اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
انتخابات ریاست جمهوری سال 88 با تمام فراز و فرودهایی که داشت و چندین نفر کشته و مجروح و صدها بازداشتی را به مردم تحمیل کرد، نام چند چهره سیاسی را نیز برای همیشه در تاریخ ایران ماندگار کرد. افرادی چون هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی، سیدمحمد خاتمی، مهدی کروبی و بالاخره محمود احمدینژاد. بعدها مشخص شد که حسن روحانی در آن دوره نیز همچون ادوار گذشته، زیر چتر حمایتی هاشمی رفسنجانی حضور داشته و در اردوگاه اصلاحطلبان نقشآفرینی کرده است.
اما با گذشت سالها، هر کدام از اینها سرنوشتهای متفاوتی پیدا کردند. محمود احمدینژاد که روزی به عنوان معجزه هزاره سوم از سوی اطرافیان رهبر جمهوری اسلامی معرفی میشد و علی خامنهای به صراحت اعلام کرده بود که نظرش به احمدینژاد نزدیکتر از دیگران است، بعدها به عنوان یکی از قسمخوردهترین مخالفان رهبر جمهوری اسلامی شناخته شد.
سرنوشت اکبر هاشمی رفسنجانی نیز با مرگی مشکوک در استخر رقم خورد.
همچنین از 88 به بعد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی سالها در حصر خانگی حضور داشتند و محمدخاتمی نیز گوشهنشین سیاست شد و حتی پخش تصاویر او در رسانهها نیز ممنوع شد.
حسن روحانی اما پس از محمود احمدینژاد به ریاست جمهوری رسید، اگر چه همواره از سوی تندروها به سرنوشت هاشمی رفسنجانی تهدید شده و در تجمعات آنها فریاد سر داده میشد “ای آنکه مذاکره شعارت، استخر فرح در انتظارت”
اما جنگ دوازده روزه اسرائیل و جمهوری اسلامی موجب شد تا کسانی که در دورهای در این نظام مسئولیت داشتند، حتی اگر امروز مخالف سیاستهای حاکم باشند، برای دفاع از منافع خود هم که شده، پشت سر جمهوری اسلامی قرار گرفته و به بهانه حمایت از وطن، از جمهوری اسلامی حمایت کنند.
به همین دلیل، حسن روحانی، احمدینژاد، خاتمی و حتی به نوعی میرحسین موسوی و مهدی کروبی در طول جنگ 12 روزه، به دفاع از جمهوری اسلامی پرداختند.
اما این در یک جبهه قرار گرفتن کسانی که در انتخابات سال 88 برای یکدیگر شمشیر را از رو بسته بودند، چندان طولانی نشد و چند ماه بعد و با وقوع اعتراضات خونین دی ماه 1404، صفآراییهای جدیدی در میان چهرههای سیاسی که علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی از آنها به عنوان “خواص” یاد میکند، ایجاد شود.
تشر دفتر علی خامنهای به خواص
در همان بحبوحه اعتراضات خونین دی ماه بود که بولتن خبری صدای ایران وابسته به دفتر رهبر جمهوری اسلامی با تروریستی خواندن اعتراضات خونین دی ماه، از خاتمی، احمدینژاد و حسن روحانی خواست تا دیرتر نشده و تا فرصت باقی است، در برابر آنچه که فتنه میخواند، موضعگیری کنند.
بلافاصله پس از این تشر زدن رسانه وابسته به دفتر رهبر جمهوری اسلامی، محمد خاتمی سراسیمه مجبور به واکنش شد و اعتراضات مردم را “توطئه بزرگ برنامهریزیشده” توصیف کرد.
وی در بیانیهای خود حتی از دولت پزشکیان تشکر و اعلام کرد: دور از انصاف است که رفتار مدنی دولت را در روزهای اول اعتراضهای مردمی نادیده بگیریم!!!
حسن روحانی نیز چند روز بعد مجبور به موضعگیری شد و پس از فراخوان تجمع حکومتی از سوی نهادهای جمهوری اسلامی، در بیانیهای نوشت: در این آزمون سخت، ملت ایران هم به خوبی دریافته است که در ساختار سیاسی ما انسجام و وحدت ملی یک ضرورت امنیتی است؛ نه فقط یک امر احساسی یا شعاری. من به عنوان که نهسربازی برای ایران و اسلام، باور دارم فراخوان امروز برای تجمع در خیابانها، دعوت به تفکیک نارضایتی بهحق داخلی ازمداخلات آشوبگرانه خارجی است.”
اما محمود احمدینژاد که روزی تمام نهادهای حاکمیتی از مجلس و شورای نگهبان گرفته تا بسیج و سپاه و مجلس خبرگان رهبری، برای انتخاب وی به عنوان رئیس جمهور بسیج شده بودند، ترجیح داد که سکوت کند و این سکوت تا زمان انتشار این گزارش ادامه داشته است. او تا این لحظه نه از کشتار مردم سخنی گفته و نه در حمایت از جمهوری اسلامی.
عبور میرحسین از جمهوری اسلامی و لحن آرامتر مهدی کروبی
در این میان، با مشخص شدن ابعاد فاجعهبار کشتار گسترده مردم در اعتراضات خونین دی ماه 1404، میرحسین موسوی که از سال 88 در حبس و حصر خانگی قرار دارد، از حصر بیانیهای شدیدالحن صادر و تاکید کرد: “مردم به چه زبانی بگویند که این نظام را نمیخواهند و دروغهایتان را باور نمیکنند. دیگر بس است. بازی به پایان رسید. آن زمان که علیه ملت خویش لباس رزم میپوشیدید،داشتید تیشه به ریشه خویش میزدید. آن زمان که دلسوزان مردم راسر میکوبیدید و اجازه کمترین سخن حقی در دفاع از حقوق انسانها نمیدادید، داشتید برای مداخله خارجی فرش قرمز میانداختید.
آن زمان که برای نشنیدن نصایح دلسوزان انگشت درگوش میگذاشتید، داشتید با جهالت، گرانبهاترین فرصتهایتان را از دست میدادید. نوبت شما هم آمد.”
مهدی کروبی نیز در اعتراض به کشتار مردم بیانیهای صادر کرد، اما با لحنی لطیفتر از بیانیه میرحسین موسوی.
کروبی در بیانیه خود نوشته است: “اینروزها سراسر ایران در غم،اندوه و ماتم جنایتیست که زبان و قلم از بیان ابعاد آن قاصر است. بهراستی که بر این ماتم باید خون گریست. این فاجعه بزرگ را به همهخانوادههای معظم داغدار که در مظلومیت تمام حتی نگذاشتندمراسمی در شأن عزیزانشان برگزار نمایند و نیز به مردم بزرگ ایران تسلیت میگویم و از خداوند متعال برای همهی قربانیان رحمت و برای بازماندگان آنها طلب صبر و اجر میکنم.”
وی اگر چه در بیانیه خود ” وضعیت اسفبار امروز ایران” را “نتیجه مستقیم دخالتها و سیاستهای ویرانگر داخلی و بینالمللی” علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی میداند، اما تاکید میکند که “تنهاراه برون رفت مسالمتامیز از این بحران رجوع به مردم و به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت آنان در یک همهپرسی آزاد است.”
به عبارتی اگر بیانیه میرحسین موسوی را عبور از جمهوری اسلامی بدانیم، بیانیه مهدی کروبی، اگر چه دارای انتقادهای تند نسبت به رهبر جمهوری اسلامی است، اما نشان میدهد که به دنبال تغییر رژیم نیست و همچنان راه را در اصلاحات درونی از طریق صندوقهای رای میداند.
با تجزیه و تحلیل بیانیههای میرحسین موسوی، مهدی کروبی، حسن روحانی و محمد خاتمی و همچنین سکوت معنیدار محمود احمدینژاد، درمییابیم که روحانی و خاتمی حاضر نشدند حتی در ظاهر هم به نوعی نسبت به سیاستهای مخرب رهبر جمهوری اسلامی انتقاد و اعتراضی داشته باشند، اما مهدی کروبی با وجود اینکه رهبر را عامل اصلی تمام شکستها و ناکامیها میداند و معرفی میکند، همچنان دلبسته جمهوری اسلامی است و راه نجات را اصلاحات درونی نظام میداند.
این در حالی است که بیانیه میرحسین موسوی، در افکار عمومی و در جلسات گروهها و شخصیتهای سیاسی، به بیانیه عبور از جمهوری اسلامی تعبیر شده است.
در این میان سکوت احمدینژاد اگر چه دیگر برای مردم و فعالان سیاسی و حتی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی عجیب، نیست، اما به نظر میرسد که این سکوت به اندازهای رسا هست که نشان دهد وی همچنان منتقد اصلی رهبر جمهوری اسلامی و نهادهایی که وی آنها را فاسد خطاب میکند، بوده و نمیخواهد حتی در آستانه حمله نظامی به ایران، به بهانه وطندوستی بار دیگر با حامیان جمهوری اسلامی بر سر یک سفره بنشیند و این همراهی به معنی همراهی با سرکوب خونین مردم تعبیر گردد.