اختصاصی هموطن/گروه سیاسی-سید امیر موسوی
وضعیت سونامیوار و اپیدمیک تعدیل نیرو و بیکاری گسترده در ایامی که در آنیم، آدمیزاد را به یاد دوره همهگیری کرونا یا یک چیزی شبیه به این میاندازد! با هر کس که در این گوشه و آن گوشه حرف میزنید، یا خودش بیکار شده، یا در آستانه بیکاریست و یا دست کم یکی از نزدیکانش، طعم تلخ این تلاطم و برهم ریختگی را در بعد اقتصادی روتین زندگیاش تجربه کرده.
با بروز جنگ گسترده و تجاوز خارجی به کشور، همان وضع نیمبند و اسفناک اشتغال در ایران که به یمن ناکارآمدی نامبارک سیستم حاکم بر گلوی مردم پنجه میفشرد، این روزها وضع وخیمتری به خود گرفته و شرایط حاکم بر اقتصاد جامعه را به شکل کم سابقهای دچار چالش و بحران کرده است. در وهله کنونی که در آن به سر میبریم، خبری از افزایش حقوق 60 درصدی که نیست و به جز در معدود مواردی، بدنه نیروی انسانی مولد جامعه ایرانی در ماراتن نابرابر با تورم افسارگسیخته در حال زیست یکی از تلخترین تجربیات خود در طول تاریخ معاصر است.
همین شرح ماوقعی که میخوانید، البته اگر در هر جایی جز هموطن و رسانههای مستقلی چون آن منتشر شود با انگ سیاهنمایی و تفهیم عنوان اتهامی فعالیت تبلیغی علیه نظام روبرو خواهد شد اما، واقعیت، صریحتر، مهیبتر و غیرقابل انکارتر از آن است که حتی سرسختترین حامیان چشم و گوش بسته ساختار حاکم نیز بتوانند بر تعفن آن سرپوش بگذارند!
برخی از مجموعهها-از شرکتها و کارخانجات گرفته تا بنگاههای تولیدی صنعتی و همه و همه-که سعی بر رعایت انصاف تا حد امکان به خرج دادهاند با نیروی انسانی خود به توافق رسیدهاند که رقم دریافتی آنها به عنوان نمونه به 70 درصد رقم دریافتی سال گذشته تنزل یافته و در ازا؛ ساعات کاری آنها نیز کمتر شود تا بتوان به مدد چنین حربهای، دست کم از بیکاری گسترده، حتی به قواره چند نفر نیز اجتناب کرد.
اما در همه مجموعههایی که از صنوف مختلف در ذهن داریم، وضعیت به این کژدار و مریزی که فکر میکنید، نیست! تعدیل گسترده نیروهای متخصص و کاربلد در بنگاههای مولد مملکت، این روزها به یک پاندمی تلخ بدل شده و حتی بزرگترین مجموعهها نظیر دیجی کالا و امثالهم نیز تا 2 هزار تعدیل نیز تن دادهاند. وضعیت فضاهای فرهنگی و رسانهای هم که اسفناکتر از آنیست که بتوان به شرحش نشست. موج بیکاری خبرنگاران و اصحاب رسانه نیز در این سونامی به شکل اسفناکی فراگیر شده و رسانههای پرسابقه نیز-به جز رسانههای نظامی و امنیتی-ناچار به تعدیل گسترده نیرو، تعلیق فعالیت یا حتی تعطیلی کامل شدهاند. تعدیل نیروی متخصص در وانفسای کنونی، خود به مثابه یک انتحار برای هر مجموعهای است که مدتها برای آموزش آن نیرو و ایجاد مهارتهای حرفهای در آن، هزینه کرده و حالا مجبور است تا به دست خود، راه خروج را به قوه محرکه سیستمش نشان دهد.
ساز ناکوک این سمفونی تلخ به این جا ختم نشده و با تعدیل گسترده نیروها در مجموعههای مختلف، نیروهای باقی مانده در مجموعه، گاه مجبور به فعالیت در چند پست و سمت تخصصی جداگانه به قواره چند نفر هستند و همین امر، سبب تحلیل راندمان کاری این نیروی انسانی در نهایت کاهش بهرهوری آن مجموعه میشود. امری که نارضایتی گسترده، تنها نوک کوه یخ مصائب مرتبط با آن به شمار میرود. قرارداد نیروهای باقی مانده در مجموعههای مختلف اقتصادی، مدتهاست که از شکل یک ساله به سه ماهه و گاه، کمتر تنزل مدت یافته و همین امر نیز، امنیت شغلی شمار گستردهای از شهروندان را با مخاطرات جدی روبرو ساخته است.
حال در چنین وضعیتی اگر شبها گذری به میادین و خیابانهای اصلی و فرعی شهر بیاندازید، جماعت پرچم به دستی را خواهید دید که با رگ متورم گردنشان و چهرهای عبوس در حال سر دادن شعاری پرطمطراق هستند؛ «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا»! نبردی که هزینه سرسام آور ایرانسوز و خانمان برانداز آن، ظاهرا نه بر گردن این جماعت شبگرد و وطنپرست مناسبتی که بر گرده نحیف مردمی است که هر روز، بیش از قبل در باتلاق مصیبت و گرفتاری ابرتورم و بیکاری و کرور کرور مشقاتی از این دست فرو میروند و صدای شکستن استخوانشان هر از گاهی به تلخی به گوش میرسد.