خانه پیشنهاد هم‌وطن چرا جمهوری اسلامی توان دفن علی خامنه‌ای را ندارد؟

تابوت سرگردان نظام؛

چرا جمهوری اسلامی توان دفن علی خامنه‌ای را ندارد؟

جمهوری اسلامی در یکی از بحرانی‌ترین و تاریک‌ترین پیچ‌های تاریخی خود، چنان تحت فشار است که حتی در برگزاری و نهایی کردن مناسک مرگ رهبر دوم خود عاجز مانده است.

آوا مهرگانی

جمهوری اسلامی در یکی از بحرانی‌ترین و تاریک‌ترین پیچ‌های تاریخی خود، چنان تحت فشار است که حتی در برگزاری و نهایی کردن مناسک مرگ رهبر دوم خود عاجز مانده است. شاهد آنکه رسانه‌های رسمی و نهادهای امنیتی در روزهای گذشته بارها برنامه‌های متفاوتی را برای زمان و مکان تشییع و تدفین علی خامنه‌ای اعلام و سپس فوراً تکذیب کرده‌اند. وضعیتی که سبب می‌شود ناظران سیاسی و افکار عمومی این سؤال کلیدی را طرح کنند که حکومتی که همواره بر طبل اقتدار و توان سازماندهی خود می‌کوفت، چرا امروز حتی توانایی خاکسپاری نماد اصلی خود را ندارد؟ انتشار اخبار ضد و نقیض و آخرین تکذیبیه‌ها نشان می‌دهد که این سردرگمی، نه یک اختلال فنی یا رسانه‌ای، بلکه بازتابی از یک شکنندگی عمیق امنیتی، بحران جانشینی و هراس از فروپاشی روان‌شناختی در بدنه هواداران نظام است.


بحران مشروعیت و هراس از خیابان؛ ریشه تکذیب‌های متوالی
نخستین و جدی‌ترین عاملی که ماشین تبلیغاتی و امنیتی نظام را به لکنت انداخته، وحشت عریان از فاز پس از اعلام رسمی و قطعی تدفین است. برای حکومتی که مشروعیت خود را به خیابان‌ها گره زده، خلوت بودن یا عدم استقبال توده‌ای از این مراسم، یک تیر خلاص حیثیتی خواهد بود. تضاد شدید میان گمانه‌زنی‌های تایید نشده و تکذیب‌های شتاب‌زده ارگان‌هایی مانند خبرگزاری فارس، ناشی از یک ارزیابی مداوم و لحظه‌ای امنیتی است. دستگاه‌های اطلاعاتی به خوبی می‌دانند که در شرایط خشم فروخورده جامعه و بحران‌های حاد اقتصادی، تمرکز جمعیت بزرگ یا فراخوان برای تجمع چند روزه، می‌تواند به سرعت به جرقه‌ای برای شورش‌های کنترل‌ناپذیر بدل شود.
از سوی دیگر، سران امنیتی نگران نفوذ و سناریوهای خرابکاری در سطوح بالا هستند. عقب‌نشینی‌های پی‌درپی و جابه‌جا کردن تاریخ‌ها، ابزاری برای خریدن زمان آزمودن فضا است تا میزان آمادگی نیروهای سرکوب و احتمال واکنش‌های مدنی سنجیده شود. اعلام‌های مکرر و تکذیب‌های پس از آن، جامعه را در یک وضعیت تعلیق فرساینده نگه‌می دارد تا زهر شوک اولیه گرفته شود و پتانسیل انفجاری خیابان تخلیه گردد.


تور زیارتی تابوت؛ تلاش برای حفظ عمق راهبردی
یکی از عجیب‌ترین ابعاد این سناریو، اصرار بر گرداندن پیکر در یک مسیر طولانی و پرهزینه از تهران به قم، مشهد و حتی عتبات عالیات در عراق است. آستان قدس رضوی اعلام کرده که چندین مکان در حرم رضوی در حال بررسی است و تصمیم نهایی باید با تایید فرزندان خامنه‌ای و رهبر جدید صورت بگیرد. این خط سیر طولانی، فراتر از یک سنت مذهبی، یک کارکرد کاملاً سیاسی دارد و تلاشی برای نمایش مشروعیت از طریق مناسک مرگ است.
حکومت تلاش می‌کند تا با کشاندن این مراسم به شهرهای مذهبی، نوعی بیعت دوباره میان بدنه ایدئولوژیک خود پدید آورد. عبور دادن پیکر از مشهد و قم، تلاشی است برای بسیج آخرین وفاداران مذهبی و بازسازی روحی مأیوس‌ترین لایه‌های نظام. فرستادن نمادین یا برنامه‌ریزی برای دخیل کردن عتبات در عراق نیز پیامی منطقه‌ای دارد و تلاشی ناامیدانه برای نشان دادن این است که «عمق راهبردی» نظام با مرگ شخص اول آن فرو نپاشیده و شبکه‌های نیابتی همچنان به این نماد وفادارند. اما این تور مذهبی، در باطن خود، بازتاب‌دهنده چانه‌زنی‌های پنهان درون حلقه‌های بسته قدرت و مجتبی خامنه‌ای با مراجع و فرماندهان سپاه برای تثبیت صندلی جانشینی است.

میلیاردها تومان از جیب مردم؛ هزینه نمایش اقتدار بر بستر مرگ
در حالی که طبقه متوسط ایران به سرعت در حال سقوط به زیر خط فقر است و کشور با ابربحران‌های معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کند، بودجه‌های نجومی و هولناکی برای این نمایش‌های چند روزه تخصیص یافته است. آماده‌سازی مواکب اربعین، فراخوان نیروهای بسیج از سراسر کشور، تامین لجستیک پروازها و ترابری سنگین میان چندین شهر و هزینه‌های اسکان و پذیرایی ۴۸ساعته و چندروزه زائران حکومتی در مشهد و قم، ارقامی نجومی را به بودجه عمومی کشور تحمیل می‌کند.
این حاتم‌بخشی از بیت‌المال برای تشریفات مرگ کسی که خود را «رهبر مستضعفان» می‌نامید، تناقض آشکار و ساختاری این نظام را عریان‌تر می‌کند. ساخت‌وسازهای ضرب‌الاجلی در حرم مشهد برای ایجاد یک مزار اختصاصی و زیرساخت‌های مذهبی جدید، هزینه‌ای است که مستقیماً از سفره‌های خالی شهروندان ایرانی کسر می‌شود. این ابعاد مالی، خشم عمومی را دوچندان خواهد کرد چرا که جامعه می‌بیند حتی مرگ حاکمانشان نیز بار مالی سنگینی بر دوش آن‌ها می‌گذارد تا صرفاً وفاداران ایده‌ولوژیک نظام برای چند روز سرگرم و تغذیه شوند.


نظام در تله خودساخته
سرگردانی نظام در تعیین زمان و مکان قطعی تدفین علی خامنه‌ای، نمادی عینی از فلج ساختاری در راس هرم قدرت است. جمهوری اسلامی در تله‌ای خودساخته گرفتار شده؛ از یک سو نیازمند یک نمایش خیابانی بزرگ برای بقای روانی بدنه خود است و از سوی دیگر، از سایه خود در خیابان‌ها و پتانسیل خشم مردم وحشت دارد. این تکذیب‌ها و تاخیرها، اقتدار ادعایی نظام را به چالش کشیده و نشان می‌دهد که هسته سخت قدرت، بیش از هر زمان دیگری شکننده، متزلزل و هراسان است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن