خانه بین الملل آخرین فرصت تهران؛ دیپلماسی یا مقدمه حمله؟

هموطن حال و هوای خاورمیانه در ۴۸ ساعت گذشته را بررسی می‌کند:

آخرین فرصت تهران؛ دیپلماسی یا مقدمه حمله؟

در حالی که تلاش‌های دیپلماتیک قطر برای بازگرداندن جمهوری اسلامی و ایالات متحده به میز مذاکره وارد مرحله‌ای فشرده شده، نشانه‌های نگران‌کننده‌ای از نزدیک شدن یک رویارویی نظامی تازه نیز در حال آشکار شدن است.

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

در حالی که تلاش‌های دیپلماتیک قطر برای بازگرداندن جمهوری اسلامی و ایالات متحده به میز مذاکره وارد مرحله‌ای فشرده شده، نشانه‌های نگران‌کننده‌ای از نزدیک شدن یک رویارویی نظامی تازه نیز در حال آشکار شدن است. گزارش‌های منتشرشده در روزهای اخیر، به‌ویژه گزارش اختصاصی آکسیوس در ۹ آبان، تصویری از مذاکراتی ارائه می‌کنند که شاید آخرین فرصت تهران برای جلوگیری از دور سوم حملات نظامی آمریکا و اسرائیل باشد؛ فرصتی که ممکن است بیش از آنکه نشانه‌ای از شکل‌گیری یک توافق واقعی باشد، بخشی از آماده‌سازی سیاسی و دیپلماتیک برای سناریوی نظامی بعدی باشد.
بر اساس گزارش آکسیوس، میانجی‌های قطری روز جمعه بیش از ۱۲ ساعت با مقام‌های جمهوری اسلامی در تهران گفت‌وگو کرده‌اند. این مذاکرات با تماس‌های مستمر میان میانجی‌ها و کاخ سفید همراه بوده و قرار است در دوحه ادامه پیدا کند. منابع دیپلماتیک از پیشرفت‌هایی در گفت‌وگوها سخن گفته‌اند، اما هنوز هیچ توافق رسمی یا تعهد علنی و مشخصی از سوی دو طرف اعلام نشده است.
اهمیت این تحرکات زمانی روشن‌تر می‌شود که آن‌ها را در کنار گزارش‌های مربوط به احتمال ازسرگیری عملیات نظامی آمریکا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در ۱۲ آبان قرار دهیم.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که آیا دیپلماسی در جریان است؛ پرسش این است که آیا دیپلماسی هنوز هدف اصلی طرف آمریکایی است یا به ابزاری برای مدیریت شرایط پیش از تصمیم نظامی تبدیل شده است؟

قطر در نقش آخرین واسطه؛ تهران زیر فشار زمان

گزارش آکسیوس نشان می‌دهد قطر تلاش می‌کند با طراحی مجموعه‌ای از اقدامات متقابل، فاصله میان خواسته‌های تهران و واشنگتن را کاهش دهد. یکی از پیشنهادهای مطرح‌شده، دسترسی بازرسان سازمان ملل به تأسیسات هسته‌ای آسیب‌دیده ایران در برابر نوعی تخفیف محدود تحریمی است. این پیشنهاد می‌تواند نقطه شروعی برای بازسازی اعتماد و بازگشت به مذاکرات هسته‌ای باشد.
اما مشکل اساسی همچنان پابرجاست. واشنگتن خواهان ورود موضوع هسته‌ای به مذاکرات از همان ابتداست، در حالی که تهران خواستار پایان محاصره دریایی، رفع محدودیت‌های صادرات نفت و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده خود پیش از پذیرش امتیازهای اساسی است.
رویترز در گزارش ۸ آبان خود تأیید کرده است که قطر پیش‌تر پیش‌نویس طرحی برای پایان دادن به بحران به ایران ارائه کرده بود، اما یک مقام ارشد ایرانی آن را غیرقابل قبول دانسته است. این اختلاف نشان می‌دهد که مسئله صرفاً پیدا کردن محل مذاکره یا تعیین زمان دیدار نیست؛ دو طرف هنوز درباره ترتیب امتیازدهی و حتی نقطه شروع توافق اختلاف دارند.
برای جمهوری اسلامی، شرایط به‌مراتب پیچیده‌تر است. ساختار سیاسی ایران باید تصمیم بگیرد که آیا حاضر است برای جلوگیری از حملات احتمالی، بخشی از مواضعی را که سال‌ها به‌عنوان خطوط قرمز راهبردی معرفی کرده، کنار بگذارد یا همچنان بر همان سیاستی پافشاری کند که کشور را به وضعیت کنونی رسانده است.

دیپلماسی در سایه تهدید؛ آیا هدف دست‌یابی به توافق واقعی است؟

آنچه به این تحولات ابعاد نگران‌کننده‌تری می‌دهد، هم‌زمانی مذاکرات با گزارش‌هایی درباره آمادگی نظامی آمریکا و اسرائیل است. آکسیوس در گزارش ۶ آبان خود به نقل از منابع آمریکایی، اسرائیلی و منطقه‌ای نوشت که در صورت شکست تلاش‌های دیپلماتیک، احتمال یک عملیات گسترده علیه اهداف رهبری، نظامی، انرژی و هسته‌ای ایران مطرح است.
گزارش دیگری از آکسیوس در ۹ آبان نیز از احتمال بررسی گزینه تشدید نظامی پس از انتخابات آمریکا خبر داده است. البته درباره ارتباط مستقیم تصمیم نظامی با نتیجه انتخابات، در همان گزارش روایت‌های متفاوتی وجود دارد و یک مقام کاخ سفید این ارتباط را رد کرده است. بنابراین نمی‌توان احتمال حمله را تصمیمی قطعی و نهایی‌شده دانست.
با این حال، کنار هم قرار گرفتن این گزارش‌ها یک واقعیت را برجسته می‌کند: دیپلماسی در فضایی عادی و برابر دنبال نمی‌شود. جمهوری اسلامی با فشار اقتصادی، محدودیت‌های دریایی، بحران اعتماد بین‌المللی و تهدید نظامی مواجه است و طرف مقابل نیز هم‌زمان مسیر مذاکره و گزینه نظامی را باز نگه داشته است.
در چنین فضایی، میانجی‌گری قطر می‌تواند دو کارکرد متفاوت داشته باشد. از یک سو، واقعاً تلاشی برای جلوگیری از جنگ باشد؛ از سوی دیگر، فرصتی برای روشن شدن مواضع نهایی تهران، سنجش میزان انعطاف آن و ایجاد اجماع منطقه‌ای و بین‌المللی درباره پیامدهای شکست مذاکرات فراهم کند.

این احتمال که بخشی از فضاسازی دیپلماتیک موجود، زمینه سیاسی و روانی یک حمله احتمالی را فراهم کند، قابل بررسی است؛ به‌خصوص وقتی گزارش‌های مربوط به آمادگی نظامی و ضرب‌الاجل‌های سیاسی در کنار اخبار مذاکرات قرار می‌گیرند. با این حال، شواهد علنی فعلی برای اثبات اینکه تصمیم حمله از پیش گرفته شده و مذاکرات صرفاً پوششی برای آن است، کافی نیست.

آخرین پنجره پیش از دور سوم جنگ

برای جمهوری اسلامی، شاید مهم‌ترین پیام این تحولات نه در جزئیات پیشنهاد قطر، بلکه در محدود بودن زمانی باشد که برای تصمیم‌گیری در اختیار دارد. گزارش‌های رسانه‌ای از تلاش میانجی‌ها برای رسیدن به تفاهم پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا حکایت دارند؛ انتخاباتی که در ۱۲ آبان برگزار می‌شود و می‌تواند بر محاسبات سیاسی واشنگتن اثر بگذارد، هرچند کاخ سفید تأثیر آن بر تصمیم‌های امنیتی را رد کرده است.
اگر تهران این فرصت را نیز با تکرار مواضع پیشین و بدون ارائه پیشنهادهای عملی و قابل راستی‌آزمایی از دست بدهد، ممکن است با دور تازه‌ای از حملات آمریکا و اسرائیل مواجه شود؛ دوری که در گزارش‌های اخیر، اهداف گسترده‌تری از زیرساخت‌های نظامی و هسته‌ای تا مراکز انرژی و ساختار فرماندهی جمهوری اسلامی برای آن مطرح شده است.
البته وقوع دور سوم حملات قطعی نیست و هنوز امکان توافق وجود دارد. اما نمی‌توان این احتمال را نادیده گرفت که مذاکرات کنونی، آخرین پنجره دیپلماتیک پیش از یک رویارویی تازه باشد.
مسئولیت این وضعیت را نیز نمی‌توان صرفاً به میانجی‌ها یا فشارهای خارجی نسبت داد. سیاست هسته‌ای، تقابل منطقه‌ای، فقدان شفافیت و هزینه‌های سنگین سیاست خارجی جمهوری اسلامی، همگی در شکل‌گیری این بن‌بست نقش داشته‌اند. در نهایت، این مردم ایران هستند که در صورت شکست دیپلماسی و گسترش جنگ، بیشترین هزینه‌های انسانی، اقتصادی و زیرساختی را خواهند پرداخت.
آنچه امروز در دوحه و تهران جریان دارد، ممکن است تلاش واقعی برای جلوگیری از جنگ باشد؛ اما در عین حال، می‌تواند آخرین مرحله از فشار دیپلماتیک پیش از تصمیم نظامی نیز باشد. تهران در برابر انتخابی دشوار قرار گرفته است: پذیرش تغییرات واقعی و قابل سنجش در سیاست‌های خود، یا خطر ورود به دور سوم رویارویی نظامی.
در چنین شرایطی، زمان به نفع جمهوری اسلامی حرکت نمی‌کند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن