اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
دانشگاه در هر جامعهای قرار است محل پرسش، نقد و تولید دانش باشد؛ جایی که دانشجو بتواند درباره سیاست، اقتصاد و آینده کشور بحث کند، بدون آنکه بیان دیدگاه یا حضور در یک تجمع، آینده تحصیلی و شغلی او را تهدید کند. اما در ایران، برخوردهای پس از اعتراضات و کشتار خونین دی ماه ۱۴۰۴ ، بار دیگر نشان داده است که دانشگاه میتواند همزمان با محل تحصیل، به عرصهای برای کنترل و مجازات دانشجویان تبدیل شود.
ماهها پس از اعتراضات دیماه، پرونده دانشجویان همچنان بسته نشده است. در دانشگاه صنعتی شریف، معاون دانشجویی دانشگاه از تشکیل پرونده برای ۱۱۵ دانشجو و صدور حکم اخراج برای شش نفر خبر داده است. به گفته او، در مجموع ۲۳۶ دانشجو به شورای انضباطی معرفی شده بودند.
در دانشگاه فردوسی مشهد نیز برای ۱۰ دانشجو که در ارتباط با اعتراضات دیماه با پرونده انضباطی مواجه شدهاند، یک حکم اخراج، هشت حکم محرومیت موقت از تحصیل در مجموع به مدت ۱۶ نیمسال و یک حکم توبیخ کتبی صادر شده است.
این ارقام فقط مجموعهای از احکام اداری نیستند. پشت هر پرونده، یک دانشجو قرار دارد که ممکن است ماهها یا سالها از تحصیل محروم شود، مسیر حرفهایاش تغییر کند یا با سابقهای مواجه شود که آینده شغلی و اجتماعی او را تحت تأثیر قرار دهد.
دانشگاه پس از دیماه؛ اعتراض تمام شد، پروندهها نه
اعتراضات خونین دیماه ۱۴۰۴ برای بسیاری از دانشجویان با پایان تجمعها تمام نشد. گزارشهای منتشرشده در ماههای بعد از ادامه احضار، بازداشت و تشکیل پروندههای انضباطی و قضایی خبر دادهاند. در دانشگاه تهران نیز گزارش شده بود که دستکم سه دانشجو، مبین صفدری، علی طاهریکیا و عباس یوسفی، همچنان در بازداشت بودند.
در دانشگاه شریف نیز دامنه برخوردها محدود به شش دانشجویی که دانشگاه رسماً درباره آنها اطلاعرسانی کرده نیست. گزارشهای دانشجویی و حقوق بشری از صدور احکام اخراج بیشتر خبر دادهاند و شمار دانشجویان اخراجشده این دانشگاه در مقطعی به ۱۰ نفر رسیده است.
حتی در آستانه سال تحصیلی جدید نیز روند برخورد ادامه داشته است. گزارشها از تأیید احکام اخراج و محرومیت از تحصیل سه دانشجوی دانشگاههای تهران و شهید بهشتی حکایت دارد.
به این ترتیب، پیامدهای اعتراضات برای بخشی از دانشجویان از خیابان و تجمع به فضای دانشگاه منتقل شده است؛ جایی که ابزارهای انضباطی میتوانند در کنار برخورد قضایی، مسیر تحصیل یک فرد را تغییر دهند.
وقتی کمیته انضباطی جای گفتوگو را میگیرد
مسئله فقط تعداد اخراجها یا مدت محرومیتها نیست. مسئله بزرگتر، تغییری است که چنین برخوردهایی میتواند در رابطه میان دانشجو و دانشگاه ایجاد کند.
دانشگاه زمانی میتواند محیط تولید علم باشد که دانشجو احساس کند میتواند سؤال بپرسد، مخالفت کند و درباره مسائل جامعه حرف بزند. اگر دانشجو تصور کند فعالیت مدنی یا سیاسی ممکن است به احضار، پرونده انضباطی، محرومیت یا اخراج منجر شود، نتیجه طبیعی میتواند کاهش مشارکت و افزایش خودسانسوری باشد.
البته مقامهای دانشگاهی درباره برخی پروندهها اتهامهایی مانند ایجاد آشوب، درگیری فیزیکی، حمل سلاح سرد یا توهین به پرچم را مطرح کردهاند و تأکید کردهاند که احکام بر اساس آییننامههای انضباطی صادر شده است. در نتیجه، برای ارزیابی هر پرونده باید میان ادعاهای رسمی، دفاعیات دانشجویان و گزارشهای مستقل تفکیک قائل شد.
اما حتی فارغ از اختلاف بر سر جزئیات پروندهها، گستردگی احضارها و احکام نشان میدهد که اعتراضات دیماه اثر خود را برای مدت طولانی بر فضای دانشگاه باقی گذاشته است.
هزینهای که فقط دانشجو نمیپردازد
اخراج یا زندانیشدن یک دانشجو تنها مجازات یک فرد نیست؛ هزینه آن میتواند به خانواده، دانشگاه و در نهایت جامعه منتقل شود. دانشجویی که سالها برای ورود به دانشگاه و کسب تخصص سرمایهگذاری کرده، با یک حکم اخراج یا محرومیت ممکن است بخشی از مهمترین سالهای زندگی خود را از دست بدهد.
در سطح دانشگاه نیز افزایش پروندههای انضباطی و قضایی میتواند فضای گفتوگو را محدود کند. دانشجو به جای آنکه مسائل جامعه را در کلاس، انجمن دانشجویی یا نشست دانشگاهی مطرح کند، ممکن است ترجیح دهد سکوت کند یا مسیر دیگری برای بیان اعتراض خود پیدا کند.
پیامد دیگر، تشدید میل به مهاجرت است. برای دانشجویی که آینده تحصیلی و شغلی خود را نامطمئن میبیند، دانشگاه خارجی میتواند نه فقط یک فرصت علمی، بلکه راهی برای خروج از محیطی باشد که در آن فعالیت اجتماعی و سیاسی با هزینههای سنگین همراه شده است.
در نهایت، مسئله دانشگاه فقط درباره چند حکم اخراج یا چند دانشجوی زندانی نیست. دانشگاه محل تربیت نسلی است که قرار است پزشک، مهندس، پژوهشگر، استاد، مدیر و کارآفرین آینده کشور باشد. هرچه فضای دانشگاه بیشتر بر اساس کنترل، پرونده و مجازات شکل بگیرد، پرسش مهمتری پیش روی جامعه قرار میگیرد: کشوری که برای مدیریت دانشگاه به کنترل دانشجو متوسل میشود، با سرمایه انسانی و علمی خود در بلندمدت چه خواهد کرد؟