اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی
رئیسجمهور مسعود پزشکیان، اخیرا در اظهاراتی در جمع روابطعمومیهای دستگاههای اجرایی به مسئله مناسبات پیرامون تهران و واشنگتن و ماجرای جنگ حاضر اشاره و تصریح کرده؛ « باید صادقانه با جامعه صحبت کرد. پیام غلط و اطلاعات غلط مبنی بر اینکه دشمن در حال نابودی و ما در حال شکوفایی هستیم اشتباه است. هم ما و هم آنها مشکل داریم.»
او همینطور؛ در ادامه گفته؛ «من بههیچوجه در برابر هیچ قدرتی سر خم نخواهم کرد، عزت کشور را قربانی راحتطلبی و دنیای خود نخواهیم کرد، اما باید با تدبیر مملکت را اداره کنیم.»اگر بخواهیم، صحبت را به درازا نکشانده و حوصله شما را مخدوش نکنیم، ذکر چند نکته و سوال درباره این اظهارات، واجد اهمیت به نظر میرسد؛ نخست اینکه؛ طرح این موضع که «پیام غلط و اطلاعات غلط مبنی بر اینکه دشمن در حال نابودی و ما در حال شکوفایی هستیم اشتباه است.»
در جای خود، محل تامل و شایسته استقبال است! به هر حال، ولو در کلام، همینکه رئیسالوزرای مملکت چنین نگاهی به مسائل دارد در نظر، مغتنم بوده و خب البته حرف جدیدی هم نیست! به هر حال، خود ما اهالی رسانه و کثیرشماری از فعالین سیاسی و ایراندوستان مملکت، سالیان سال است که دارند چنین حرفهایی میزنند و البت که گوش احدی بدهکارشان نیست. باز در، همان در است و در عمل؛ پاشنه، همان پاشنه!
وقت جولان کارشناسنماها و تازه به دوران رسیدههای از آسانسور به بالا آمده در فضای رسانهای که میشود، تریبونها غرق است و در اختیار جماعتی برای پرزنت کردن افول آمریکای جنایتکار و البه حصول جمهوری اسلامی به قلل ابرقدرتی و هژمون جهانی!
دیگر نکته، اینکه باز در آن جا که مسعود پزشکیان، تصریح کرده؛ در برابر هیچ قدرتی سر خم نخواهد کرد هم در جای خود قابل تامل است. خب! به هر حال اصل عزت نفس و میهندوستی حکم میکند که هر انسان ایراندوستی، غرور ملیاش را مدذهن قرار داده و بر اساس آن، سعی بر تحقق این مهم داشته باشد که اعتلای میهن به هر طریق ممکن، احصا شده و مورد تحقق قرار بگیرد اما! نکته سوم، عطف به ادامه نکته پیشین در این جاست که اولا؛ باید دید که در سپهر سیاست در ایران و ساختار قدرت در جمهوری اسلامی-آن هم با مختصات فعلی آن و نظر به کاراکتر شخص پزشکیان و دولتش-اساسا چه کس یا کسانی به مواضع چون اویی وقتی نهاده و ترهای برای آن خرد میکنند؟
پزشکیان و دولتش در کجای این سپهر سیاست قرار دارند و اصولا حد برش تیغ نفوذ کلام و تصمیمات چنین دولتی در جمهوری اسلامی کنونی تا کجاست؟ در بزنگاههای اتخاذ تصمیمات کلان، پزشکیان در کجای این نابازی پا به توپ شده و آیا اساسا وارد زمین میشود؟! در تصمیمسازیهای مهم و کلان سیاسی و اجتماعی از تصمیم درباره جنگ و صلح گرفته تا قطع یا ایجاد بسترهای ارتباطی به مانند اینترنت و مسائلی نظیر حجاب و امثالهم چطور؟
دیگر مسئله مهم در این بین؛ اینجاست که رئیس دولت در این سخنان، مدعی شده که در مقابل هیچ قدرتی سر خم نخواهد کرد. خب! خیلی هم خوب، خیلی هم عالی! اما باز ذکر چند سوال و نکته را در مواجهه با چنین موضعی نباید از نظر دور داشت.
اینکه؛ تعریف او از سر خم نکردن در مقابل قدرتها در چیست؟ این سر خم نکردن چه نسبتی با منافع ملی ایران دارد؟ آیا پزشکیان؛ شعارهایی نظیر «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا» را چقدر و تا کجا با این تعریف خود همگن میداند؟
دوم؛ باید از رئیس دولت چهاردهم پرسید که این حسن رویکرد سر خم نکردن در مقابل قدرتها در خارج را تا چه میزان در داخل کشور و در مقابل مخالفین دولت و منویات اکثریت مردم، مورد توجه و اقدام قرار داده؟ بزرگوار درباره سر خم نکردن در برابر جماعت پایداریچی و رادیکالها همهچیزخواه اقتدارگرا، احیانا نظری، فرمایشی ندارند؟ جایگاه این سر خم نکردن در سیرک موسوم به وفاق-بخصوص در یک سال نخست عمر دولت-کجا بوده؟
سوم؛ بار فشار استخوانشکن و ایرانسوز این رویکرد را چه کسی میپردازد؟ آیا اگر چنانچه سر خم نکردن مدنظر رئیس جمهور، ناظر بر همان شعار کذایی است که پیشتر و در بالا مورد اشاره قرار گرفت، فاکتورش را چه کسی پرداخت میکند؟ اینکه دغدغههای مردمی که تا همین چند صباح قبل، معطوف به قیمت مسکن و خودرو بوده و حالا به تهیه نان شب رسیده از تبعات این سر خم نکردن باشد؛ خب! سهم اهالی حاکمیت جمهوری اسلامی و هواخواهان اقلیت آن از هزینههای کمرشکن این پیامدها کجاست؟
و در آخر اینکه؛ خوب است تا رئیس دولت چهاردهم به این سوال هم پاسخ بدهد که حد یقف این وضعیت تعلیقگونه و خانمان برانداز «نه جنگ و نه مذاکره» کنونی کجاست؟ تا کی و چه زمانی با کدام پیوست اقتصادی و تمهید تاب آوری جامعه فرسوده و لاجان ایران میتوان به این رویکرد ادامه داد؟ بماند که اگر جناب پزشکیان، بدیلی هم برای این وضعیت به جامعه ارائه کند، دعاگویش خواهیم بود!