اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
مصطفی محمدپور، رئیس اداره بهزیستی کاشمر گفته است که در حال حاضر آنچه در میان دانشآموزان رایج شده و زمینهساز ایجاد وابستگی به مواد مخدر میگردد، از مصرف مواد مخدر ناس آغاز میشود. متأسفانه دسترسی کودکان به این ماده بسیار آسان است، زیرا فروش آن جرم محسوب نمیشود و بهعنوان ماده مخدر شناخته نشده است. در نتیجه، در سوپرمارکتها یافت میشود و دانشآموزان نیز بهسادگی به آن دسترسی پیدا میکنند.
هشدارهای تازه درباره افزایش دسترسی دانشآموزان به مواد دخانی و مواد مخدر، بار دیگر یکی از مهمترین آسیبهای اجتماعی ایران را به مرکز توجه آورده است؛ بحرانی که پیامدهای آن تنها به سلامت فردی نوجوانان محدود نمیشود، بلکه میتواند آینده اجتماعی و اقتصادی کشور را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
گزارشهای منتشرشده درباره وضعیت مصرف مواد در میان دانشآموزان نشان میدهد که نگرانیها درباره کاهش سن گرایش به مواد اعتیادآور افزایش یافته است. کارشناسان اجتماعی و حوزه سلامت هشدار میدهند که دسترسی آسان، قیمت پایین برخی مواد، تبلیغات گمراهکننده و نبود آموزش کافی درباره پیامدهای مصرف، از عوامل مؤثر در گسترش این پدیده هستند.
ورود دخانیات و مواد مخدر به گروههای سنی پایینتر، مسئلهای فراتر از یک رفتار فردی است. نوجوانی دورهای حساس در شکلگیری شخصیت، سلامت روان و مسیر آینده زندگی است. آغاز مصرف در این سنین میتواند احتمال وابستگی، افت تحصیلی، مشکلات روانی و آسیبهای اجتماعی در سالهای بعد را افزایش دهد.
مسئله مهمتر آن است که بسیاری از نوجوانان ممکن است مصرف برخی مواد را جدی تلقی نکنند. تصور نادرست درباره «بیخطر بودن» بعضی محصولات دخانی یا مواد اعتیادآور، میتواند نخستین قدم برای شکلگیری وابستگی باشد؛ وابستگیای که در ادامه ممکن است فرد را با مشکلات جدیتر روبهرو کند.
از فشارهای اقتصادی تا کمبود حمایت اجتماعی؛ چرا نوجوانان آسیبپذیرتر شدهاند؟
گسترش مصرف دخانیات و مواد مخدر در میان نوجوانان معمولاً نتیجه یک عامل مشخص نیست، بلکه حاصل مجموعهای از شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است.
فشارهای اقتصادی بر خانوادهها، افزایش نگرانی درباره آینده، مشکلات ارتباطی میان والدین و فرزندان، کمبود برنامههای تفریحی سالم و ضعف دسترسی به خدمات مشاورهای، میتواند زمینه آسیبپذیری نوجوانان را افزایش دهد.
در بسیاری از موارد، نوجوانانی که به سمت مصرف مواد گرایش پیدا میکنند، لزوماً از ابتدا با هدف اعتیاد این مسیر را آغاز نمیکنند. کنجکاوی، فشار گروه همسالان، تلاش برای پذیرفته شدن در جمع دوستان یا فرار از مشکلات روحی میتواند از عوامل شروع مصرف باشد.
در این میان، نقش مدارس اهمیت ویژهای دارد. مدرسه تنها محل آموزش دروس نیست؛ بلکه یکی از مهمترین محیطها برای شناسایی مشکلات اجتماعی و روانی دانشآموزان است. با این حال، منتقدان معتقدند که نظام آموزشی ایران در بسیاری از موارد بیشتر بر آموزش درسی تمرکز کرده و ظرفیتهای لازم برای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، مشاوره و حمایت روانی را به اندازه کافی توسعه نداده است.
مبارزه با مصرف مواد در میان نوجوانان تنها با برخوردهای انتظامی یا افزایش مجازاتها امکانپذیر نیست. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که پیشگیری مؤثر نیازمند آموزش مداوم، گفتوگوی آزاد با نوجوانان، افزایش مهارتهای زندگی و ایجاد اعتماد میان دانشآموز، خانواده و سیستم آموزشی است.
سیاستهای واکنشی به جای پیشگیری؛ هزینهای که جامعه در آینده پرداخت خواهد کرد
یکی از انتقادهای اصلی درباره مدیریت آسیبهای اجتماعی در ایران، رویکرد واکنشی به جای سیاستهای پیشگیرانه است. در بسیاری از موارد، زمانی توجه عمومی و مسئولان به یک بحران جلب میشود که نشانههای آن در جامعه گسترده شده است.
مصرف دخانیات و مواد مخدر در میان دانشآموزان نیز از همین الگو پیروی میکند. هشدار درباره افزایش دسترسی نوجوانان به مواد، این پرسش را مطرح میکند که چرا سازوکارهای پیشگیری و نظارت پیش از گسترش مشکل، فعالتر عمل نکردهاند.
کنترل عرضه مواد، مقابله با شبکههای توزیع و افزایش نظارت ضروری است، اما این اقدامات به تنهایی کافی نیست. اگر عوامل اصلی مانند مشکلات اقتصادی، فشارهای روانی، نبود حمایت اجتماعی و کمبود آموزشهای مؤثر نادیده گرفته شوند، مقابله با این پدیده دشوار خواهد بود.
جامعهای که در آن نوجوانان زودتر با مواد اعتیادآور مواجه میشوند، در واقع با تهدیدی علیه سرمایه انسانی خود روبهرو است. آسیب به سلامت جسمی و روانی نسل جوان، در آینده میتواند هزینههای بیشتری برای نظام درمانی، اقتصاد و ساختار اجتماعی ایجاد کند.
مقابله با مصرف دخانیات و مواد مخدر در مدارس نیازمند یک برنامه ملی و بلندمدت است؛ برنامهای که در آن آموزش، سلامت روان، حمایت خانوادهها و اصلاح شرایط اجتماعی در کنار اقدامات نظارتی قرار گیرد.
هشدارهای امروز درباره وضعیت دانشآموزان باید به جای واکنشهای کوتاهمدت، فرصتی برای بازنگری در سیاستهای اجتماعی باشد. زیرا آینده یک کشور تنها با منابع اقتصادی و زیرساختها ساخته نمیشود؛ بلکه به سلامت، امید و توانمندی نسل جوان آن وابسته است.