خانه بین المللحقوق بشر کلاشینکف روی آنتن؛ تبلیغ زبان خشونت و کشتار در رسانه جمهوری اسلامی

کلاشینکف روی آنتن؛ تبلیغ زبان خشونت و کشتار در رسانه جمهوری اسلامی

یادداشت ویژه / ماهور ایرانی: شب گذشته صدا و سیمای جمهوری اسلامی که دیگر واژه صدا و سیمای ملی را فراموش کرده سه تصویر همزمان در سه شبکه شه، دو و شبکه افق نشان داد که گویی وارد میدان جنگ شده و به جای برنامه‌های شاد و مفرح و پخش سریال‌ها و فیلم‌های جذاب نحوه کار با اسلحه روسی کلاشینکف و تیراندازی را به ملت نشان می‌داد. موضوعی که من را به این فکر فرو برد چه شد صدا و سیمایی که قرار بود رسانه ملی باشد حالا کار به آموزش تیراندازی و رجزخوانی و کار با کلاشینکف رسیده است. می‌توان از برنامه‌های شب گذشته صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تصویری روشن از بحرانی دید که سال‌هاست در ساختار رسانه‌ای جمهوری اسلامی ریشه دوانده است؛ بحرانی که در آن رسانه ملی به جای ایفای نقش اطلاع‌رسانی، آموزش مدنی و تقویت همبستگی اجتماعی، بیش از پیش به بازوی تبلیغاتی امنیتی و نظامی حکومت تبدیل شده است. آنچه در برخی برنامه‌های پخش‌شده از شبکه سه، شبکه دو و به‌ویژه شبکه افق دیده شد، صرفاً نمایش سلاح یا روایت نظامی نبود، بلکه نوعی نمایش آشکار از فرهنگ خشونت سیاسی و تقدیس نیروی مسلح به‌عنوان ابزار اصلی بقا و حکمرانی بود. وقتی رسانه‌ای که با بودجه عمومی اداره می‌شود،

به جای ترویج گفت‌وگو، قانون‌گرایی و عقلانیت اجتماعی، آموزش کار با اسلحه، نمایش تیراندازی، رجزخوانی سیاسی و ادبیات حذف‌گرایانه را در مرکز تولیدات خود قرار می‌دهد، در واقع تصویری از ماهیت حقیقی ساختار قدرت را آشکار می‌کند. رسانه در چنین وضعیتی دیگر نقش ناظر بر قدرت را ندارد، بلکه خود بخشی از ماشین قدرت می‌شود؛ ماشینی که مشروعیتش را نه از رضایت عمومی، بلکه از نمایش مداوم قدرت سخت، ترس و آمادگی برای خشونت می‌گیرد. در این برنامه‌ها سلاح نه به‌عنوان آخرین ابزار دفاعی، بلکه به‌عنوان نماد هویت سیاسی معرفی می‌شود. دوربین‌ها با نوعی شیفتگی روی اسلحه مکث می‌کنند، موسیقی حماسی روی تصاویر نظامی سوار می‌شود و مجریان یا مهمانان با ادبیاتی سخن می‌گویند که بیشتر به فضای بسیج جنگی شباهت دارد تا رسانه عمومی یک جامعه خسته از بحران‌های اقتصادی، سرکوب و ناامنی روانی. در این روایت، شهروند مطلوب کسی نیست که اهل نقد، اندیشه و مشارکت مدنی باشد؛ بلکه فردی است که منطق حذف، دشمن‌سازی و آمادگی دائمی برای خشونت را بپذیرد. این همان نقطه‌ای است که رسانه حکومتی، ناخواسته یا آگاهانه، ماهیت امنیتی و خشونت‌محور نظام سیاسی را عیان می‌کند. حکومت‌هایی که بر رضایت اجتماعی متکی باشند، برای تثبیت خود نیازی به نمایش دائمی اسلحه و تهدید ندارند. اما ساختارهایی که با بحران مشروعیت روبه‌رو هستند، معمولاً از رسانه به‌عنوان ابزار بازتولید ترس و نمایش قدرت استفاده می‌کنند. در چنین فضایی، آموزش کار با کلاشینکف یا نمایش مکرر ادبیات جنگی، صرفاً یک انتخاب رسانه‌ای نیست؛ بلکه بخشی از پروژه سیاسی حفظ انسجام ایدئولوژیک درون حاکمیت و مرعوب‌سازی روانی جامعه است.

خطر اصلی این نوع برنامه‌ها فقط در محتوای نظامی آنها نیست، بلکه در عادی‌سازی خشونت نهفته است. وقتی نسل جوان در قاب تلویزیون رسمی کشور، اسلحه را با هیجان، غرور و قهرمانی پیوندخورده می‌بیند، مرز اخلاقی میان قدرت و خشونت به‌تدریج فرسوده می‌شود. رسانه‌ای که باید حافظ امنیت روانی جامعه باشد، خود به تولیدکننده اضطراب، دو قطبی‌سازی و ذهنیت جنگی تبدیل می‌شود. مسئله تنها انتقاد از یک برنامه یا چند مجری نیست. مسئله این است که صدا و سیما سال‌هاست از مفهوم «رسانه عمومی» فاصله گرفته و به تریبون رسمی یک قرائت امنیتی از سیاست بدل شده است؛ قرائتی که جهان را میدان نبرد دائمی می‌بیند و بقای خود را در بازتولید فضای جنگی جست‌وجو می‌کند. به همین دلیل است که در بسیاری از این تولیدات، زبان گفت‌وگو حذف می‌شود و جای خود را به زبان تهدید، رجزخوانی و نمایش قدرت می‌دهد. در نهایت، آنچه شب گذشته از تلویزیون جمهوری اسلامی دیده شد، بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، نشانه نوعی اضطراب عمیق سیاسی بود؛ اضطرابی که تلاش می‌کند با تصویر اسلحه، صدای شعار و نمایش خشونت، فقدان اعتماد عمومی را پنهان کند

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن