آوا مهرگانی
انتشار ویدئویی از سخنان عباس حیدرزاده، از مداحان نزدیک به هسته سخت قدرت، بار دیگر موضوع غیبت پرابهام و رازآلود مجتبی خامنهای را در صدر توجهات، تحلیلها و گمانهزنیهای فضای مجازی قرار داده است. حیدرزاده به نقل از احمد مروی، تولیت آستان قدس رضوی، مدعی شده که مجتبی خامنهای در شب تدفین علی خامنهای، از ساعت ۱۲ شب تا ۷ صبح، بهدور از چشم مردم و دوربینها در حرم امام رضا حضور داشته، نیم ساعت کنار قبر پدرش نشسته، با او صحبت کرده و مسئولان ارشد نیز پشت سر او نماز خواندهاند. او تأکید کرده که وی «در صحت و سلامت کامل» بوده است.
این اظهارات عجیب و نیازمند اثبات، دقیقاً مصداق همان گمانهزنیهایی است که در همان ایام مراسم تشییع و تدفین مطرح میشد؛ اینکه دستگاههای تبلیغاتی و امنیتی حکومت برای جبران غیبت طولانی و غیرقابل توضیح رهبر جدید، بهمرور سناریوهایی از حضورهای پنهانی، «با چهره مبدل» یا «در تاریکی شب» خلق خواهند کرد تا عدم حضور علنی او را پوشش دهند.
قطعه تازه از پازل غیبت
ابهام در سرنوشت، وضعیت جسمانی و حتی محل استقرار خامنهای دوم، یکی از بیسابقهترین و پیچیدهترین بحرانهای مشروعیت و فرآیند انتقال قدرت را در تاریخ جمهوری اسلامی رقم زده است. از زمان اعلام خبر درگذشت علی خامنهای و مطرح شدن نام مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر سوم، افکار عمومی با یک شیوه حکمرانی کاملاً «شبحگون» مواجه شده است.
در تمام این مدت، هیچ ویدئو، تصویر تازه یا روایت بصری زندهای از او منتشر نشده است. تمام انتسابها و کنشهای منتسب به رهبر جدید، تنها به پیامهای مکتوب و تایپ شده محدود بوده است. در کشوری که انتقال قدرت همواره با مانورهای خیابانی و نمایشهای پرحجم رسانهای همراه بوده، این سکوت بصری مطلق، فرضیات متعددی را در مورد ناتوانی جسمی، عدم استقرار کامل، یا حتی اختلافات شدید در هسته مرکزی قدرت برانگیخته است.
اگرچه پیش از این مسعود پزشکیان از دیدارهای چندین ساعته خود با رهبر جدید گزارشهایی داده است اما با توجه به اینکه حتی از این دیدارهای عالیترین مقام اجرایی کشور نیز یک فریم عکس یا چند ثانیه فیلم خبری منتشر نشده؛ پروژه اقناع افکار عمومی با شکست مواجه شد. در واقع این مدل از اطلاعرسانی یکطرفه و قطرهچکانی، بیشتر از آنکه اقتدار رهبر جدید را تثبیت کند، به شایعات درباره عدم وجود یا ناتوانی او دامن زده است.
در میان این ادعاها و سناریوسازیها، سخنان مقامات رسمی حکومت ابعاد تازهای از این بحران را برملا کرده است. یکی از مهمترین و تأملبرانگیزترین اظهارات مربوط به عباس عراقچی، وزیر امور خارجه بود که در پاسخ به پرسشهای صریح رسانهها درباره وضعیت رهبری جدید، رسماً و علناً اعتراف کرد که تاکنون موفق به دیدار یا ملاقات با او نشده است.
این اعتراف برای شخص اول دستگاه دیپلماسی کشور که در حساسترین شرایط منطقهای و بینالمللی باید مجری سیاستهای کلان نظام باشد، موضوعی ساده و عادتی نیست. چطور ممکن است کلیدیترین مسئول سیاست خارجی یک حکومت، با فردی که مدعی مدیریت کلان کشور است هیچ ارتباط مستقیمی نداشته باشد؟ این تناقض فاحش نشان میدهد که حتی در بالاترین سطوح کابینه و ساختار اجرایی نیز دسترسی به رهبر جدید وجود ندارد و تصمیمات در حلقهای بسیار تنگ، امنیتی و کاملاً مسدود اتخاذ میشوند.
تناقض در دستگاه تبلیغاتی
بر همین اساس، اظهارات جدید عباس حیدرزاده، پیش از آنکه ناظران را قانع کند، تناقض ساختاری و عمیق دستگاه تبلیغاتی حکومت را به رخ کشیده است. پرسش اساسی و افکار عمومی این است که اگر مجتبی خامنهای آنگونه که مداحان مدعی هستند «در صحت و سلامت کامل» قرار دارد، ۷ ساعت تمام در حرم حضور مییابد و مسئولان پشت سر او نماز میخوانند، چرا حکومت از ثبت و انتشار حتی یک تصویر چندثانیهای از این حضور عاجز است؟
چرا فردی که قدرت را در دست گرفته، برای اثبات حضور و سلامت خود باید به روایات نقلقولشده از سوی مداحان و روضهخوانان متوسل شود، اما قادر نیست در یک پیام تصویری کوتاه با مردم سخن بگوید؟ تناقض میان «ادعای سلامت و حضور» و «عجز از ارائه سند بصری»، نشاندهنده دستپاچگی سیستم در مدیریت افکار عمومی است.
انتشار این ویدئو موجب شکلگیری موج گستردهای از واکنشها، انتقادات و تحلیلهای طنزآمیز در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی شده است.
در نهایت، مسئله اصلی دیگر صرفاً این نیست که مجتبی خامنهای در مراسم تدفین پدرش حضور داشته یا نه؛ مسئله این است که چرا درباره حضور رهبر جدید جمهوری اسلامی، به جای اسناد تصویری و روایتهای قابل راستیآزمایی، مجموعهای از نقلقولها و روایتهای غیرمستقیم در حال انتشار است. اگر مجتبی خامنهای واقعاً در سلامت کامل است و آنگونه که حیدرزاده میگوید در حساسترین شب انتقال قدرت، ساعتها در حرم امام رضا حضور داشته، سادهترین راه برای پایان دادن به این ابهام، انتشار یک تصویر یا ویدئوی روشن و قابل راستیآزمایی از اوست. تا زمانی که چنین سندی منتشر نشود، هر روایت تازه نهتنها الزاماً ابهام قبلی را برطرف نمیکند، بلکه میتواند پرسشهای تازهای درباره چرایی غیبت علنی رهبر جدید ایجاد کند.