یادداشت سردبیر/ یارا خاتمی
سخنان دو روز گذشته مسعود پزشکیان بیش از آنکه حاوی خبر یا تصمیم جدید باشد، تکرار همان ادبیاتی بود که از آغاز دولتش شنیدهایم؛ تأکید بر وفاق، گفتوگو، همدلی و پرهیز از تنش. این ادبیات اگرچه در سطح شعار قابل دفاع است، اما پس از گذشت مدتی از آغاز دولت، افکار عمومی بیش از شعار، منتظر نتیجه است.
واقعیت این است که جامعه امروز با مشکلاتی مانند تورم، کاهش قدرت خرید، نااطمینانی اقتصادی و دغدغههای معیشتی روبهروست. در چنین شرایطی، دعوت به صبر و همدلی، بدون ارائه برنامهای روشن و زمانبندی مشخص برای حل مشکلات، نمیتواند بهتنهایی اعتماد عمومی را تقویت کند.
در سیاست خارجی نیز دولت همچنان بر تعامل همراه با حفظ منافع ملی تأکید میکند؛ اما این موضع زمانی اثرگذار خواهد بود که بتواند به کاهش فشارهای اقتصادی، جذب سرمایه، گسترش تجارت و بهبود زندگی مردم منجر شود. اگر دستاورد ملموسی حاصل نشود، تکرار این مواضع بهتدریج اثر سیاسی خود را از دست خواهد داد.
از سوی دیگر، تأکید مداوم بر «وفاق ملی» این پرسش را ایجاد میکند که وفاق دقیقاً قرار است چگونه در عرصه اجرا محقق شود؟ آیا این وفاق به معنای استفاده از همه ظرفیتهای کارشناسی، افزایش شفافیت، پاسخگویی بیشتر و اصلاح ساختارهای ناکارآمد است، یا صرفاً به یک شعار سیاسی محدود خواهد ماند؟ پاسخ این پرسشها در عملکرد دولت مشخص میشود، نه در سخنرانیها.
در نهایت، سرمایه اصلی هر دولت، اعتماد عمومی است؛ اعتمادی که با حرف حفظ نمیشود، بلکه با تصمیمهای مؤثر، شفافیت و نتایج قابل لمس به دست میآید. اگر فاصله میان وعدهها و واقعیتهای زندگی مردم کاهش پیدا نکند، حتی منطقیترین و آرامترین ادبیات سیاسی نیز نمیتواند رضایت عمومی را جلب کند. امروز مطالبه جامعه کمتر شنیدن سخنان امیدوارکننده و بیشتر دیدن نشانههای روشن از بهبود شرایط است.