خانه پیشنهاد هم‌وطن نه جنگ، نه صلح؛ فرسایش خاموش ایران در سایه آتش‌بس موقت

هموطن شرایط این روزهای کشور را بررسی می‌کند:

نه جنگ، نه صلح؛ فرسایش خاموش ایران در سایه آتش‌بس موقت

 حدود دو ماه پس از پایان موقت جنگ میان آمریکا، اسرائیل وجمهوری اسلامی و در حالی که آتش‌بس موقت برقرار است، تهران و واشنگتن همچنان در حال مذاکره برای دستیابی به توافقی پایدارهستند. در این میان، جمهوری اسلامی وارد وضعیتی شده که بسیاری از تحلیلگران آن را «نه جنگ، نه صلح» توصیف می‌کنند؛وضعیتی مبهم که اگر چه از شدت درگیری نظامی کاسته است،اما همچنان سایه بی‌ثباتی را بر اقتصاد، سیاست و جامعه حفظ کرده است.

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
 حدود دو ماه پس از پایان موقت جنگ میان آمریکا، اسرائیل وجمهوری اسلامی و در حالی که آتش‌بس موقت برقرار است، تهران و واشنگتن همچنان در حال مذاکره برای دستیابی به توافقی پایدارهستند. در این میان، جمهوری اسلامی وارد وضعیتی شده که بسیاری از تحلیلگران آن را «نه جنگ، نه صلح» توصیف می‌کنند؛وضعیتی مبهم که اگر چه از شدت درگیری نظامی کاسته است،اما همچنان سایه بی‌ثباتی را بر اقتصاد، سیاست و جامعه حفظ کرده است.
این شرایط نه تنها پایان بحران نیست، بلکه مرحله‌ای جدید ازفرسایش تدریجی کشور به شمار می‌رود؛ مرحله‌ای که هزینه‌های آن ممکن است در بلندمدت از خود جنگ نیز سنگین‌تر باشد.
نخستین و آشکارترین پیامد وضعیت «نه جنگ، نه صلح» در حوزهاقتصاد نمایان می‌شود. اقتصاد برای رشد و سرمایه‌گذاری به پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارد. فعالان اقتصادی زمانی تصمیم به سرمایه‌گذاری می‌گیرند که بتوانند آینده را تا حدی برآورد کنند.
اما در شرایطی که هر لحظه احتمال شکست مذاکرات و بازگشت درگیری وجود دارد، هیچ سرمایه‌گذار داخلی یا خارجی حاضر نیست منابع خود را در پروژه‌های بلندمدت به خطر بیندازد.
در چنین فضایی، بازارها به جای حرکت به سمت تولید و توسعه، به سمت احتیاط و انتظار سوق پیدا می‌کنند. سرمایه از بخش‌های مولد خارج می‌شود و به بازارهای غیرمولد پناه می‌برد.
نتیجه این روند، کاهش اشتغال، افت تولید و تشدید رکود اقتصادی است. حتی اگر در ظاهر صدای انفجارها خاموش شده باشد،اقتصاد همچنان در وضعیت جنگی باقی می‌ماند.
بخش مهمی از این بحران به دلیل نبود اعتماد سیاسی میان جمهوری اسلامی و جامعه جهانی شکل گرفته است. آنان معتقدند که حتی اگر توافق نهایی نیز حاصل شود، تا زمانی که ساختارتصمیم‌گیری در ایران غیرشفاف و تنش‌زا باقی بماند، امکان بازگشت پایدار سرمایه و رونق اقتصادی محدود خواهد بود.
در عرصه سیاسی نیز وضعیت فوق، آثار قابل توجهی بر جایمی‌گذارد. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که شرایط امنیتی مبهم، معمولا به افزایش نقش نهادهای امنیتی و کاهش فضای سیاسی منجر می‌شود.
حکومت‌ها در چنین موقعیت‌هایی اغلب با استناد به تهدیدهای خارجی، محدودیت‌های بیشتری را بر فعالیت‌های سیاسی و مدنی اعمال می‌کنند.
خطر اصلی آن است که آتش‌بس موقت به ابزاری برای تعلیق مطالبات سیاسی جامعه تبدیل شود. در چنین فضایی، هرگونه انتقاد از عملکرد حکومت می‌تواند با استناد به شرایط حساس کشور به حاشیه رانده شود.
نتیجه این روند، کاهش رقابت سیاسی، محدود شدن فضای عمومی و تضعیف بیش از پیش نهادهای مدنی خواهد بود.
همزمان، خود حکومت نیز با چالشی جدی روبه‌رو است. اگرمذاکرات به نتیجه نرسد، مسئولیت بازگشت بحران متوجه ساختارحاکمیت خواهد شد و اگر به توافقی گسترده منجر شود،پرسش‌های تازه‌ای درباره ضرورت هزینه‌های سنگین سال‌های گذشته مطرح خواهد شد. به همین دلیل، وضعیت کنونی برایحکومت نیز وضعیتی پیچیده و پرهزینه است.
اما شاید عمیق‌ترین آثار این دوره در حوزه اجتماعی قابل مشاهده باشد. جنگ‌ها تنها زیرساخت‌ها را تخریب نمی‌کنند؛ آنها بر روان جمعی جامعه نیز اثر می‌گذارند.
پس از چهل روز درگیری، جامعه ایران با سطح بالایی ازاضطراب، نااطمینانی و خستگی روانی مواجه است. آتش‌بس موقت اگرچه خطر فوری را کاهش داده، اما نگرانی از آینده همچنان پابرجاست.
خانواده‌ها نمی‌دانند آیا باید برای بازگشت به زندگی عادی برنامه‌ریزی کنند یا خود را برای بحرانی تازه آماده نگه دارند.
جوانان درباره آینده شغلی خود اطمینان ندارند. صاحبان کسب‌وکار از سرمایه‌گذاری جدید پرهیز می‌کنند و بسیاری از نخبگان همچنان به مهاجرت به عنوان گزینه‌ای جدی می‌نگرند.
یکی دیگر از پیامدهای اجتماعی این وضعیت، گسترش بی‌اعتمادی عمومی است. در شرایطی که اطلاعات متناقض درباره روندمذاکرات منتشر می‌شود و آینده کشور نامشخص است، فاصله میان جامعه و نهادهای رسمی افزایش پیدا می‌کند. این بی‌اعتمادی می‌تواند سرمایه اجتماعی را که یکی از مهم‌ترین منابع هر کشور در دوران بحران است، تضعیف کند.
مردم و تحلیلگران بر این باورند که مشکل اصلی تنها جنگ یاآتش‌بس نیست، بلکه ساختاری است که کشور را بارها در معرض بحران‌های مشابه قرار داده است.
از نگاه آنان، حتی اگر مذاکرات جاری به توافق نهایی منجر شود،بدون اصلاحات بنیادین در سیاست داخلی و خارجی، خطربازگشت به چرخه تنش همچنان وجود خواهد داشت.
در نهایت، وضعیت نه جنگ، نه صلح را می‌توان نوعی فرسایش خاموش توصیف کرد؛ وضعیتی که در آن نه صدای جنگ شنیده می‌شود و نه آرامش واقعی برقرار است. اقتصاد در انتظار،سیاست در تعلیق و جامعه در اضطراب باقی می‌ماند.

در چنین شرایطی، بزرگ‌ترین خسارت نه در میدان نبرد، بلکه در ازدست رفتن فرصت‌های توسعه، سرمایه انسانی و امید اجتماعی رقم می‌خورد.
آینده ایران بیش از هر چیز به آن بستگی دارد که آیا این آتش‌بس موقت می‌تواند به صلحی پایدار و ثباتی واقعی منجر شود یا تنها مقدمه‌ای برای بحرانی دیگر خواهد بود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن