خانه سیاست شکست جمهوری اسلامی در نمایش مشروعیت

انزوا مصلی ؛

شکست جمهوری اسلامی در نمایش مشروعیت

مراسم چندروزه و گسترده تشییع علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، در حالی در مصلی تهران آغاز شده است که برخلاف تبلیغات پرحجم و پیش‌بینی‌های بلندپروازانه مقامات حاکم مبنی بر حضور ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفری، این مناسک از رونق، کیفیت و انسجام ساختاری مورد انتظار برخوردار نیست.

آوا مهرگانی

مراسم چندروزه و گسترده تشییع علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، در حالی در مصلی تهران آغاز شده است که برخلاف تبلیغات پرحجم و پیش‌بینی‌های بلندپروازانه مقامات حاکم مبنی بر حضور ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفری، این مناسک از رونق، کیفیت و انسجام ساختاری مورد انتظار برخوردار نیست. این رویداد که در پی کشته شدن او و چهار تن از اعضای خانواده‌اش (بشری خامنه‌ای، مصباح‌الهدی باقری، زهرا حدادعادل و زهرا محمدی‌گلپایگانی) در حمله مشترک آمریکا و اسرائیل کلید خورد، به جای نمایش اقتدار، به آینه‌ای تمام‌نما از انزوای دیپلماتیک، شکاف عمیق میان جامعه و حاکمیت، و تلاطم‌های شدید در هرم قدرت بدل شده است.
پایتخت تحت تدابیر شدید امنیتی قرار دارد؛ فضایی نظامی که مسئولیت آن به لشکر محمد رسول‌الله سپاه پاسداران سپرده شده و بیش از آنکه نشان‌دهنده ابهت باشد، بازتاب‌دهنده هراس مفرط از فروپاشی، شورش‌های شهری و بی‌ثباتی در روند انتقال قدرت است. حاکمیتی که تلاش می‌کرد از پیکر رهبر خود، ابزاری برای بازسازی مشروعیت و برگ برنده‌ای در رویارویی با ایالات متحده و دونالد ترامپ بسازد، در روز نخست مراسم با صندلی‌های خالی نخبگان، غیبت‌های پرابهام خانوادگی و استقبال سرد شرکای استراتژیک خود روبرو شد.


سایه سنگین ابهام بر سر رهبر سوم؛ مجتبی خامنه‌ای کجاست؟
بزرگ‌ترین و معنادارترین علامت سوال این مراسم، پیرامون حضور یا غیبت مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید انتصابی، شکل گرفته است. در حالی که این آیین تشییع بهترین فرصت برای رونمایی علنی و رسمی از او به شمار می‌رفت، غیبت مکرر و ابهام مفرط در نمایش تصویر یا پخش صدایی از وی، شایعات درباره وضعیت جسمانی او را افزایش داده است. اطلاعات واصله نشان می‌دهد که مجتبی خامنه‌ای نه تنها در مناسک عمومی مصلی حاضر نشده، بلکه در مراسم خصوصی شب قبل نیز غایب بوده است. حتی مسئولیت اقامه نماز میت نیز به او سپرده نشد و حاکمیت مجبور شد این وظیفه را به چهره‌های دیگری از جمله جوادی آملی، سبحانی و نوری همدانی واگذار کند.
خلوتی این مراسم تا حدی بود که فرزندان علی خامنه‌ای از جمله میثم، مصطفی، مسعود و هدی هم در آن شرکت نداشتند. حتی محمدجواد محمدی گلپایگانی، همسر بشری خامنه‌ای و فرزند رئیس دفتر رهبر پیشین که علاوه بر همسر، دختر ۱۴ ماهه‌اش (زهرا) را در این حمله از دست داده، در هیچ‌یک از مراحل مراسم رویت نشد؛ امری که نشان‌دهنده لایه‌های ضخیم پنهان‌کاری امنیتی و شاید اختلافات شدید درونی است.


سی و هفت سال بعد از خرداد ۶۸
یکی از آشکارترین نمودهای افول مشروعیت در این مناسک، مقایسه اجتناب‌ناپذیر آن با تشییع روح‌الله خمینی در خرداد ۱۳۶۸ است. در آن زمان، علیرغم پایان جنگ هشت‌ساله و مصائب اقتصادی، بدنه اجتماعی حاکمیت به شکلی خودجوش، میلیونی و هیستریک به خیابان‌ها سرازیر شد؛ تشییعی که به عنوان یکی از شلوغ‌ترین خاکسپاری‌های تاریخ ثبت شد و نمادی از وجود یک پایگاه توده‌ای وفادار (حتی در اوج سختی‌ها) بود.
اما صحنه‌آرایی امروز مصلی تهران، فرسنگ‌ها با آن فاصله دارد. امروز حاکمیت مجبور است برای پر کردن کادرهای دوربین و القای حس «شلوغی»، از تمام ابزارهای ساختاری از جمله تعطیلی اجباری ادارات، گسیل کردن اتوبوسی نیروهای سازمانی و توزیع امکانات رفاهی یا آوردن جمعیت پاکستانی و افغانستانی ؛ بهره بگیرد. علیرغم تمام این تمهیدات، سردی ملموس و خلوتی زوایای مختلف مصلی نشان می‌دهد که پایگاه توده‌ای نظام تا چه حد ذوب شده است. شکاف عمیق میان جامعه و حاکمیت که حاصل دهه‌ها سرکوب، بحران‌های معیشتی و ناامیدی مطلق است، خود را در این بی‌اعتنایی عمومی عیان کرده؛ به طوری که از نظر داوطلبانه بودن و حجم خالص جمعیت، مراسم فعلی به هیچ عنوان قابلیت قیاس با تشییع بنیان‌گذار جمهوری اسلامی را ندارد.

مانور تجمل روی آوار فقر؛ هزینه‌های نجومی یک تشییع تبلیغاتی
نکته‌ای که خشم مضاعف افکار عمومی را برانگیخته، برآورد هزینه‌های کلان و سرسام‌آور این مراسم یک‌هفته‌ای است. در شرایطی که اقتصاد مملکت تحت تأثیر مستقیم جنگ چهل‌روزه اخیر، تحریم‌های خردکننده و تورم افسارگسیخته در آستانه فروپاشی کامل قرار دارد و شاخص فلاکت به بالاترین حد خود رسیده، میلیاردها تومان از بودجه عمومی صرف لجستیک، تبلیغات شهری، صدور بیش از دو هزار ویزای رایگان، پروازهای اختصاصی و تامین امنیت این کارناوال حکومتی می‌شود.
مردمی که برای ابتدایی‌ترین نیازهای روزمره خود از جمله دارو، اقلام غذایی و مسکن در بحران به سر می‌برند، شاهد آن هستند که چگونه منابع مالی کشور صرف ساختن یک تصویر کاذب بین‌المللی در قم، تهران، مشهد و حتی کربلا و نجف می‌شود. این ریخت‌وپاش‌های نجومی برای حکومتی که مدعی سادگی و مردمی‌بودن بود، صریح‌ترین گواه بر ترجیح دادن بقا و منافع خود بر معیشت و رفاه مردم است.


تشییع در انزوا
برگزارکنندگان مراسم در داخل کشور تلاش وسیعی به کار بستند تا با ایجاد یک قاب عکس مشترک از روسای جمهور ادوار گذشته، تصویری از همبستگی ملی و وفاداری ساختاری به نمایش بگذارند. اما این سناریو با شکست کاملی مواجه شد. بر اساس گزارش‌های درز کرده، ایده حضور هم‌زمان روسای جمهور دوران رهبری خامنه‌ای با مخالفت صریح هسته سخت امنیتی سپاه و به طور خاص احمد وحیدی روبرو شد. در نتیجه این حذفیات و تقابل‌های درونی، سید محمد خاتمی، حسن روحانی و محمود احمدی‌نژاد از حضور در مراسم منع شدند.
حتی اعضای هیات دولت فعلی نیز نتوانستند حضوری منسجم و یکپارچه در مصلی داشته باشند. در حوزه مذهبی نیز، بایکوت مراسم توسط علمای شاخص اهل سنت، به ویژه مولانا عبدالحمید، بر انزوای داخلی این مناسک مهر تایید زد.


حضور طالبان به جای قدرت‌های جهان
سیاست خارجی جمهوری اسلامی در این مراسم، عریان‌ترین شکست خود را تجربه کرد. در حالی که سخنگوی وزارت خارجه با بوق و کرنا از حضور هیات‌های خارجی سخن می‌گفت، آمارها حکایت از یک سقوط دیپلماتیک ملموس دارند. از میان ۱۵ کشور همسایه ایران، تنها پاکستان، ارمنستان و عراق در سطح رئیس دولت یا مقام اجرایی اول شرکت کردند؛ افرادی نظیر محمد شیاع السودانی از عراق و محسن نقوی از پاکستان (که بیشتر در نقش میانجی تهران و واشنگتن در هفته‌های اخیر دائم بین دو پایتخت در سفر بوده است).
در مقابل، کشورهای کلیدی منطقه مانند ترکیه، آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان، عمان، قطر و عربستان سعودی با تنزل شدید سطح مشارکت، تنها نمایندگان دست‌چندم خود را روانه کردند. ولادیمیر پوتین، متحد استراتژیک تهران، از سفر به ایران خودداری کرد و دیمیتری مدودف را فرستاد. چین و هند حتی در سطح وزیر خارجه نیز حاضر به مشارکت نشدند و پکن تنها معاون کنگره خلق (هه وی) را اعزام کرد که نشان می‌دهد شرکای شرقی نظام در روزهای بحران، پشت تهران را خالی کرده‌اند.
همان‌طور که انتظار می‌رفت، کشورهای عربی حوزه خلیج فرانس شامل امارات، بحرین و کویت که بیشترین آسیب‌ها را از سیاست‌های بی‌ثبات‌کننده و نیابتی تهران به ویژه در جنگ اخیر ،خورده‌اند؛ مراسم را به طور کامل بایکوت کردند.
واتیکان نیز به عنوان رهبری مسیحیان کاتولیک جهان هیچ نماینده‌ای نفرستاد تا انزوای مذهبی خامنه‌ای تکمیل شود.
در این میان، سوررئال‌ترین بخش دیپلماسی حاکمیت، حضور پررنگ مقامات حکومت غیررسمی طالبان (امیرخان متقی و ملا برادر) بود؛ طنز تلخی که با صدور بیش از دو هزار ویزای رایگان در هرات برای کشانیدن شهروندان افغانستانی به مصلی تهران همراه شد تا جور غیبت رهبران جدی جهان و مردم ایران را بکشد.

تزلزل در جبهه نیابتی؛ نعیم قاسم هم نیامد
حتی در میان گروه‌های شبه‌نظامی موسوم به محور مقاومت نیز لرزش‌های ساختاری عیان بود. شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله لبنان، در این مراسم حضور نیافت؛ غیبتی که فراتر از توجیه‌های امنیتی، نشان‌دهنده عمق بحران حفاظتی و تشکیلاتی در بدنه حزب‌الله است. بار نمادین این حضور به دوش اعضای خانواده حسن نصرالله و عماد مغنیه و هیاتی از حشدالشعبی عراق به فرماندهی هادی عامری افتاد.
در این میان تصمیم نظام برای انتقال جنازه به نجف و کربلا، تلاشی مذبوحانه‌ است تا با تکیه بر بدنه عقیدتی در عراق، برای رهبری که در روزهای پایانی عمرش دستور سرکوب خونین مردم در خیابان‌ها را صادر کرده بود، مشروعیت بین‌المللی تصنعی دست‌وپا کنند.
در نهایت، واقعیت تشییع علی خامنه‌ای در رفتار بدنه جامعه ایران خلاصه شد. در حالی که صداوسیمای حکومتی در حال پخش نماهای بسته از جمعیت سازمان‌یافته بود، بخش اعظم جامعه کلان‌شهرها از فرصت تعطیلات اجباری استفاده کرده و راهی جاده‌های شمال شدند. این بی‌اعتنایی عمومی عمیق، در کنار فاکتورهای غیبت بین‌المللی و ابهام در زنده بودن یا توانایی رهبر جدید، اثبات کرد که فرآیند ریزش و مشروعیت‌زدایی از نظام به مرحله‌ای بی‌بازگشت رسیده است. مصلی تهران نه محل وداع با یک رهبر، بلکه صحنه نمایش عجز ساختاری حکومتی بود که حتی قادر به بستن یک قاب عکس منسجم از یاران خویش نیست.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن