اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
در ایران، خرید قسطی دیگر محدود به تلویزیون، یخچال، موبایل یا خودرو نیست. حالا برای بخشی از مردم، نان، گوشت، مرغ، تخممرغ، حبوبات و حتی میوه هم به کالاهایی تبدیل شدهاند که باید هزینهشان را در چند مرحله پرداخت کرد. آنچه زمانی راهکاری برای خرید کالاهای گرانقیمت بود، حالا به بخشی از هزینههای روزمره خانوار تبدیل شده است؛ نشانهای از اینکه درآمد بخشی از جامعه دیگر با هزینههای ضروری زندگی همخوانی ندارد.
گزارشهای منتشرشده در هفتههای اخیر از گسترش خرید اعتباری مواد غذایی در ایران حکایت دارد. در یک مورد تازه، اطلاعاتی درباره صدور بن خرید قسطی گوشت برای کارکنان یک دانشگاه علوم پزشکی منتشر شده که بر اساس آن، کارکنان میتوانند تا سقف ۱۰ میلیون تومان گوشت خریداری و هزینه آن را بهصورت اقساطی پرداخت کنند.
این اتفاق در خلأ رخ نداده است. دادههای رسمی مرکز آمار ایران نشان میدهد فشار قیمتها در ماههای اخیر به شکل بیسابقهای بر هزینههای خانوار اثر گذاشته است.
تورم غذا؛ فشار اصلی بر فقیرترین خانوارها
بر اساس گزارش مرکز آمار درباره شهریور ۱۴۰۵، تورم نقطهبهنقطه کل کشور به ۸۹.۸ درصد و تورم سالانه به ۷۳.۶ درصد رسید. اما وضعیت مواد غذایی برای خانوارها بهمراتب سنگینتر بود. تورم سالانه خوراکیها و آشامیدنیها در شهریور به ۱۰۸.۸ درصد رسید و تورم نقطهبهنقطه خوراکیها نیز حدود ۱۲۲ درصد گزارش شد.
معنای این اعداد برای یک خانواده ساده است: سبد غذایی مشابهی که یک سال قبل با مبلغ مشخصی تهیه میشد، حالا بهطور قابل توجهی گرانتر شده است. برخی اقلام نیز افزایشهایی بسیار بیشتر از میانگین داشتهاند. بر اساس گزارش مرکز آمار، تورم سالانه روغنها و چربیها ۱۹۶.۶ درصد، شیر، پنیر و تخممرغ ۱۱۸.۷ درصد و گوشت قرمز و سفید و فرآوردههای آن ۱۱۵.۲ درصد بوده است.
این فشار برای همه خانوارها یکسان نیست. طبق همین دادهها، خوراکیها و آشامیدنیها سهمی حدود ۴۲.۴ درصد از سبد هزینه دهک اول دارند، در حالی که این سهم برای دهک دهم ۲۱.۶ درصد است. به بیان دیگر، هرچه درآمد خانوار پایینتر باشد، افزایش قیمت مواد غذایی بخش بزرگتری از درآمد آن را میبلعد.
در چنین شرایطی، خرید قسطی دیگر صرفاً یک ابزار مالی نیست؛ برای برخی خانوارها به روشی برای ادامه زندگی روزمره تبدیل شده است.
از خرید لوازم خانگی تا قسطبندی نان و گوشت
گزارشی اخیر که منتشر شده، نمونههای مختلفی از این تغییر الگوی مصرف را ثبت کرده است. بر اساس روایتهای شهروندان، خرید اقساطی به کالاهایی مانند نان، مرغ، تخممرغ، رب گوجهفرنگی و حبوبات رسیده است.
در یکی از این روایتها، شهروندی از دزفول گفته بود حتی نان بربری را نیز بهصورت قسطی میفروشند و هزینه ۲۰ قرص نان را میتوان طی دو ماه پرداخت کرد. شهروند دیگری گفته بود برای خرید قسطی مرغ ۱۰ میلیون تومان بدهکار شده و سه میلیون تومان پیشپرداخت داده است. این روایتها البته آمار رسمی سراسری نیستند، اما تصویری از تجربه بخشی از خانوارها ارائه میکنند که با دادههای تورمی رسمی درباره فشار هزینههای خوراکی همخوان است.
گسترش خدمات «الان بخر، بعداً پرداخت کن» نیز بخشی از همین تغییر است. در این مدل، خانوار به جای پرداخت کامل هزینه در زمان خرید، آن را به چند قسط تقسیم میکند. در ظاهر، فشار پرداخت کمتر میشود؛ اما اصل مسئله باقی میماند: درآمد ماهانه برای تأمین هزینههای ضروری کافی نیست و بخشی از مصرف امروز به بدهی فردا تبدیل میشود.
گزارش دیگری نیز نشان میداد فشار معیشتی، خرید اعتباری را برای بخشی از حقوقبگیران به ابزاری برای تأمین هزینههای جاری تبدیل کرده است. در این گزارش، از خرید اقساطی کالاهای روزمره و حتی کتاب سخن گفته شده بود.
وقتی قسط هم از توان خانواده خارج میشود
مشکل اصلی اینجاست که خرید قسطی اگرچه میتواند در کوتاهمدت شکاف میان درآمد و هزینه را پر کند، اما در بلندمدت ممکن است همین شکاف را به بدهی تبدیل کند.
برخی شهروندان در گزارشهای اخیر گفتهاند که حتی توان پرداخت قسط اول را ندارند. بعضی نیز از معوق شدن حقوق یا تمام شدن درآمدشان در نیمه اول ماه گفتهاند. در چنین شرایطی، اعتبار خرید بهجای آنکه قدرت خرید واقعی ایجاد کند، تنها زمان پرداخت هزینه را عقب میاندازد.
این تغییر را میتوان یکی از نشانههای مهم بحران قدرت خرید در ایران دانست. جامعهای که پیشتر خرید اقساطی را برای کالاهای بادوام به کار میبرد، حالا برای تأمین مواد غذایی به اعتبار متوسل میشود.
مسئله فقط این نیست که گوشت و مرغ گران شدهاند؛ مسئله این است که بخشی از خانوارها دیگر نمیتوانند هزینه غذای ماهانه خود را از درآمد همان ماه تأمین کنند.
در چنین شرایطی، رشد خرید قسطی را نمیتوان صرفاً نشانه توسعه خدمات مالی یا افزایش دسترسی مردم به اعتبار دانست. وقتی قسطیخریدن از لوازم خانگی به نان، تخممرغ و گوشت میرسد، این روند پیش از هر چیز تصویری از کاهش قدرت خرید است.
آمار رسمی تورم خوراکیها در شهریور ۱۴۰۵ و روایتهای منتشرشده از خرید قسطی در ماههای اخیر، دو روی یک واقعیت واحد را نشان میدهند: هزینه تأمین زندگی سریعتر از توان پرداخت بخشی از خانوارها افزایش یافته است. نتیجه، اقتصادی است که در آن خانوادهها نه فقط برای خرید خانه و خودرو، بلکه برای گذراندن ماه و پر کردن سفره خود نیز ناچار به بدهکار شدن هستند.
و شاید مهمترین نشانه همین باشد: در ایران امروز، قسط دیگر راهی برای خرید بیشتر نیست؛ برای بخشی از جامعه، راهی برای زنده ماندن است.