خانه سیاست چرا مجتبی خامنه‌ای مسئولیت توافق را نپذیرفت؟

شرکای پنهان و آشکار جام زهر خرداد ۱۴۰۵؛

چرا مجتبی خامنه‌ای مسئولیت توافق را نپذیرفت؟

مجتبی خامنه‎ای با پیام اخیر خود که بعد از یک فاصله معنادار از زمان امضای تفاهم ایران و آمریکا از سوی مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ، منتشر شد.

آوا مهرگانی

مجتبی خامنه‎ای با پیام اخیر خود که بعد از یک فاصله معنادار از زمان امضای تفاهم ایران و آمریکا از سوی مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ، منتشر شد ؛ هراس، فرار از مسئولیت و تلاش برای حفظ قداست پوشالی در مواجهه با یک چرخش بزرگ تاریخی را به نمایش گذاشت.
نخستین نکته‌ای که از این پیام – با لحنی که سعی داشت همزمان سیگنال سازش و پیام مقاومت بدهد – دریافت شد، استمرار سیاست «رهبری در سایه» است. مجتبی خامنه‌ای تمایل دارد خود را به عنوان یک «اصل مجرد» و فرامتنی تعریف کند؛ موجودیتی که هست اما دیده نمی‌شود، حکم می‌راند اما تن به قضاوت افکار عمومی از طریق لحن صدا، لرزش دست یا خطوط چهره نمی‌دهد. در فضای مدرن امروز، این نوع حکمرانی مکتوب و بی‌تصویر، نوعی بازسازی سنّت‌های خلافت دیوانی است که در آن خلیفه پشت پرده می‌نشیند تا هم از گزند ترور و نقد مصون بماند و هم هاله‌ای از قداست و دست‌نایافتنی بودن پیرامون خود بسازد. پیام اخیر او درباره تفاهم با آمریکا، در حقیقت فرمان هبوط این رهبر غایب به زمین واقعیت سخت اقتصادی و سیاسی بود، اما او باز هم ترجیح داد پشت کلمات ماشین‌نویسی‌شده سنگر بگیرد.


سلب مسئولیت به سبک ولایی؛ پاستور فدای بیت می‌شود
هسته اصلی این پیام، بند دوم آن است؛ جایی که خامنه‌ای دوم با صراحت خود را از کل فرآیند این توافق کنار کشید و تاکید کرد «بنده علی‌الاصول، نظر دیگری داشتم». این جمله، کلید رفتارشناسی استبداد مذهبی است. او با این عبارت، به بدنه تندرو، سپاهی و بوق‌های تبلیغاتی نظام پیام می‌دهد که «من تن به سازش نداده‌ام». او با تیزهوشی مکارانه‌ای، مسعود پزشکیان را جلو می‌اندازد و تاکید می‌کند که امضای این تفاهم‌نامه، حاصل «قبول مسئولیت» و «تعهد شخص رئیس‌جمهور» است.
این تکنیک که پیش از این نیز توسط پدرش در جریان برجام اجرا شده بود، این بار با غلظت بیشتری به کار رفته است. پیام واضح است؛ اگر این تفاهم به گشایش اقتصادی منجر شد، عواید و خردمندی‌اش به حساب نظام نوشته می‌شود، اما اگر ترامپ زیر میز زد یا اقتصاد کشور جان نگرفت، پزشکیان و دولت او به عنوان خائنان و مقصران اصلی به قربانگاه فرستاده خواهند شد. رهبر جدید با این فرمول، هم مجوز سازش را صادر کرده و هم سند محکومیت کارگزاران اجرایی را پیشاپیش امضا نموده است.


بازی در زمین شورای عالی امنیت ملی؛ نقش پنهان قالیباف
اشاره دقیق پیام به تعهد رئیس‌جمهور «به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی از طرف خود و سایر اعضا»، یک آدرس‌دهی دقیق سیاسی است. شورای عالی امنیت ملی، محل تلاقی سران قوا، فرماندهان ارشد نظامی و نمایندگان رهبری است. مجتبی خامنه‌ای با گنجاندن عبارت «و سایر اعضا»، به طور غیرمستقیم محمدباقر قالیباف و فرماندهان سپاه را نیز در لایه دوم این مسئولیت‌پذیری شریک می‌کند. قالیباف که همواره تلاش کرده خود را به عنوان تکنوکراتی اصولگرا و حلال مشکلات معرفی کند، این بار در ساختار این پیام به عنوان یکی از ضامنان این «عقب‌نشینی ناگزیر» معرفی شده است. بیت رهبری با این عبارت، جلوی هرگونه سرکشی یا مخالفت علنی قالیباف و باند او در مجلس را می‌گیرد و به آن‌ها یادآوری می‌کند که شما نیز بخشی از این تصمیم تحمیلی بوده‌اید و حق ندارید در نقش اپوزیسیون توافق ظاهر شوید.


روایت استیصال ترامپ؛ مسکن موضعی برای حلقه حامیان
بخش دیگری از پیام که طنز تلخ تاریخ را به نمایش می‌گذارد، ادعای «استیصال رئیس‌جمهور آمریکا» است. دستگاه پروپاگاندای نظام، سال‌ها ترامپ را به عنوان قاتل قاسم سلیمانی و مظهر شیطان معرفی کرده بود؛ حال که مجبور به امضای تفاهم‌نامه با او شده و هنوز عده‌ای در خیابان شعار «پس خون رهبرم چی؟» می‌دهند، باید این سرکشیدن جام زهر را به عنوان «فتح‌الفتوح» جا بزند. ادعای اینکه آمریکا از روی استیصال به سمت ایران آمده، صرفاً یک مسکن موضعی برای تزریق به بدنه سرخورده و حزب‌اللهی است که سال‌ها با شعار «مذاکره با آمریکا سم است» تغذیه شده بودند. مجتبی خامنه‌ای ناچار است واقعیت عریان فروپاشی اقتصادی ایران زیر بار تحریم‌ها را پنهان کند و با وارونه‌سازی واقعیت، ایستادگی نظام را عامل زانو زدن واشنگتن جلوه دهد.

سنگر گرفتن پشت مقدسات؛ فرار مهدوی از پاسخگویی
یادداشت با ارجاع به «دعای خیر سرورمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف» به پایان می‌رسد. این شیوه سنتی اتمسفر حاکم بر ایران است؛ هر جا که عقلانیت ابزاری و محاسبات دنیوی به بن‌بست می‌رسد، امر قدسی به کمک فراخوانده می‌شود. رهبری که خود را از مسئولیت دنیوی این توافق مبرا کرده، آینده آن را به اراده مهدوی گره می‌زند تا در صورت بروز هرگونه فاجعه یا شکست، آن را به غیبت، مصلحت الهی یا کم‌کاری مسئولین اجرایی نسبت دهد. عبارت «ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز»، تلاشی عوام‌فریبانه برای هم‌سرنوشت نشان دادن رهبر غایب با توده‌های مردم است؛ مردمی که سال‌هاست زیر بار تورم ناشی از همین سیاست‌ها کمر خم کرده‌اند، در حالی که «خادم ناچیز» در جایی که کسی نمی‌داند کجاست، نشسته و فرمان صبر صادر می‌کند.
پیام مجتبی خامنه‌ای، سند رسمی تناقض ساختاری در نظام ولایت فقیه است. این متن نشان داد که رهبر جدید، فاقد شجاعت پذیرش تصمیمات بزرگ است. او می‌خواهد هم مواهب خروج از انزوای بین‌المللی را به دست آورد و هم دامن خود را از لکه «سازش با شیطان» پاک نگه دارد. حکومت بی‌تصویر و بی‌صدا، این بار صراحت کلام را فدای عافیت‌طلبی سیاسی کرد؛ اما قاب عکس امضای پزشکیان و ترامپ، واقعی‌تر از آن است که با این لفاظی‌های مکتوب و حواله دادن مسئولیت به پاستور، از حافظه تاریخ پاک شود. نظام ولایی بار دیگر ثابت کرد که در بزنگاه‌های بقا، ایدئولوژی را قربانی مصلحت می‌کند، اما با ادبیاتی که تنها مصرف داخلی دارد و نشان از هراسی عمیق از آینده دارد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن