را بخشی از جامعه جهانی میبیند و انتظار دارد که جهان نیز صدایشان را بشنود.
نقطه ضعف تاریخی جمهوری اسلامی: از «اگر» به «چه زمانی»
جمهوری اسلامی پس از دههها مدیریت ناکارآمد اقتصادی، فساد ساختاری، سیاستهای خارجی پرهزینه و تنشآفرینیهای منطقهای و جهانی، اکنون در ضعیفترین موقعیت تاریخی خودقرار دارد. اعتراضات خونین دیماه با سرکوب گسترده مواجه شد،اما این سرکوب نتوانست ریشه نارضایتی را بخشکاند. درگیریهای نظامی با آمریکا و اسرائیل در اسفند ۱۴۰۴ و بهار۱۴۰۵، که منجر به آسیبهای جدی به زیرساختها و حتی کشته شدن رهبر و فرماندهان ارشد نظامی و سیاسی و امنیتی شد، براین ضعف افزود.
اقتصاد ایران تحت فشار تحریمها، سوءمدیریت و هزینههای نظامی، در آستانه فروپاشی قرار گرفته است. مردم شاهد بودهاندکه وعدههای رفاه به جای تحقق، به تورم، بیکاری و فقر دامن زده است. در چنین شرایطی، نخبگان و نیروهای میانی نیز نشانههایی از تردید نشان میدهند.
تحلیلگران بر این باورند که جمهوری اسلامی دیگر قادر به کنترل کامل نارضایتی عمومی نیست و اعتراضات آینده، که احتمالا با شدت بیشتری رخ خواهد داد، میتواند به نقطه بازگشت ناپذیری منجر شود.
مسئله تغییر دیگر امروز مربوط به مسئله «اگر» نیست، بلکه «چه زمانی» است. جوانان با درک این واقعیت، روزهای پایانی این سیستم را نزدیک میبینند.
تاریخ نشان داده که رژیمهایی با پایههای لرزان، در مواجهه با جنبش مردمی هماهنگ، دوام نمیآورند. مطالبات مردم برای حکومتی سکولار، پاسخگو و متمرکز بر توسعه، اکنون بیش از هر زمان دیگری قابل دستیابی به نظر میرسد، مشروط بر اینکه فشار داخلی با حمایت خارجی هوشمندانه همراه شود.
ضرورت حمایت بینالمللی: زمان اقدام اکنون است
جامعه جهانی نمیتواند در برابر آنچه در ایران میگذرد، بیطرف بماند. دولتها، سازمانهای حقوق بشری و بازیگران بینالمللی مسئولیت اخلاقی و استراتژیک دارند تا از مردم ایران حمایت کنند. این حمایت نباید به دخالت نظامی مستقیم منجر شود، بلکه شامل فشار دیپلماتیک، تحریم هدفمند مسئولان سرکوب، کمک به دسترسی آزاد به اینترنت برای دور زدن سانسور، و حمایت از صدای معترضان در مجامع جهانی است. مردم از شنیدن وعدههای پوچ «کمک در راه است» خسته شدهاند.
سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا در کنار ایالات متحده آمریکا، میتوانند با محکومیت رسمی کشتار معترضان و تشکیل کمیته حقیقتیاب، گامهای مؤثری بردارند.
ایالات متحده و کشورهای اروپایی، با تجربه حمایت از جنبشهای دموکراتیک، باید کانالهای ارتباطی با جوانان ایرانی را تقویت کنند و از هرگونه توافقی که مشروعیت به جمهوری اسلامی ببخشد، پرهیز نمایند.
زمان اقدام اکنون است؛ تأخیر تنها به طولانی شدن رنج مردم و بیثباتی منطقهای منجر خواهد شد.
حمایت بینالمللی میتواند با فراهم کردن پناهگاه امن برای فعالان،کمک به مستندسازی جنایات و ترغیب به گفتگوهای فراگیر برای گذار مسالمتآمیز، نقش تعیینکنندهای ایفا کند.
جوانان ایران ثابت کردهاند که موتور تغییر هستند؛ جهان باید سوخت این موتور را تأمین کند تا ایران به سمت دموکراسی، رفاه وصلح حرکت کند.
تاریخ قضاوت خواهد کرد که آیا جامعه جهانی در این لحظه حساس، در کنار مردم ایران میایستد و یا سکوت اختیار میکند؟روزهای پایانی جمهوری اسلامی نزدیکتر از آن است که بسیاری تصور میکنند، و آیندهای روشن برای ایران نیازمند عزم جمعی داخلی و حمایت هوشمندانه خارجی است.