اختصاصی گروه اقتصادی / فرهاد فربودی
اگر قرار باشد از شاخصهای عجیب اقتصاد ایران فهرستی تهیه شود، شاید یکی از جالبترین آنها حجم پولی باشد که هر روز دود میشود و به هوا میرود. در شرایطی که خانوارهای ایرانی برای تامین هزینههای مسکن، خوراک، آموزش و درمان با دشواریهای فزاینده روبهرو هستند، بازاری وجود دارد که روزانه صدها میلیارد تومان پول را میبلعد؛ بازاری که نهتنها از رکود و بحرانهای اقتصادی آسیب چندانی ندیده، که پس از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی و موج جدید تورم نیز سودهای بیشتری را نصیب فعالان و ذینفعان خود کرده است. امروزه بازار دخانیات ایران به یکی از بزرگترین گردشگاههای مالی کشور تبدیل شده؛ بازاری که هر پاکت سیگار در آن همزمان نماد فشار اقتصادی بر مصرفکننده و نماد سودآوری برای شبکههای قدرتمند توزیع و تجارت دخانیات است.
پس از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، اقتصاد ایران بار دیگر با موجی از افزایش قیمتها مواجه شد. نوسانات ارزی، افزایش هزینههای واردات، اختلال در زنجیره تأمین و تشدید انتظارات تورمی موجب شد قیمت بسیاری از کالاها و خدمات جهش تازهای را تجربه کنند. در این میان، سیگار نیز از این قاعده مستثنی نماند و در مدت کوتاهی افزایش قیمت قابل توجهی را تجربه کرد. سیگاری که تا چندی پیش در سبد هزینهای مصرفکنندگان جایگاه مشخصی داشت، اکنون به کالایی گرانتر تبدیل شده است؛ اما نکته قابل تأمل آن است که برخلاف بسیاری از کالاها، افزایش قیمت در بازار دخانیات الزاماً به کاهش محسوس مصرف منجر نشده و همین مسئله سبب شده حجم گردش مالی این بازار همچنان در سطوح بسیار بالا باقی بماند.
برآوردها نشان میدهد میزان مصرف سیگار در ایران به صورت روزانه حدود ۱۹۰ میلیون نخ یا به عبارتی ۹.۵ میلیون پاکت است. این برآورد برای یک سال به ۷۰ میلیارد نخ سیگار میرسد. چنین حجمی از مصرف، ایران را به یکی از بازارهای بزرگ دخانیات در منطقه تبدیل کرده است. در شرایطی که بسیاری از صنایع کشور با کمبود تقاضا، کاهش سرمایهگذاری و رکود دستوپنجه نرم میکنند، بازار سیگار همچنان از تقاضای پایدار برخوردار است. از منظر اقتصادی، این پایداری تقاضا یکی از مهمترین دلایل جذابیت بازار دخانیات برای سرمایهگذاران، واردکنندگان، تولیدکنندگان و شبکههای توزیع محسوب میشود؛ زیرا مصرفکنندگان سیگار در برابر افزایش قیمتها حساسیت کمتری نشان میدهند و همین موضوع امکان کسب سودهای کلان را فراهم میکند.
بر اساس محاسبات موجود، گردش مالی بازار سیگار در ایران با فرض قیمت میانگین ۱۰۰ هزار تومان برای هر پاکت، به صورت روزانه به ۹۵۰ میلیارد تومان میرسد. این رقم در مقیاس ماهانه به ۲۸ هزار میلیارد تومان و در مقیاس سالانه به ۳۵۰ هزار میلیارد تومان یا به عبارتی ۲.۵ میلیارد دلار میرسد. این ارقام به خوبی نشان میدهد که بازار دخانیات دیگر صرفاً یک بازار مصرفی نیست، بلکه به یک ابرگردش مالی تبدیل شده که از نظر حجم مبادلات با بسیاری از صنایع بزرگ کشور قابل مقایسه است. هنگامی که سالانه ۳۵۰ هزار میلیارد تومان در یک بازار جابهجا میشود، طبیعی است که منافع اقتصادی گستردهای پیرامون آن شکل گیرد و بازیگران مختلفی برای حفظ و گسترش این منافع تلاش کنند.
همین حجم عظیم گردش مالی است که طی سالهای اخیر بارها موضوع شکلگیری مافیا یا شبکههای قدرتمند اقتصادی در حوزه دخانیات را مطرح کرده است. بازاری که میلیاردها تومان سود روزانه در آن جریان دارد، به طور طبیعی ظرفیت ایجاد انحصار، رانت و نفوذ اقتصادی را نیز در خود خواهد داشت. افزایش قیمتهای اخیر نیز عملاً سود بیشتری را نصیب حلقههای مختلف این زنجیره کرده است. در واقع هرچه قیمت نهایی سیگار بالاتر میرود، حجم پول در گردش این بازار نیز افزایش مییابد و در صورتی که کاهش محسوسی در مصرف رخ ندهد، درآمد بازیگران اصلی بازار بیشتر خواهد شد.
از سوی دیگر، بررسی ابعاد فرصت از دست رفته ناشی از مصرف سیگار تصویر متفاوتی از این بازار ارائه میکند. برآوردها حاکی از آن هستند که با چنین هزینهای به صورت سالانه میتوان ۸۰ هزار خانه، ۱۵۰۰ کارخانه به همراه ایجاد اشتغال برای ۱۵۰ هزار نفر، ۱۲ هزار مدرسه ۱۲ کلاسه و ۱۰۰ بیمارستان تخصصی با امکانات کامل تولید کرد. این مقایسه نشان میدهد منابع مالی که هر سال صرف خرید سیگار میشود، از منظر توسعه اقتصادی ظرفیت بسیار بزرگی برای سرمایهگذاری در زیرساختهای مولد کشور دارد. در شرایطی که بخش مسکن با کمبود سرمایه مواجه است، صنایع تولیدی با مشکلات تأمین مالی دستوپنجه نرم میکنند و بسیاری از مناطق کشور به مدارس و مراکز درمانی جدید نیاز دارند، حجم پول مصرفشده در بازار دخانیات ابعاد قابل توجهی پیدا میکند.
در حوزه اشتغال نیز این موضوع اهمیت دوچندان دارد. سرمایهای که سالانه در بازار سیگار هزینه میشود، میتواند به جای مصرف شدن در کالایی که ارزش افزوده بلندمدت اقتصادی ایجاد نمیکند، به سمت فعالیتهای مولد هدایت شود. ایجاد ۱۵۰۰ کارخانه و اشتغالزایی برای ۱۵۰ هزار نفر تنها بخشی از ظرفیت بالقوه این منابع مالی است. در اقتصادی که بیکاری و کاهش فرصتهای شغلی از چالشهای جدی محسوب میشود، چنین ارقامی اهمیت ویژهای پیدا میکند و نشان میدهد چگونه بخشی از منابع مالی جامعه در مسیری غیرمولد هزینه میشود.
اما هزینههای اقتصادی سیگار تنها به مبلغ خرید آن محدود نمیشود. مصرف دخانیات بار مالی سنگینی را نیز بر نظام سلامت کشور تحمیل میکند. برآوردها نشان میدهد هزینه درمان عوارض سیگار به صورت سالانه ۶۰ هزار میلیارد تومان است. این رقم شامل هزینههای مستقیم درمان بیماریهای ناشی از مصرف دخانیات، بستریها، داروها، خدمات درمانی و سایر هزینههای مرتبط میشود. به بیان دیگر، اقتصاد ایران علاوه بر آنکه سالانه ۳۵۰ هزار میلیارد تومان برای خرید سیگار هزینه میکند، ناچار است دهها هزار میلیارد تومان دیگر را نیز صرف درمان پیامدهای مصرف آن کند.
افزایش قیمت سیگار پس از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی از منظر دیگری نیز قابل بررسی است. در بسیاری از کشورها افزایش قیمت دخانیات از طریق مالیاتگذاری با هدف کاهش مصرف انجام میشود، اما در اقتصادی که تورم عامل اصلی رشد قیمتهاست، افزایش نرخ سیگار الزاماً به معنای سیاست موفق کنترل مصرف نیست. در چنین شرایطی، مصرفکنندگان بخش بیشتری از درآمد خود را به خرید سیگار اختصاص میدهند و فشار معیشتی بیشتری را تحمل میکنند، در حالی که سود بازار همچنان حفظ میشود. به همین دلیل، رشد قیمت سیگار در فضای تورمی ایران بیشتر از آنکه یک ابزار سلامتمحور باشد، به بخشی از چرخه عمومی افزایش قیمتها تبدیل شده است.
واقعیت آن است که بازار دخانیات ایران امروز به یکی از نمونههای قابل توجه از پیوند میان تورم، مصرف پایدار و گردش مالی عظیم تبدیل شده است. بازاری که هر روز ۹۵۰ میلیارد تومان پول در آن جابهجا میشود، ماهانه ۲۸ هزار میلیارد تومان گردش مالی دارد و در پایان سال به رقم خیرهکننده ۳۵۰ هزار میلیارد تومان یا ۲.۵ میلیارد دلار میرسد. در سوی دیگر این معادله نیز هزینههای سنگین درمانی، کاهش بهرهوری نیروی کار، فشار بر بودجه خانوارها و از دست رفتن فرصتهای سرمایهگذاری مولد قرار دارد.
باید گفت که داستان سیگار در ایران صرفاً روایت یک کالای مصرفی نیست؛ این داستان، روایت اقتصادی عظیمی است که در آن میلیاردها تومان سرمایه هر روز دود میشود. در شرایطی که اقتصاد کشور به سرمایهگذاری در تولید، مسکن، آموزش، بهداشت و اشتغال نیاز دارد، ادامه چنین روندی پرسشهای جدی درباره نحوه تخصیص منابع، نقش ذینفعان بازار دخانیات و هزینههای پنهان مصرف سیگار برای اقتصاد ملی ایجاد میکند. شاید به همین دلیل باشد که هر پاکت سیگار دیگر تنها یک کالای مصرفی نیست؛ نمادی است از گردش مالی سنگین، فرصتهای از دست رفته توسعه و سودهای کلانی که در سایه تورم روزبهروز بزرگتر میشوند.