خانه اقتصاد گوشی اقتصادی، رویای گرانِ کارگر ایرانی!

هموطن گزارش می‌دهد

گوشی اقتصادی، رویای گرانِ کارگر ایرانی!

عددی که این روزها در بازار موبایل ایران دیده می‌شود را دیگر نمی‌توان با واژه‌ی «گرانی» توضیح داد.

محمدرضا گلسار

عددی که این روزها در بازار موبایل ایران دیده می‌شود را دیگر نمی‌توان با واژه‌ی «گرانی» توضیح داد. گرانی یک پدیده‌ی موقت است، اما آنچه در اقتصاد ایران جریان دارد، یک روند بلندمدت و بازگشت‌ناپذیر از فروپاشی قدرت خرید است. وقتی ارزان‌ترین گوشی هوشمند بازار به ۴۰ تا ۴۸ میلیون تومان می‌رسد و حداقل‌بگیر جامعه با کارکرد یک ماه کامل، مبلغی حدود ۲۰ میلیون تومان دریافت می‌کند، این تصویر یک نظام است که در تمام سطوح خود، از سیاست پولی گرفته تا سیاست خارجی، برای مردمش هزینه تراشیده و بابتش هیچ پاسخی هم نداده است.


کافی است این دو عدد را کنار هم بگذاریم: کارگری که باید بیش از دو برابر حقوق ماهانه‌اش را کنار بگذارد تا ابتدایی‌ترین ابزار ارتباطی دنیای امروز را بخرد. این نسبت را با هیچ توجیهی — نه تحریم، نه نوسان ارزی، نه «شرایط منطقه» — نمی‌توان عادی جلوه داد. این نسبت، رسیدِ رسمیِ شکست یک سیاست‌گذاری اقتصادی است که سال‌هاست به جای حل مسئله، فقط آمار آن را پنهان می‌کند.

نکته‌ دیگر اینجاست که این فاجعه، فقط درباره‌ یک گوشی نیست. این نسبت وحشتناک میان دستمزد و قیمت، در مسکن به شکلی فاجعه‌بارتر، در دارو و درمان به شکلی خطرناک‌تر و در آموزش به شکلی نابرابرتر تکرار می‌شود. گوشی فقط ساده‌ترین و ملموس‌ترین نمونه‌ای است که هر خانواده‌ای، حتی بدون خواندن یک گزارش اقتصادی، آن را با گوشت و پوست خودش لمس می‌کند. وقتی مادری برای خرید یک گوشی معمولی برای فرزندش باید ماه‌ها پس‌انداز کند، یا وقتی پدری مجبور می‌شود گوشی خودش را به فرزندش بدهد و خودش با یک دستگاه از رده‌خارج بسازد، این دیگر داستان تحقیر روزمره‌ یک ملت است.

این وضعیت محصول تصادف یا شانس بد نیست. سال‌هاست سیاست‌های ارزی، مدیریت ناکارآمد منابع، هزینه‌های نامرئی و بی‌حساب‌وکتاب در حوزه‌هایی که هیچ ربطی به سفره‌ی مردم ندارد و انزوای دیپلماتیکی که خودخواسته و تکرارشونده بوده، نرخ ارز را چندین و چند برابر کرده است. نتیجه‌ی مستقیم این سیاست‌ها، دقیقاً همین چیزی است که امروز در ویترین مغازه‌های موبایل‌فروشی می‌بینیم؛ کالایی که در سراسر دنیا یک خرید معمولی محسوب می‌شود، در ایران به یک رویای دست‌نیافتنی برای میلیون‌ها خانواده تبدیل شده است. جالب اینجاست که هر بار با انتشار چنین آماری، به جای اصلاح واقعی سیاست‌ها، صرفاً یک توصیه‌ی ساده و توهین‌آمیز تکرار می‌شود: «گوشی ارزان‌تر بخرید». اما وقتی حتی ارزان‌ترین مدل بازار هم از توان مالی یک خانواده‌ی کارگری خارج است، این توصیه نه راه‌حل که مسخره کردن رنج مردم است.

نوسان‌های اخیر بازار موبایل تصویر را حتی تیره‌تر هم کرده. در هفته‌های گذشته، گزارش‌هایی از رشد بیش از ۲۰ درصدی قیمت برخی مدل‌های اقتصادی در بازه‌ای تنها یک‌هفته‌ای منتشر شده و برخی گوشی‌های میان‌رده‌ی شیائومی نیز با همین روند رشد قیمت مواجه بوده‌اند. این یعنی خانواده‌ای که امروز تصمیم به خرید می‌گیرد، حتی نمی‌تواند مطمئن باشد که تا فردا همان قیمت پابرجا خواهد ماند. زندگی در چنین اقتصادی، زندگی در یک بازی شرط‌بندی روزانه است؛ بازی‌ای که قوانینش را نه مردم، بلکه سیاست‌گذارانی تعیین می‌کنند که خودشان هرگز طعم این فشار را نچشیده‌اند. چرا باید در کشوری با این همه منابع طبیعی، انسانی و تاریخی، ساده‌ترین ابزار ارتباطی دنیای مدرن، تبدیل به کالای لوکس شود؟ پاسخ را نباید در بازار جهانی موبایل یا در سیاست‌های شرکت‌های تولیدکننده جستجو کرد؛ پاسخ در داخل مرزهای همین کشور، در تصمیم‌هایی نهفته است که سال‌هاست بدون هیچ نظارت واقعی و بدون هیچ پاسخگویی به مردم گرفته می‌شود.

کودکانی که امروز به دلیل نداشتن گوشی مناسب، از کلاس آنلاین، منابع آموزشی، ارتباط با هم‌سن‌وسالان خود عقب می‌مانند، فردا نیروی کاری خواهند شد که از همان ابتدا در یک مسابقه‌ نابرابر شرکت کرده‌اند. این نابرابری دیجیتال، زیرساخت یک طبقه‌بندی جدید اجتماعی است که در آن، فرزندان فقرا از همان کودکی محکوم به عقب‌ماندگی می‌شوند و فرزندان اقلیت مرفه، مسیر هموارتری برای آینده خواهند داشت. این دقیقاً همان چیزی است که هر نظام حکومتی مسئول، موظف است از وقوعش جلوگیری کند؛ نه اینکه با سکوت یا توصیه‌های پوچ، آن را تشدید کند. همچنین این وضعیت، محصول یکسال یا یک دولت نیست؛ نتیجه‌ی انباشت چندین دهه سوءمدیریت، فساد ساختاری و اولویت‌بندی‌های نادرستی است که منافع مردم عادی همیشه در انتهای فهرست آن‌ها بوده است. هر بار که دستمزد افزایش «اسمی» پیدا می‌کند، در همان بازه، قیمت کالاهای اساسی، مسکن، دارو و حالا حتی ابزار ارتباطی هم با سرعتی بیشتر رشد می‌کند. این یعنی خط فقر هر روز جلوتر می‌رود و مردم هر روز عقب‌تر.

مسئله فقط گوشی و بازار موبایل نیست. مسئله این است که در اقتصاد جمهوی اسلامی، هیچ کالایی — از نان گرفته تا دارو، از مسکن گرفته تا ابزار ارتباطی — دیگر «معمولی» باقی نمانده است. هر خریدی به یک تصمیم استراتژیک، هر نیاز روزمره به یک بحران خانوادگی و هر ماه زندگی به یک نبرد برای بقا تبدیل شده است. در چنین شرایطی، صحبت از «بهبود تدریجی» یا «چشم‌انداز روشن» صرفاً یک شوخی تلخ با مردمی است که هر روز فاصله‌ی بیشتری با یک زندگی معمولی پیدا می‌کنند. بنابراین حقیقتی که نمی‌توان از آن گریخت این است که مردم ایران، با وجود حکومت جمهوری اسلامی، هر روز وضعیت بدتری نسبت به روز قبل دارند و این مسیر دیگر قابل اصلاح نیست.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن