خانه بین الملل شکاف در هسته سخت قدرت؛ نبرد سرداران مصلحت و سربازان ایدئولوژی

شکاف در هسته سخت قدرت؛ نبرد سرداران مصلحت و سربازان ایدئولوژی

اختصاصی گروه سیاسی/آوا مهرگانی : در جغرافیای سیاسی امروز ایران، پروژه خالص‌سازی که قرار بود مدینه‌ی فاضله‌ای از حاکمیت یکدست بسازد، اکنون به نقطه فروپاشی از درون رسیده است. حذف رقبای سنتی و منتقدان شناسنامه‌دار، نه تنها به ثبات منجر نشد، بلکه هسته سخت قدرت را به جان خود انداخت. جدال علنی و بی‌پرده میان محمدباقر قالیباف و سعید جلیلی بر سر پرونده مذاکرات اسلام‌آباد، دیگر یک رقابت انتخاباتی ساده نیست؛ این یک جنگ تمام‌عیار بر سر سهم‌خواهی از آینده‌ی نظامی است که در میانه‌ی بحران بقا، میان عملگرایی نظامی و رادیکالیسم ایدئولوژیک سرگردان مانده است.

اسلام‌آباد؛ قمار قالیباف روی میز دیپلماسی اعزام محمدباقر قالیباف به اسلام‌آباد برای گفتگو با واسطه‌هاو تماس‌های غیرمستقیم با چهره‌هایی چون جی.دی ونس، نشان‌دهنده چرخش بخشی از کادرنظامی-امنیتی به سمت نوعی فن‌سالاری مصلحت‌جو است. قالیباف که همواره تلاش کرده چهره‌ای اجرایی و مرد بحران از خود بسازد، این بار مأموریت یافته تا در قامت یک دیپلمات-سردار،راهی برای خروج از بن‌بست جنگ چهل‌ روزه و مهار فروپاشی اقتصادی بیابد. اما این تحرک دیپلماتیک، بلافاصله با پاتک سنگین جریان جلیلی روبرو شد. برای طیف پایداری و رادیکال‌های تحت حمایت جلیلی، هرگونه نشستن بر سر میزمذاکره، به مثابه فروریختن دژهای ایدئولوژیک است. نطق‌های تند امیرحسین ثابتی و محمود نبویان و متهم کردن تیم مذاکره‌کننده به عبور از خطوط قرمز هسته‌ای، نشان داد که در تهران، سیاست خارجی نه یک موضوع ملی، بلکه گروگانی در دست جناح‌های قدرت برای تسویه‌حساب‌های شخصی است.

نبرد رسانه‌ای؛ تشبیه به «کشمیری» و رمز عبور از خط قرمز بی‌سابقه‌ترین پرده‌ی این نمایش، درگیری خونین رسانه‌های وابسته به نهادهای نظامی بود. وقتی خبرگزاری تسنیم و وب‌سایت مشرق، مطالبات حداکثری جلیلیون را به «لوبیای سحرآمیز» (تعبیری برای آرزوهای محال و غیر واقع‌بینانه) تشبیه کردند، در واقع نوک پیکان حملات خود را به سمت رادیکالیسم نشانه رفتند. پاسخ جبهه پایداری و خبرگزاری فارس، فراتر از یک نقد رسانه‌ای بود. متهم کردن تسنیم به توهین به رهبری و در مقابل، تشبیه جریان رجانیوز به«مسعود کشمیری» توسط تسنیم، نشان می‌دهد که سطح تنش به مرحله تکفیر سیاسی رسیده است. استفاده از برچسب‌هایی چون خوارج و نئوفرقان برای رقبای درون‌جناحی، ثابت می‌کند که در نبود رقیب خارجی (اصلاح‌طلب)، کانون قدرت در حال بلعیدن اجزای خویش است.

بن‌بست وقت‌کشی؛ مذاکره برای نجنگیدن یکی از تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های این منازعه، اعتراف رسانه‌های نزدیک به قالیباف به ماهیت مذاکرات است. مشرق‌نیوز صراحتاً مذاکره را نه راهی برای توافق، بلکه ابزاری برای وقت‌کشی و حتی‌الامکان نجنگیدن توصیف کرد. این نگاه عریان به دیپلماسی، پرده از استراتژی واقعی حاکمیت برمی‌دارد؛ فریب برای خرید زمان. با این حال، حتی همین استراتژی بقامحور نیز از سوی طیف جلیلی تحمل نمی‌شود.

آن‌ها که از سفره‌ی تحریم و بحران ارتزاق می‌کنند، هرگونه کاهش تنش را تهدیدی برای سیادت سیاسی خود می‌بینند. برای جریان جلیلی، جنگ و انسداد، بستری است که در آن می‌توانند منتقدان را با برچسب خائن و مرگ بر سازشگر خفه کنند؛ هشتگ‌هایی که این روزها علیه قالیباف و عراقچی در فضای مجازی ترند می‌شود، دست‌پخت همین اتاق فکرهای رادیکال است. نتیجه خیال خام یکدستی آنچه در بهار ۱۴۰۵ در فضای سیاسی ایران می‌گذرد، شکست قطعی ایده‌ی حاکمیت یگانه است.

سیستمی که تصور می‌کرد با حذف رقبای معتدل به ثبات می‌رسد، اکنون با پدیده‌ای مواجه شده که می‌توان آن را سوپر رادیکالیسم علیه رادیکالیسم نامید. تقابل سرداران واقع‌گرا (قالیباف) و ایدئولوگ‌های متوهم (جلیلی)، ساختار تصمیم‌گیری در تهران را دچار فلج استراتژیک کرده است. در حالی که دلار مرزهای جدیدی را فتح می‌کند و زیرساخت‌های انرژی در عسلویه و ماه‌شهر زیر ضربات نظامی آسیب دیده است، همچنان یک جرقه در هرمز برای بازگرداندن جنگ کافی است؛ سران قدرت در حال دیوارنویسی علیه یکدیگر و متهم کردن هم به جاسوسی و نفوذ هستند.

این چندصدایی در حساس‌ترین لحظات تاریخ معاصر،نشان‌دهنده‌ی آن است که مرکز هدایت قدرت دیگر قادر به تنظیم مناسبات درونی خود نیست. حاکمیت در محاصره‌ی خویش واقعیت آن است که جدال قالیباف و جلیلی، دعوا بر سر چگونه نجات دادن ایران نیست؛ بلکه نبردی است بر سر اینکه چه کسی فرمان این کشتی در حال غرق شدن را در دست داشته باشد. یکی با وعده‌ی «لوبیای سحرآمیز»ِ مقاومت تا ابد، و دیگری با «وقت‌کشی» تحت لوای مذاکره، هر دو در یک بن‌بست مشترک گرفتارند. شکافی که امروز میان تسنیم و فارس، یا مجلس و تجمعات شبانه دهان باز کرده، ترمیم‌شدنی نیست. این آنارشی در مرکز، پیام روشنی برای جامعه و ناظران بین‌المللی دارد. پیامی مبنی بر اینکه ساختاری که توان حل

اختلافات داخلی بر سر بدیهی‌ترین مسائل بقا را ندارد، فرسنگ‌ها با حل بحران‌های کلان ملی فاصله دارد. ایران امروز، گروگان سردارانی است که مصلحت را در فریب می‌بینند و رادیکال‌هایی که بقای خود را در استمرار فاجعه جستجو می‌کنند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن