خانه سیاست نبویان روی مین محرمانگی؛ افشاگری علیه قالیباف

هم وطن گزارش می دهد؛

نبویان روی مین محرمانگی؛ افشاگری علیه قالیباف

در ۲۴ ساعت گذشته، یکی از کم‌سابقه‌ترین منازعات سیاسی پیرامون پرونده مذاکرات ایران شکل گرفت؛ منازعه‌ای که این بار نه میان دولت و مخالفان خارجی، بلکه در درون ساختار رسمی جمهوری اسلامی و بر سر روایت از مذاکرات رخ داد.

گروه سیاسی / ماهور ایرانی

در ۲۴ ساعت گذشته، یکی از کم‌سابقه‌ترین منازعات سیاسی پیرامون پرونده مذاکرات ایران شکل گرفت؛ منازعه‌ای که این بار نه میان دولت و مخالفان خارجی، بلکه در درون ساختار رسمی جمهوری اسلامی و بر سر روایت از مذاکرات رخ داد. محور این ماجرا، سخنان سیدمحمود نبویان در شبکه خبر صداوسیما بود؛ جایی که او با استناد به آنچه «نامه‌ها و مکاتبات محرمانه» میان رهبر جمهوری اسلامی و تیم مذاکره‌کننده توصیف کرد، کوشید نشان دهد که روند مذاکرات از دیدگاه رهبری با اشکالات اساسی مواجه بوده و حتی در مقاطعی دستور توقف آن صادر شده است.
اهمیت این سخنان تنها در انتقاد از تیم مذاکره‌کننده نبود. آنچه توجه افکار عمومی و رسانه‌ها را جلب کرد، استناد مستقیم نبویان به اسنادی بود که خود او و رسانه‌های نزدیک به جریان اصولگرا از آنها با عنوان «محرمانه» یا «به‌کلی سری» یاد کردند. نبویان در گفت‌وگوی تلویزیونی بخش‌هایی از این مکاتبات را قرائت کرد و مدعی شد که رهبر جمهوری اسلامی در چند مرحله نسبت به روند مذاکرات و محتوای توافقات ابراز نارضایتی کرده‌ است.
. اما ساعاتی پس از پخش این برنامه، ماجرا وارد مرحله‌ای تازه شد. گزارش‌ها و ویدئوهای منتشرشده نشان دادند که در میانه روایت نبویان، پخش برنامه متوقف یا از آنتن زنده خارج شده است؛ رخدادی که به سرعت به موضوع بحث رسانه‌ها تبدیل شد. برخی رسانه‌ها این اتفاق را نشانه حساسیت نسبت به انتشار محتوای اسناد طبقه‌بندی‌شده دانستند.
در بررسی روایت‌های منتشرشده از سوی رسانه‌های داخلی، یک نکته مشترک به چشم می‌خورد: تقریباً همه گزارش‌ها تأیید می‌کنند که نبویان در حال قرائت یا روایت بخش‌هایی از مکاتبات طبقه‌بندی‌شده بوده است. با این حال اختلاف اصلی بر سر نحوه استفاده او از این اسناد شکل گرفته است. منتقدان او معتقدند که متن‌ها به‌صورت گزینشی و ناقص نقل شده‌اند و بخش‌هایی که می‌توانست تصویر متفاوتی از موضع رهبر جمهوری اسلامی یا روند مذاکرات ارائه کند، حذف شده است. رسانه‌هایی چون جماران، دنیای اقتصاد و برخی فعالان سیاسی این اقدام را «تقطیع» و «روایت ناقص» اسناد توصیف کردند.

واکنش مهم‌تر اما از سوی نزدیکان تیم مذاکره‌کننده صورت گرفت. سعید آجرلو، عضو کمیته رسانه‌ای مذاکرات، صراحتاً نبویان را متهم کرد که مطالب قدیمی را به شکلی تحریف‌شده بازخوانی کرده و بخش‌هایی از متن را حذف کرده است تا از پاسخ‌گویی درباره انتقادهای واردشده به تحلیل‌های خود پیرامون توافق اخیر فرار کند. به گفته او، آنچه در برنامه تلویزیونی مطرح شد نه بازتاب کامل اسناد، بلکه بازسازی گزینشی آنها بود.
در همین حال، واکنش صداوسیما نیز قابل توجه بود. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، سازمان صداوسیما اعلام کرد اشاره ناقص و مخدوش به برخی اسناد دارای طبقه‌بندی، تخلف محسوب می‌شود و می‌تواند واجد پیگرد حقوقی باشد. این موضع‌گیری از آن جهت اهمیت دارد که برنامه مورد بحث از شبکه خبر، یعنی رسانه رسمی حاکمیت، پخش شده بود و این پرسش را ایجاد کرد که فرآیند نظارت بر محتوای برنامه چگونه عمل کرده و چگونه اسناد دارای طبقه‌بندی تا آستانه انتشار عمومی پیش رفته‌اند.
مسئله اصلی نه صرفاً محتوای ادعاهای نبویان، بلکه سه پرسش بی‌پاسخ است: نخست اینکه دسترسی یک نماینده مجلس به مکاتباتی که از آنها به عنوان اسناد محرمانه یا «به‌کلی سری» یاد می‌شود از چه مجرایی صورت گرفته است؛ دوم اینکه چه نهادی مجوز طرح این اسناد در رسانه ملی را صادر کرده بود؛ و سوم اینکه اگر انتشار این مطالب تخلف بوده، مسئولیت آن متوجه گوینده است یا ساختار رسانه‌ای که امکان انتشار را فراهم کرده است. تاکنون پاسخ روشنی به هیچ‌یک از این پرسش‌ها داده نشده است.
آنچه از مجموعه رویدادهای ۲۴ ساعت اخیر برمی‌آید این است که پرونده مذاکرات از سطح اختلاف بر سر متن توافق فراتر رفته و به نزاعی بر سر «مالکیت روایت» تبدیل شده است. نبویان تلاش کرد با استناد به اسناد طبقه‌بندی‌شده، مشروعیت سیاسی تیم مذاکره‌کننده را زیر سؤال ببرد. در مقابل، حامیان مذاکرات و حتی بخش‌هایی از رسانه رسمی کشور، نه فقط روایت او را رد کردند بلکه اصل نحوه استفاده از اسناد محرمانه را محل اشکال دانستند. نتیجه این رویارویی آن است که برای نخستین بار در ماه‌های اخیر، خودِ اسناد محرمانه و نحوه افشای آنها به اندازه محتوای مذاکرات به موضوع مناقشه سیاسی تبدیل شده است.

در امتداد جنجالی که با روایت سیدمحمود نبویان از نامه‌های محرمانه مربوط به روند مذاکرات شکل گرفت، بخش مهمی از واکنش‌های جریان موسوم به «جبهه پایداری» و رسانه‌های نزدیک به آن نه متوجه اصل افشای اسناد، بلکه معطوف به تثبیت روایت نبویان و حمله به تیم مذاکره‌کننده بود. در این میان، رسانه‌های تندرو و چهره‌هایی مانند امیرحسین ثابتی کوشیدند ماجرا را از یک بحث درباره انتشار اسناد طبقه‌بندی‌شده به یک نزاع سیاسی درباره مشروعیت مذاکرات تبدیل کنند.

امیرحسین ثابتی از نخستین چهره‌هایی بود که عملاً در کنار نبویان قرار گرفت. او در کانال‌ها و مواضع رسانه‌ای خود نه‌تنها روایت نبویان را زیر سؤال نبرد، بلکه آن را مؤید ادعاهای قبلی خود درباره «بدتر بودن توافق احتمالی از برجام» دانست. ثابتی پیش‌تر نیز بارها هشدار داده بود که تیم مذاکره‌کننده در حال پذیرش تعهداتی فراتر از برجام است و پس از انتشار سخنان نبویان، همان ادعاها را با استناد به روایت او بازنشر کرد. در روایت ثابتی، مسئله اصلی افشای اسناد نبود، بلکه این ادعا بود که محتوای مذاکرات با خطوط قرمز اعلام‌شده فاصله گرفته است.

نکته قابل توجه آن است که ثابتی در این ماجرا عملاً از جایگاه یک ناظر به جایگاه تأییدکننده روایت نبویان منتقل شد. او بدون ورود به بحث حقوقی درباره انتشار نامه‌های طبقه‌بندی‌شده، تلاش کرد توجه افکار عمومی را بر محتوای ادعایی نامه‌ها متمرکز کند و از این طریق فشار سیاسی بر تیم مذاکره‌کننده را افزایش دهد. این رویکرد با مواضع پیشین او در مخالفت با مذاکرات آمریکا نیز همخوانی داشت.
در سطح رسانه‌ای، رجانیوز نقش فعال‌تری ایفا کرد. این رسانه که در سال‌های اخیر به عنوان یکی از مهم‌ترین تریبون‌های جریان پایداری شناخته می‌شود، به جای پرداختن به پرسش‌هایی درباره نحوه دسترسی نبویان به اسناد محرمانه یا علت قرائت آنها در رسانه ملی، تمرکز خود را بر اثبات ادعای اصلی او گذاشت. در مطالب و بازنشرهای این رسانه، روایت غالب این بود که تیم مذاکره‌کننده هشدارها و توصیه‌های رهبری را نادیده گرفته و در مسیر توافقی حرکت کرده که از منظر جریان پایداری قابل قبول نیست. رجانیوز حتی در برخی مطالب خود از تعبیر «نادیده گرفتن تلاش‌های خیرخواهانه رهبر انقلاب برای یک تفاهم عزتمندانه» استفاده کرد؛ تعبیری که عملاً روایت نبویان را به یک چارچوب سیاسی گسترده‌تر پیوند می‌داد.
بررسی واکنش‌های رسانه‌های همسو با رجانیوز نشان می‌دهد که آنها نیز عمدتاً از دو خط تبلیغی استفاده کردند: نخست تأکید بر اینکه سخنان نبویان نوعی «افشاگری» درباره پشت‌پرده مذاکرات بوده و دوم القای این گزاره که قطع شدن برنامه تلویزیونی نشانه تلاش برای جلوگیری از انتشار حقایق است. در این روایت، ماجرای قطع آنتن به نمادی از تقابل میان افشاگران و حامیان مذاکرات تبدیل شد.
در عین حال، یک تناقض قابل توجه در مواضع این جریان دیده می‌شود. همان طیفی که سال‌ها بر لزوم حفظ محرمانگی پرونده‌های امنیتی و مذاکراتی تأکید می‌کرد، در این پرونده نسبت به اصل انتشار نامه‌های طبقه‌بندی‌شده حساسیت چندانی نشان نداد و بیشتر بر درستی یا نادرستی محتوای روایت‌شده تمرکز کرد. به بیان دیگر، برای حامیان نبویان، مسئله اصلی «چه چیزی گفته شده» بود نه «چگونه گفته شده است». این تفاوت نگاه دقیقاً نقطه افتراق آنان با منتقدان نبویان بود که افشای اسناد محرمانه را فارغ از محتوای آنها مسئله‌ای مهم تلقی می‌کردند.
در مجموع، واکنش رجانیوز، امیرحسین ثابتی و دیگر چهره‌های همسو نشان داد که جریان تندروی مخالف مذاکرات از سخنان نبویان به عنوان فرصتی برای بازسازی گفتمان انتقادی خود علیه تیم مذاکره‌کننده استفاده کرده است. در این روایت، نبویان نه یک نماینده متهم به افشای اسناد محرمانه، بلکه فردی تصویر شد که آنچه را «واقعیت پنهان مذاکرات» خوانده می‌شود آشکار کرده است؛ روایتی که اکنون در برابر روایت رسمی دولت، تیم مذاکره‌کننده و حتی بخش‌هایی از صداوسیما قرار گرفته است.

برخلاف انتظار بسیاری از ناظران سیاسی، واکنش دو چهره شاخص جریان اصولگرای تندرو یعنی مجتبی زارعی و علی خضریان به ماجرای افشاگری سیدمحمود نبویان، بیش از آنکه بر اصل انتشار اسناد محرمانه متمرکز باشد، بر دفاع از جایگاه تصمیم‌گیری رهبری در پرونده مذاکرات استوار بود.

مجتبی زارعی در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس، در واکنشی که بسیاری آن را پاسخ غیرمستقیم به روایت نبویان ارزیابی کردند، تأکید کرد که اساس مذاکرات و حتی چارچوب و محتوای آن بدون اذن رهبری امکان‌پذیر نیست. او به نقل از محمدباقر قالیباف نوشت که مذاکرات در چارچوبی از پیش تعیین‌شده و با مجوز عالی‌ترین سطح نظام انجام شده و تیم مذاکره‌کننده در موضوعات حساس نیز خارج از اختیارات تعریف‌شده عمل نکرده است. این موضع در عمل به معنای رد این گزاره بود که مذاکرات در مسیری مستقل از اراده حاکمیت پیش رفته یا تیم مذاکره‌کننده برخلاف سیاست‌های کلان کشور حرکت کرده است.

اهمیت موضع زارعی در آن بود که او برخلاف بخشی از جریان مخالف مذاکرات، تلاش کرد میان نقد احتمالی به روند مذاکرات و اصل مشروعیت آن تفکیک قائل شود. پیام او این بود که هرگونه مذاکره‌ای که در جریان بوده، از ابتدا با مجوز و نظارت عالی‌ترین مرجع تصمیم‌گیری کشور انجام شده و بنابراین نمی‌توان مسئولیت آن را صرفاً متوجه مذاکره‌کنندگان دانست. این موضع عملاً بخشی از بار سیاسی حملات واردشده از سوی نبویان را به ساختار تصمیم‌گیری کلان منتقل می‌کرد و از همین رو در فضای اصولگرایی بازتاب گسترده‌ای یافت.
علی خضریان نیز در اظهارات تلویزیونی خود رویکردی مشابه اما صریح‌تر اتخاذ کرد. او در برنامه‌ای تلویزیونی ضمن تمجید از «هوشیاری رهبری» در موضوع مذاکرات، مدعی شد که رهبری با هرگونه تمدید یا کش‌دار شدن روند گفت‌وگوها مخالف بوده‌اند. خضریان تأکید کرد که تصمیم نهایی درباره ادامه یا توقف مذاکرات در اختیار رهبری است و طرف آمریکایی نیز از این ساختار تصمیم‌گیری آگاه است. او در واقع کوشید نشان دهد که مذاکرات نه یک پروژه مستقل دولتی، بلکه بخشی از راهبرد کلان نظام بوده است.
در ادامه همین خط استدلال، خضریان در مواضع رسانه‌ای دیگر خود نیز مدعی شد که طرف آمریکایی در مذاکرات خواسته‌هایی فراتر از توافق‌های پیشین مطرح کرده و به همین دلیل مقاومت در برابر این مطالبات ضرورت داشته است. از منظر او، مشکل اصلی نه اصل مذاکره، بلکه سطح مطالبات آمریکا و ضرورت ایستادگی در برابر آن بوده است.
در مجموع، واکنش زارعی و خضریان یک تفاوت مهم با روایت نبویان داشت. نبویان با استناد به نامه‌های محرمانه تلاش می‌کرد نشان دهد که میان اراده رهبری و عملکرد تیم مذاکره‌کننده فاصله‌ای جدی وجود داشته است. اما زارعی و خضریان، هر دو با درجات مختلف، بر این نکته تأکید کردند که مذاکرات اساساً در چارچوب اذن و نظارت رهبری پیش رفته و نمی‌توان آن را اقدامی مستقل از ساختار تصمیم‌گیری نظام دانست. به همین دلیل، اگرچه هر سه نفر در اردوگاه اصولگرایی قرار می‌گیرند، اما واکنش‌های زارعی و خضریان در عمل بخشی از پیام سیاسی افشاگری نبویان را تعدیل و محدود کرد.

رفتار سیدمحمود نبویان را می‌توان یکی از پرریسک‌ترین اقدامات سیاسی یک نماینده مجلس در سال‌های اخیر دانست. او از یک سو تلاش کرد خود را در جایگاه افشاگر و منتقد روند مذاکرات قرار دهد و از سوی دیگر برای اثبات ادعاهایش به اسنادی استناد کرد که بنا بر روایت خودش و منتقدانش، دارای درجاتی از طبقه‌بندی بوده‌اند. همین مسئله باعث شد که موضوع از سطح یک اختلاف سیاسی درباره مذاکرات فراتر رفته و به بحثی درباره حدود اختیارات نمایندگان، محرمانگی اسناد و نسبت میان نهادهای رسمی قدرت تبدیل شود.
در فضای مجلس، به نظر می‌رسد واکنش‌ها دوگانه خواهد بود. بخشی از نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری و منتقدان مذاکرات احتمالاً همچنان از نبویان حمایت خواهند کرد و او را فردی معرفی خواهند کرد که اطلاعاتی را در اختیار افکار عمومی قرار داده که به باور آنان نباید پنهان می‌ماند. اما بخش دیگری از نمایندگان، حتی در اردوگاه اصولگرایی، نگران پیامدهای نهادی این اقدام هستند. برای این گروه، مسئله اصلی محتوای مذاکرات نیست؛ بلکه این پرسش است که اگر نمایندگان بتوانند به اسناد طبقه‌بندی‌شده استناد علنی کنند، چه تضمینی برای حفظ محرمانگی سایر اسناد حاکمیتی باقی خواهد ماند.

در مورد محمدباقر قالیباف، شواهد موجود نشان می‌دهد که او و نزدیکانش تمایلی به تشدید علنی این منازعه ندارند. قالیباف در سال‌های اخیر تلاش کرده خود را در جایگاه مدیری عملگرا و هماهنگ با ساختار تصمیم‌گیری کلان نظام نشان دهد. از این منظر، ورود مستقیم به یک درگیری شخصی با نبویان می‌تواند هزینه سیاسی غیرضروری برای او ایجاد کند. محتمل‌تر آن است که رئیس مجلس از مسیرهای اداری، هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان یا سازوکارهای داخلی مجلس موضوع را مدیریت کند و از تبدیل آن به یک بحران علنی جلوگیری شود.
در سطح حاکمیت نیز احتمال برخورد سیاسی محدود اما کنترل‌شده بیشتر از برخورد قضایی سنگین به نظر می‌رسد. تجربه جمهوری اسلامی نشان داده است که هنگامی که اختلافات درون اردوگاه اصولگرایی رخ می‌دهد، اولویت معمولاً مهار بحران و جلوگیری از گسترش شکاف است، نه تبدیل آن به یک پرونده علنی و پرهزینه. به همین دلیل اگر نهادهای تصمیم‌گیر به این جمع‌بندی برسند که سخنان نبویان موجب آسیب به انسجام ساختار حاکمیت یا ایجاد تردید درباره محرمانگی اسناد شده است، احتمال تذکر، محدودیت رسانه‌ای یا فشارهای غیرعلنی بیشتر از محاکمه علنی و مجازات سنگین خواهد بود.
در نهایت، مهم‌ترین پیامد سیاسی ماجرا شاید نه برای نبویان، بلکه برای جریان پایداری باشد. افشای اسناد یا ادعای افشای اسناد محرمانه در شرایطی رخ داده که بخش‌هایی از همین جریان سال‌ها مدافع سخت‌گیرانه‌ترین رویکردها درباره حفظ اسرار حاکمیتی بوده‌اند. از این رو، پرونده اخیر می‌تواند به آزمونی برای سنجش میزان پایبندی همه بازیگران سیاسی به قواعدی تبدیل شود که خودشان در سال‌های گذشته از آن دفاع کرده‌اند.
در نهایت محتمل‌ترین سناریو این است که نبویان با هزینه سیاسی و انتقاد نهادی مواجه شود، اما مگر آنکه نهادهای رسمی صراحتاً تأیید کنند اسناد افشاشده دارای طبقه‌بندی امنیتی بالا بوده‌اند و افشای آنها غیرمجاز بوده است، احتمال تبدیل این پرونده به یک برخورد قضایی شدید و سرنوشت‌ساز چندان بالا به نظر نمی‌رسد. آنچه بیش از همه در معرض آسیب قرار گرفته، اعتماد میان نهادهای قدرت و قواعد نانوشته‌ای است که تاکنون اختلافات داخلی بر سر مسائل حساس را در پشت درهای بسته نگه می‌داشت.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن