اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
امضای «توافق دفاع مشترک مکه» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را نمیتوان صرفاً یک پیمان نظامی دیگر در خاورمیانه دانست. توافقی که در مکه امضا شد، حمله مسلحانه به یکی از سه کشور را حمله علیه هر سه تلقی میکند؛ سازوکاری که وزیر خارجه ترکیه آن را از نظر فنی مشابه ماده پنجم ناتو توصیف کرده است.
این توافق دشمن مشخصی را نام نمیبرد و مقامهای ترکیه تأکید کردهاند که هدف آن مقابله با ایران نیست. با این حال، سیاست خارجی جمهوری اسلامی را نمیتوان از این تحول جدا کرد. در منطقهای که تهران طی چهار دهه تلاش کرده خود را یکی از قطبهای اصلی قدرت معرفی کند، سه کشور مهم مسلمان اکنون در حال ایجاد سازوکاری برای همکاری دفاعی، امنیتی و اطلاعاتی هستند؛ بدون آنکه جمهوری اسلامی در طراحی این معماری امنیتی نقشی داشته باشد.
این شاید مهمترین پیام توافق مکه باشد: ایران نه بهعنوان معمار امنیت منطقه، بلکه به طور فزاینده بهعنوان مسئلهای در محاسبات امنیتی همسایگانش دیده میشود.
از «عمق راهبردی» تا انزوای راهبردی
جمهوری اسلامی سالها سیاست خارجی خود را بر ایجاد «عمق راهبردی» در منطقه بنا کرده است؛ از لبنان و سوریه تا عراق و یمن. استدلال حکومت این بود که با گسترش نفوذ منطقهای، امنیت ایران در بیرون از مرزهایش تضمین خواهد شد. اما توافق مکه تصویر دیگری ارائه میکند.
عربستان سعودی، که در سالهای اخیر تلاش کرده روابط خود را با تهران مدیریت و حتی تنشزدایی کند، اکنون در کنار ترکیه و پاکستان به سمت یک چارچوب دفاعی مشترک حرکت کرده است. ترکیه، عضو ناتو و یکی از مهمترین قدرتهای نظامی منطقه، و پاکستان، کشوری دارای توان هستهای، نیز در کنار ریاض قرار گرفتهاند.
این تحول را باید در کنار سالها سیاست خارجی پرهزینه جمهوری اسلامی دید؛ سیاستی که در بسیاری از مقاطع، منابع اقتصادی و سیاسی ایران را صرف رقابتهای منطقهای کرده، اما نتوانسته برای تهران یک شبکه پایدار از متحدان رسمی دولتها ایجاد کند.
ایران امروز در شرایطی قرار گرفته که سه کشور با جمعیت، توان اقتصادی و نظامی قابل توجه در حال ایجاد یک سازوکار امنیتی جدید هستند و تهران بیرون از آن قرار دارد.
این همان تناقض بزرگ سیاست خارجی جمهوری اسلامی است: حکومت مدعی است ایران را به یک قدرت منطقهای تبدیل کرده، اما همزمان بسیاری از همسایگان ایران در حال ایجاد ترتیبات امنیتی جدید بدون مشارکت تهران هستند.
حتی احتمال گسترش این پیمان نیز مطرح شده است. رجب طیب اردوغان از امکان پیوستن کشورهای دیگر سخن گفته و مصر بهعنوان یکی از گزینههای احتمالی مطرح شده است. در صورت تحقق چنین سناریویی، وزن ژئوپلیتیکی این چارچوب به شکل قابل توجهی افزایش خواهد یافت.
مسئله فقط ارتشها نیست؛ مسئله اعتماد است
برای جمهوری اسلامی، خطر اصلی توافق مکه صرفاً تعداد جنگندهها، موشکها یا نیروهای نظامی کشورهای عضو نیست. مسئله مهمتر، اعتماد سیاسی میان کشورهایی است که تهران نتوانسته آن را ایجاد کند.
عربستان سعودی و ترکیه دو کشوری هستند که در سالهای اخیر روابط پیچیدهای با جمهوری اسلامی داشتهاند، اما هر دو به این نتیجه رسیدهاند که باید ظرفیتهای امنیتی خود را متنوع کنند. پاکستان نیز با وجود روابط سنتی با تهران، اکنون در چارچوبی قرار گرفته که میتواند همکاری دفاعی آن با ریاض و آنکارا را به سطحی تازه برساند. این واقعیت باید برای تهران نگرانکننده باشد.
سیاست منطقهای جمهوری اسلامی اغلب بر این فرض استوار بوده که کشورهای منطقه یا باید با ایران همراه شوند یا در برابر آن قرار گیرند. توافق مکه نشان میدهد راه دیگری هم وجود دارد: کشورها میتوانند بدون پیوستن به آمریکا یا اسرائیل، سازوکار امنیتی مستقلی ایجاد کنند که در آن ایران نقشی نداشته باشد.
این اتفاق شکست ایدهای است که جمهوری اسلامی سالها تبلیغ کرده است؛ ایدهای که بر اساس آن تهران باید مرکز ثقل امنیت خاورمیانه باشد.
از این منظر، توافق مکه را باید نه فقط یک پیمان دفاعی، بلکه یک شکست دیپلماتیک برای جمهوری اسلامی دانست.
تهران سالها از «وحدت جهان اسلام» سخن گفته است؛ اما اکنون سه کشور مهم مسلمان، در یکی از مقدسترین شهرهای جهان اسلام، پیمانی امنیتی امضا کردهاند که ایران در آن حضور ندارد.
این تناقض را نمیتوان با تبلیغات رسمی پنهان کرد.
ایرانِ منزوی، هزینه سیاست خارجی جمهوری اسلامی
البته نباید در اهمیت توافق مکه اغراق کرد. هنوز جزئیات اجرایی پیمان مشخص نیست و روشن نیست که در یک جنگ واقعی، هر سه کشور تا چه اندازه حاضر به ورود نظامی مستقیم برای دفاع از دیگری باشند. همچنین این توافق جایگزین روابط امنیتی موجود آنها با آمریکا و سایر قدرتها نمیشود.
اما حتی با در نظر گرفتن این محدودیتها، پیام سیاسی آن روشن است.
کشورهایی که در محیط امنیتی ایران زندگی میکنند، در حال ساختن گزینههای جدید هستند.
و این دقیقاً همان جایی است که سیاست جمهوری اسلامی به ایران آسیب زده است.
ایران میتوانست با داشتن یکی از بزرگترین اقتصادها، جمعیت قابل توجه، موقعیت جغرافیایی استثنایی و سابقه تاریخی و فرهنگی گسترده، یکی از ستونهای اصلی همکاری امنیتی و اقتصادی منطقه باشد. اما سیاست خارجی ایدئولوژیک، تنش مستمر با غرب، حمایت از گروههای مسلح منطقهای، مناقشات هستهای و بیاعتمادی گسترده میان تهران و همسایگان، بخش بزرگی از این ظرفیت را به هدر داده است.
توافق مکه الزاماً «ائتلاف ضدایرانی» نیست؛ اما میتواند نتیجه سیاستی باشد که ایران را از ترتیباتی که درباره آینده امنیت منطقه تصمیم میگیرند، کنار گذاشته است.
این شاید تلخترین بخش ماجرا برای جمهوری اسلامی باشد: همسایگان ایران در حال مذاکره درباره امنیت آینده منطقهاند، اما ایران بیشتر در حال واکنش نشان دادن به تصمیمهای دیگران است.
اگر تهران همچنان بخواهد با زبان تهدید، شبکههای نیابتی، مسابقه تسلیحاتی و سیاست خارجی ایدئولوژیک با این روند مقابله کند، احتمالاً نتیجه، امنیت بیشتر برای ایران نخواهد بود؛ بلکه انزوای عمیقتر خواهد بود.
توافق مکه از این منظر یک هشدار جدی است: جهان پیرامون ایران در حال تغییر است و کشورهای منطقه دیگر حاضر نیستند امنیت خود را صرفاً بر اساس محاسبات تهران تنظیم کنند.
جمهوری اسلامی میتواند این واقعیت را انکار کند؛ اما نمیتواند آن را متوقف کند.
خطر واقعی برای ایران نه پیمان مکه، بلکه سیاستهایی است که جمهوری اسلامی را از میز طراحی نظم جدید منطقهای دور کرده است.