گروه سیاسی / ماهور ایرانی
آموزش تیراندازی به کودکان در میدان آزادی آن هم در یکی از نمادینترین مکانهای عمومی کشور صرفاً یک برنامه نمایشی یا تفریحی نیست بلکه نشانهای از روندی است که طی سالهای اخیر به شکل آشکارتر در جمهوری اسلامی دنبال شده است روندی که در آن مرز میان آموزش شهروندی و نظامیگری به تدریج از میان برداشته میشود و کودکان به جای آنکه با مفاهیمی مانند صلح مدارا و مسئولیت اجتماعی آشنا شوند در معرض آموزشهایی قرار میگیرند که استفاده از سلاح را به رفتاری عادی و حتی ارزشمند تبدیل میکند.
چنین برنامههایی تنها یک نمایش تبلیغاتی نیستند بلکه بخشی از فرآیند جامعهپذیری سیاسی محسوب میشوند که تلاش دارد نسل آینده را با ادبیات نظامی و امنیتی پرورش دهد در این چارچوب کودک نه به عنوان فردی مستقل با حقوق مشخص بلکه به عنوان ابزاری برای اهداف ایدئولوژیک حکومت دیده میشود حضوری که باید در قاب دوربینها ثبت شود و این پیام را منتقل کند که حتی نسلهای آینده نیز برای تداوم سیاستهای نظام آماده شدهاند.
استفاده از کودکان در چنین برنامههایی مصداق بهرهبرداری سیاسی از افراد کمسنوسال است زیرا کودک توانایی تصمیمگیری آگاهانه درباره حضور در چنین فعالیتهایی را ندارد و معمولاً تحت تأثیر خانواده مدرسه یا نهادهای حکومتی در این برنامهها شرکت میکند از این منظر نمایش کودکان در کنار سلاح یا آموزش تیراندازی بیش از آنکه جنبه آموزشی داشته باشد کارکرد تبلیغاتی و نمادین پیدا میکند.
نگرانی دیگر به پیامدهای این نوع آموزشها بازمیگردد عادیسازی سلاح و خشونت در ذهن کودکان میتواند نگاه آنان به حل اختلافات و مفهوم قدرت را تحت تأثیر قرار دهد بسیاری از اسناد و کنوانسیونهای بینالمللی مرتبط با حقوق کودک بر ضرورت دور نگه داشتن کودکان از نظامیگری و آموزشهای رزمی تأکید کردهاند زیرا کودکان باید در محیطی امن و عاری از خشونت رشد کنند و فرصت آموزش مهارتهای مدنی و اجتماعی را داشته باشند.
جمهوری اسلامی در سالهای اخیر تلاش کرده است با ترویج فرهنگ بسیجی و آموزشهای شبهنظامی از سنین پایین پایگاه اجتماعی وفادار به خود را بازتولید کند آنها این سیاست را در امتداد راهبردی میدانند که هدف آن آمادهسازی نسلهای آینده برای ایفای نقش در ساختارهای امنیتی و نظامی است هرچند ارزیابی درباره میزان موفقیت یا پیامدهای این سیاست محل بحث و اختلاف نظر است.
در شرایط بحرانی یا درگیریهای احتمالی چنین رویکردی میتواند به افزایش خطر قرار گرفتن غیرنظامیان به ویژه نوجوانان و کودکان در معرض آسیب منجر شود. آموزش تیراندازی و کار با سلاح به کودکان در یک فضای عمومی تنها یک برنامه آموزشی یا نمادین تلقی نمیشود بلکه حامل پیامی فراتر از یک مراسم معمولی است چنین اقدامی این برداشت را ایجاد میکند که حکومت در تلاش است تا فرهنگ نظامی و امنیتی را از سنین پایین در ذهن نسل جدید نهادینه کند و مفاهیمی مانند سلاح آمادگی برای درگیری و دفاع مسلحانه را به بخشی از فرآیند تربیت اجتماعی تبدیل کند در چنین شرایطی کودک بیش از آنکه به عنوان فردی برخوردار از حقوق مستقل دیده شود به نمادی برای نمایش تداوم ایدئولوژی و قدرت سیاسی حکومت تبدیل میشود.
نمایش کودکان در کنار سلاح میتواند این پیام را به جامعه و مخاطبان خارجی منتقل کند که حکومت خود را برای رویاروییهای بلندمدت آماده میداند و تلاش دارد نشان دهد که نسل آینده نیز در همان مسیر ایدئولوژیک حرکت خواهد کرد این تصویر میتواند به عنوان بخشی از راهبرد بازدارندگی و نمایش انسجام داخلی نیز تفسیر شود اما در عین حال این پرسش را به وجود میآورد که چرا به جای آموزش مهارتهای مدنی علمی و فرهنگی آموزشهای مرتبط با سلاح و تیراندازی در معرض دید کودکان قرار گرفته است.
استفاده از کودکان در چنین برنامههایی نوعی بهرهبرداری سیاسی و تبلیغاتی از افرادی است که هنوز توانایی تصمیمگیری مستقل و آگاهانه درباره حضور در این گونه فعالیتها را ندارند به باور آنان حضور کودکان در کنار سلاح بیش از آنکه یک اقدام آموزشی باشد ابزاری برای تولید تصاویر تبلیغاتی و انتقال پیامهای سیاسی است و تلاش میکند پیوند میان نسل جدید و ساختارهای نظامی و امنیتی را به عنوان یک ارزش اجتماعی به نمایش بگذارد.
از منظر حقوق کودک نیز بسیاری از نهادهای بینالمللی بر این باورند که کودکان باید از محیطهای نظامی و آموزشهای مرتبط با خشونت دور نگه داشته شوند زیرا عادیسازی استفاده از سلاح میتواند بر شکلگیری نگرش آنان نسبت به خشونت و حل تعارضات تأثیر بگذارد بر همین اساس بسیاری از منتقدان معتقدند هر اندازه حضور کودکان در چنین برنامههایی پررنگتر شود این نگرانی نیز افزایش مییابد که کودکی و آموزش صلح جای خود را به بازتولید فرهنگ نظامی و ایدئولوژیک بدهد و کودک به جای آنکه محور حمایت و آموزش باشد به ابزاری برای انتقال پیامهای سیاسی حکومت تبدیل شود.
یکی از پرسشهایی که پس از برگزاری برنامههای آموزش تیراندازی و نمایش سلاح برای کودکان مطرح میشود این است که جمهوری اسلامی از چنین اقداماتی چه هدفی را دنبال میکند؟ این برنامهها را باید در چارچوب راهبرد ایدئولوژیک نظام برای بازتولید ارزشها و تثبیت روایت رسمی حکومت ارزیابی کرد راهبردی که تلاش میکند مفاهیمی مانند مقاومت آمادگی برای دفاع و وفاداری به ساختار سیاسی را از سنین پایین به نسلهای بعدی منتقل کند.
جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته همواره تلاش کرده است میان هویت سیاسی و آموزههای امنیتی و نظامی پیوند برقرار کند و از نهادهایی مانند مدارس بسیج و برنامههای فرهنگی برای انتقال این گفتمان استفاده کند نمایش کودکان در کنار سلاح نیز در همین چارچوب تفسیر میشود زیرا هدف آن تنها آموزش مهارتهای فنی نیست بلکه ایجاد تصویری از تداوم ایدئولوژی حاکم در نسلهای آینده است.
منتقدان بر این باورند که چنین برنامههایی علاوه بر مخاطبان داخلی برای ارسال پیام به خارج از کشور نیز طراحی میشوند پیامی که میخواهد نشان دهد حکومت خود را در یک رویارویی بلندمدت با دشمنانش تعریف میکند و برای این تقابل تنها به نیروهای نظامی متکی نیست بلکه در تلاش است نسلهای بعدی را نیز با همان ادبیات سیاسی و امنیتی پرورش دهد از این منظر حضور کودکان در کنار سلاح به یک نماد سیاسی تبدیل میشود که بیش از آنکه کارکرد آموزشی داشته باشد کارکرد تبلیغاتی و روانی دارد.
حکومتهایی که با بحران مشروعیت یا فشارهای امنیتی و خارجی روبهرو هستند گاه تلاش میکنند از طریق نمایش انسجام ایدئولوژیک و تأکید بر تداوم نسلهای وفادار تصویری از ثبات و استمرار قدرت ارائه دهند در این چارچوب کودک از یک شهروند در حال رشد به نمادی برای آینده نظام تبدیل میشود و حضور او در چنین برنامههایی این پیام را منتقل میکند که ایدئولوژی رسمی قرار است از نسلی به نسل دیگر منتقل شود.
در مقابل حقوق کودک هشدار میدهد که این رویکرد میتواند مرز میان آموزش شهروندی و نظامیگری را از میان بردارد و کودکان را به ابزار انتقال پیامهای سیاسی تبدیل کند. کودک باید در محیطی مبتنی بر آموزش صلح علم و مهارتهای اجتماعی رشد کند نه در فضایی که نمادهای نظامی و استفاده از سلاح به عنوان بخشی از فرآیند تربیت معرفی میشود از همین رو بسیاری از ناظران این گونه برنامهها را نه صرفاً یک فعالیت فرهنگی بلکه بخشی از پروژه ایدئولوژیک حکومت برای بازتولید هویت سیاسی و امنیتی در نسلهای آینده ارزیابی میکنند.
حضور کودکان در برنامههای آموزش تیراندازی و نمایش سلاح این پرسش را در محافل حقوق بشری و حقوق بینالملل مطرح کرده است که آیا چنین اقداماتی با تعهدات بینالمللی دولتها در قبال حمایت از حقوق کودک سازگار است یا خیر کنوانسیون حقوق کودک که ایران نیز به آن پیوسته است دولتها را موظف میکند منافع عالیه کودک را در اولویت قرار دهند و آنان را تا حد امکان از قرار گرفتن در معرض خشونت و نظامیگری دور نگه دارند از این منظر آموزش یا نمایش استفاده از سلاح برای کودکان میتواند با روح این تعهدات در تعارض تلقی شود و زمینه انتقادهای حقوقی و اخلاقی را فراهم کند.
تفاوت مهمی میان نقض حقوق کودک و استفاده از سپر انسانی وجود دارد نقض حقوق کودک دامنه گستردهای از رفتارها را در بر میگیرد که ممکن است سلامت جسمی روانی یا رشد کودک را به خطر بیندازد و منتقدان استدلال میکنند که عادیسازی سلاح و آموزشهای نظامی برای کودکان میتواند در همین چارچوب مورد نقد قرار گیرد زیرا ممکن است با هدف اصلی اسناد بینالمللی که بر حمایت از رشد ایمن و دور نگه داشتن کودکان از خشونت تأکید دارند ناسازگار باشد.
بسیاری از سازمانهای مدافع حقوق کودک هشدار دادهاند که هرگونه نزدیک کردن کودکان به فعالیتهای نظامی یا استفاده تبلیغاتی از آنان در برنامههای مرتبط با سلاح میتواند روند نظامیسازی کودکی را تقویت کند و با استانداردهای بینالمللی حمایت از کودکان در تعارض قرار گیرد از نگاه این نهادها کودکان باید از هرگونه بهرهبرداری سیاسی و نظامی مصون بمانند و دولتها موظف هستند محیطی امن برای رشد و آموزش آنان فراهم کنند محیطی که در آن آموزش صلح مدارا و مهارتهای زندگی جایگزین ترویج فرهنگ سلاح و خشونت باشد.
برگزاری برنامههای آموزش تیراندازی برای کودکان از سوی جمهوری اسلامی تنها از منظر حقوق کودک محل بحث نیست بلکه در فضای سیاسی نیز پرسشهایی را درباره چرایی تکیه بر حضور افراد زیر سن قانونی در چنین برنامههایی ایجاد کرده است این اقدام را نشانهای از تلاش حکومت برای بازتولید پایگاه ایدئولوژیک خود ارزیابی کرده و استفاده از کودکان در نمایشهای نظامی میتواند بیانگر نگرانی از فرسایش سرمایه اجتماعی و کاهش انگیزه نیروهای حامی حکومت برای حضور در رویاروییهای احتمالی باشد.
اگر یک حکومت برای نمایش آمادگی دفاعی خود بیش از گذشته به حضور کودکان و نوجوانان متوسل شود این برداشت شکل میگیرد که جذب و بسیج نیروهای بزرگسال با دشواری بیشتری نسبت به گذشته مواجه شده است و حکومت میکوشد با نمایش نسلهای کمسن تصویری از استمرار حمایت اجتماعی و تداوم ایدئولوژی خود ارائه کند آنها معتقدند چنین اقداماتی بیش از آنکه توان واقعی دفاعی را به نمایش بگذارد تلاشی برای ارسال پیام سیاسی درباره بقای نظام و تداوم پایگاه انسانی آن است.
در همین چارچوب ب اگر در آینده درگیریهای نظامی به مناطق شهری گسترش یابد حکومت ممکن است نسبت به میزان مشارکت داوطلبانه نیروهای وفادار خود نگران باشد و به همین دلیل از هماکنون بر آموزشهای نمادین و حضور تبلیغاتی کودکان تأکید میکند.صرفنظر از انگیزه سیاسی چنین برنامههایی استفاده تبلیغاتی از کودکان در فعالیتهای مرتبط با سلاح میتواند با اصول حمایت از حقوق کودک در تعارض قرار گیرد و این نگرانی را ایجاد کند که کودکان به جای آنکه از فضای نظامی دور نگه داشته شوند به بخشی از روایت سیاسی و ایدئولوژیک حکومت تبدیل شوند موضوعی که همچنان محل بحث و انتقاد در میان کارشناسان حقوق کودک و تحلیلگران سیاسی است.
نمایش کودکان در کنار سلاح و آموزش تیراندازی به آنان را نمیتوان صرفاً یک برنامه فرهنگی یا تفریحی دانست بلکه این اقدام بخشی از پروژهای برای پیوند زدن کودکی با روایت امنیتی و ایدئولوژیک حکومت است پروژهای که به جای سرمایهگذاری بر آموزش صلح مدارا علم و مهارتهای زندگی تلاش میکند مفاهیم نظامی را در ذهن نسل جدید عادیسازی کند از نگاه این منتقدان هر اندازه حکومت بیش از گذشته به حضور کودکان در چنین نمایشهایی تکیه کند این پرسش نیز پررنگتر میشود که آیا این اقدام نشانهای از نگرانی نسبت به کاهش پایگاه اجتماعی و دشوارتر شدن بسیج نیروهای بزرگسال نیست.
به باور این گروه از تحلیلگران حکومتی که برای نمایش اقتدار خود به تصویر کودکان در کنار سلاح متوسل میشود بیش از آنکه از اعتماد به پشتوانه اجتماعی خود سخن بگوید در تلاش است تصویری از تداوم وفاداری نسلهای آینده ارائه دهد تصویری که از دید منتقدان بیش از آنکه بیانگر قدرت واقعی باشد تلاشی برای جبران شکافهای اجتماعی و ارسال پیام سیاسی به افکار عمومی داخلی و خارجی است.
کودک نباید به ابزار تبلیغات سیاسی یا ایدئولوژیک تبدیل شود و هر اقدامی که مرز میان آموزش کودکان و نمایشهای نظامی را کمرنگ کند با فلسفه حمایت از حقوق کودک در تعارض قرار میگیرد. آینده یک جامعه با آموزش علم آزادی اندیشه و فرهنگ گفتوگو ساخته میشود نه با عادیسازی حضور کودکان در کنار سلاح و بازنمایی نظامیگری به عنوان یک ارزش اجتماعی.