خانه بین الملل اعتراف به سیاهچاله امنیتی؛ چرا تهران از افشاگری وزیر خود برآشفت؟

اعتراف به سیاهچاله امنیتی؛ چرا تهران از افشاگری وزیر خود برآشفت؟

مصاحبه بی‌پرده عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی با جواد موگویی - مستند ساز با دسترسی‌های اطلاعاتی ویژه - ، که در روزهای اخیر جنجال‌آفرین شده، یک اعتراف ساختاری به فروپاشی ادعاهایی است که سال‌ها تحت عنوان «اشراف کامل اطلاعاتی» به خورد جامعه داده می‌شد.

آوا مهرگانی

مصاحبه بی‌پرده عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی با جواد موگویی – مستند ساز با دسترسی‌های اطلاعاتی ویژه – ، که در روزهای اخیر جنجال‌آفرین شده، یک اعتراف ساختاری به فروپاشی ادعاهایی است که سال‌ها تحت عنوان «اشراف کامل اطلاعاتی» به خورد جامعه داده می‌شد. عراقچی در این برنامه دست روی نقطه‌ای گذاشت که پیش‌تر خط قرمز حاکمیت محسوب می‌شد. «وجود حفره‌های امنیتی»؛ حفره‌هایی که به گفته او نه‌تنها به نشت اطلاعات و کشته شدن عالی‌ترین مقام نظام و فرماندهان انجامیده، بلکه تا سطح «جهت‌دهی به تصمیم‌سازی‌ها» و «دست‌کاری فضای روانی مسئولان» رسوخ کرده و همچنان هم باقی است. طرح چنین سخنانی از زبان یک دیپلمات ارشد، بلوایی در ساختار روایی حاکمیت ایجاد کرد و بلافاصله با واکنش تند و هماهنگ ارگان‌های امنیتی، رسانه‌های وابسته و چهره‌های رادیکال مواجه شد.

شکست ویترین اشراف اطلاعاتی 

برآشفتگی و هجوم سنگین جریان‌های وابسته به حاکمیت علیه عراقچی به اسم «دلسوزی برای حفظ امنیت» صورت گرفت اما ریشه آن را باید در هراس از شکستن روایت رسمی جست. حاکمیت سال‌ها تلاش کرده تا با تولید پرحجم پروپاگاندا، تصویری نفوذناپذیر از لایه‌های امنیتی خود ارائه دهد. اما رویدادهای  اخیر – از جنگ ۱۲ روزه تا حمله ۹ اسفند و کشته شدن مقامات نظام یکی بعد از دیگری – واقعیت را به خوبی نمایان کرد.

اکنون هم وزیر خارجه رسماً تایید کرده که «دشمن» حتی از زمان دقیق جلسات کلیدی باخبر بوده و حفره‌های امنیتی همچنان فعال است. این یعنی مانورهای تبلیغاتی چندساله درباره «امنیتی‌ترین و غیرقابل‌نفوذترین» ساختارها محلی از اعراب نداشته است. هجوم رسانه‌هایی مانند روزنامه «جوان» یا خبرگزاری «تسنیم» به عراقچی، در واقع تلاشی سراسیمه برای ترمیم این ویترین شکسته‌شده و سرپوش گذاشتن بر باگ‌های عمیقی است که کار را به اینجا رسانده‌اند.

صف‌آرایی علیه عراقچی

واکنش طیف‌های مختلف حاکمیت به اظهارات عراقچی، کالبدشکافی دقیقی از سیستم حکمرانی ارائه می‌دهد؛ سیستمی که حتی توان تحمل آسیب‌شناسی از درون توسط کارگزاران ارشد خود را ندارد. از یک‌سو، رسانه‌هایی مانند روزنامه «جوان»، با لحنی طلبکارانه به وزیر خارجه تاختند و از او خواستند که «نشانی بقیه تونل‌ها را برای خود نگه دارد» و واقعیت‌های روز «شهادت رهبری» را با لبخند فاش نکند. از سوی دیگر، تریبون‌های رسمی صداوسیما و کارشناسان سفارشی، با تقلیل تحلیل‌های یک دیپلمات ارشد به «حرف‌های تاکسی» و متهم کردن او به «خودسری» یا «القای خط از سوی نفوذی‌ها»، تلاش کردند اصل موضوع را به حاشیه ببرند.

این رفتار نشان می‌دهد که در چارچوب حاکمیت، خودفریبی بر واقع‌گرایی ارجحیت دارد. پیام این هجمه‌ها به بدنه مدیریتی واضح است؛ حتی اگر کشور در اثر نفوذ و محاسبات اشتباه به سوی بحران سوق داده شود، هیچ مسئولی حق ندارد درباره ریشه‌های این ناکارآمدی با جامعه شفاف باشد چرا که حفظ ظاهرِ اقتدار، بر حل بحران ترجیح داده می‌شود.

مصونیت نورچشمی‌ها در برابر سرکوب مستقل‌ها

ابعاد رسوایی این مصاحبه تنها به سخنان عراقچی محدود نمی‌شود، بلکه رفتار ساختار با برنامه‌ساز نیز نشان‌دهنده یک ناعدالتی ساختاری و استاندارد دوگانه عمیق است. جواد موگویی در مقام یک مستندساز وابسته، به راحت‌ترین شکل ممکن درباره خطوط قرمز امنیتی، تونل‌های زیرزمینی و محل استقرار فرماندهان ارشد سوال می‌پرسد و گرامی ‌دهد، بدون آنکه با کوچک‌ترین تبعات قضایی یا امنیتی مواجه شود.

این حاشیه امن ویژه برای «نورچشمی‌های خودی» در حالی رخ می‌دهد که روزنامه‌نگاران مستقل، فعالان مدنی و شهروندان عادی به خاطر کوچک‌ترین پرسش‌گری یا نقد سیاست‌های رسمی، به اتهاماتی نظیر «افشای اسناد سری»، «سیاه‌نمایی» یا «اقدام علیه امنیت ملی» احضار و زندانی می‌شوند. این تناقض آشکار به افکار عمومی ثابت می‌کند که امنیت ملی در ادبیات رسمی، نه به معنای حفاظت از منافع جامعه، بلکه ابزاری سیاسی برای انحصار اطلاعات و سرکوب منتقدان غیرخودی است.

از اتاق تصمیم تا سفره مردم

مهم‌ترین پیامد فعال بودن این «حفره‌های امنیتی» و «تصمیم‌سازی‌های القایی»، متوجه مردم و جامعه است. وقتی ساختار تصمیم‌گیری کشور تحت تأثیر نفوذ اطلاعاتی یا تحلیل‌های غلط و دور از واقعیت شکل می‌گیرد، نتیجه آن اتخاذ سیاست‌هایی است که کشور را به سمت مواجهه، تحریم‌های خردکننده و التهاب‌های سنگین نظامی و اقتصادی سوق می‌دهد.

هشدار ناخواسته عراقچی نشان داد که جامعه تا چه حد قربانی نفوذها، محاسبات غلط و رفتارهای ایدئولوژیک حاکمیت شده است. تندروها امروز با حمله به عراقچی می‌کوشند صورت‌مسئله را پاک کنند، اما واقعیت این است که تا وقتی این سیاهچاله امنیتی و ناکارآمدی ساختاری انکار شود، تاوان سنگین آن همچنان با معیشت، امنیت و آینده مردم پرداخت خواهد شد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن