یادداشت سردبیر/ یارا خاتمی
تصمیم ترامپ برای توقف حمله به ایران را نباید صرفاً یک عقبنشینی نظامی دانست؛ بلکه میتوان آن را بخشی از راهبرد «فشار حداکثری همراه با دیپلماسی از موضع قدرت» ارزیابی کرد.
ترامپ بارها نشان داده است که ابتدا با افزایش تهدید، فضای روانی و سیاسی را به نفع خود تغییر میدهد و سپس، اگر احساس کند امکان دستیابی به امتیاز از مسیر مذاکره وجود دارد، گزینه نظامی را موقتاً کنار میگذارد. در چنین شرایطی، توقف حمله لزوماً به معنای پایان تنش نیست، بلکه میتواند ابزاری برای افزایش قدرت چانهزنی باشد.
از سوی دیگر، ورود به یک درگیری گسترده با ایران، هزینههای سنگینی برای آمریکا و متحدانش به همراه دارد؛ از ناامن شدن مسیرهای انرژی و افزایش قیمت نفت گرفته تا احتمال گسترش جنگ در منطقه. چنین سناریویی میتواند پیامدهای اقتصادی و سیاسی قابل توجهی برای واشنگتن ایجاد کند.
همچنین، آمریکا بهخوبی میداند که هرگونه حمله جدید، با واکنش متقابل ایران و افزایش بیثباتی منطقه همراه خواهد بود. به همین دلیل، حفظ گزینه نظامی بهعنوان یک اهرم فشار، در بسیاری از مواقع کارآمدتر از استفاده عملی از آن است.
در مجموع، آنچه امروز رخ داده بیش از آنکه نشانه پایان اختلافات باشد، بیانگر تغییر تاکتیک است. اگر مسیر مذاکرات به نتیجه نرسد یا یکی از طرفین احساس کند امتیاز کافی به دست نیاورده، احتمال بازگشت تهدیدهای نظامی همچنان وجود خواهد داشت. بنابراین، توقف حمله را باید یک «وقفه تاکتیکی» دانست، نه پایان رقابت و تنش میان تهران و واشنگتن.