خانه ویژه اعتراضات خونین ۱۴۰۴ فرزند ایران و جان فدای میهن…

زنده نگه داشتن یاد جاویدنامان وطن، چگونه به بازتولید مطالبه‌گری جامعه کمک می‌کند

فرزند ایران و جان فدای میهن…

مردم ایران در این یک فقره، الحق و الانصاف، مردمان خوش‌حافظه و سربلندی بوده‌اند.

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی

مردم ایران در این یک فقره، الحق و الانصاف، مردمان خوش‌حافظه و سربلندی بوده‌اند. هر کجا خون مظلومی از هموطنان‌شان به چنگال ظلم بر زمین جاری شده، نه یادش را به دست فراموشی سپرده‌اند و نه ظلم روا شده بر او را زیر تیغ تسامح و تساهل فرستاده‌اند. اگر تورقی تیتروار در همین تاریخ معاصر-مشخصا از ماجرای کوی دانشگاه به این سو-داشته باشیم، هنوز نام سعید زینالی، جوان گم شده وطن بر سر زبان مردمان این سرزمین جاری بوده و این نام هر بار در موسم سالگرد این بزنگاه تلخ، دوباره زنده می‌شود و با همان شعار معروف مادرش؛ «سعید من کجاست؟» باز در میان اذهان و وجدان بیدار ایرانیان دست به دست می‌چرخد.
هنوز مامان گوهر بعد از این همه سال از سال سیاه ۸۸ به این طرف در سوگ دردانه پسرش؛ ستار بهشتی تنها نیست. مردمان این سرزمین، هنوز در سوگ محسن محمدپور، کارگر نوجوان پرپرشده آبان عزادارند و هنوز نام سید محمد حسینی و تنهایی‌اش از یاد هیچ احدی نرفته. عموماشاالله کرمی در اندوه سربداری محمد مهدی، میلیون‌ها شریک غم دارد و مامان منیژه در این داغ، تک افتاده نیست. هنوز با شنیدن «یه دل می‌گه، برم، برم» از عارف از صدای نوجوانی نیکا یاد می‌شود و هیچکس به احترام خواست این دختر زیبای ایرانه‌خانم، حتی به وقت مرورش، لحظه‌ای لبخند به لب نمی‌آورد. هنوز هر بار به وقت بازی‌های دورتموند در بوندس‌لیگا، مردم از شور و شوق سارینا یاد می‌کنند و همچنان پا به پای خلوت مامان منیر در سوگ یخ‌آلود ماندن پیکر بی‌جان کیان شیرین وطن، اشک می‌ریزند. هنوز نام مهسای وطن رمزگونه در ذهن همه ماست.
حالا اما باز برگ سیاه دیگری در تاریخ تلخ این سرزمین ورق خورده و به مدد شقاوت اشقیای ظلم، دی‌ماه خونین سال چهار، تکه‌ای از قلب ایرانیان را برای همیشه سرد کرده است. مردمان کوچه و بازار در ایامی که در آنیم، هنوز و به رغم از سر گذراندن جنگی ایرانسوز-که هنوز هم سرنوشتش بر کسی آشکار نیست و بسیاری دیگر از ایرانیان را به سفره مویه عزا نشانده-همچنان در بهت و حیرت از آن حجم وسیع از کشتار و قتل‌عام، شب به روز و روز به شب می‌رسانند.
سوگ جمله «فرزند ایران و جان‌فدای میهن»، امروز به اسم رمزی دیگر در میان ایرانیان بدل شده و با تکرار هرباره‌اش در نبرد و تاب آوری در مقابل ظلم و دیکتاتوری، مصمم‌تر می‌شوند. تصویر ابزورد حمل پیکر نیمه جان هموطنی بر دوش حمید مهدوی، آتشنشان جان‌فدای میهن بر ذهن هر بیننده و هر وجدان بیداری حک شده و بسیاری که حتی ذهن‌شان را یارای تماشای همه آن ۱۲ دقیقه حسرت‌بار و سیاه و گشتن سپهر بابا در میان پیکرهای پرپر شده وطن نبوده، نام سپهر را هر بار به بهانه‌ای در صفحات مجازی خود تکرار می‌کنند و خونخواهی از خون دردانه‌های ایرانه‌خانم را به هم یادآور می‌شوند.
همین بازتاب وسیع گفت‌وگوی مسعود پیاهو، شهروندی که تصویر معترض نشسته در مقابل نیروهای سرکوب را ثبت کرده بود و خبر اجرای قریب‌الوقوع حکم ده ساله‌ زندانش، بار دیگر ثابت کرد که مردمان این سرزمین از حافظه ضعیفی درباره ستم‌های رواشده بر هموطنان خود برخوردار نبوده و هر بار، جرقه‌ای به شعله‌ور شدن دوباره خشم علیه ظلم استبداد در این جامعه منجر می‌شود.
هنوز هم که هنوز است با گذشت چندین ماه از دیماه سیاه ۰۴، هر صفحه مجازی را که در هر پلتفرمی باز می‌کنید، نام یک جاویدنام وطن به چشم‌تان خورده و تلنگرگونه، پرکشیدن مظلومانه فرزند رشید دیگری از این قبیله را یادتان می‌اندازد. گاه با یادی از علی که حد نهایت آرزویش، خرید یک ۲۰۷ بود و گاه با یادی از محمدرضا قاسم‌زاده و صدای لرزان پدری که نام یل خانه‌‎اش را در میان هیچ یک از اسامی جاویدنامان وطن نشنیده بود. القصه که یاد همه جوانان، مردان و زنان رعنای این سرزمین که به گمان جلوگیری از اصابت ساچمه، چند لایه لباس برتن کرده و با شلیک تیرهای خلاص و گلوله‌های جنگی، هرگز به خانه بازنگشتند، هنوز و هنوز و هنوز در ذهن اهالی این سرزمین، بیدار و زنده است.
یادآوری که هم تاب‌آوری و هم بازتولید مطالبه‌گری در جامعه ستمدیده ایران را به دنبال داشته و هر بار، منسجم‌تر و سرزنده‌تر از پیش، خود را در مقابل دیدگان هر بیننده‌ای نمایان می‌کند و هر مرتبه به خاری در چشم هر اقتدارگرا و تمامیت‌خواهی بدل می‌شود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن