خانه اقتصاد هموطن بررسی هزینه‌های پنهان محاصره بنادر را بررسی می‌کند/وقتی کامیون‌ها اقتصاد ایران را به گروگان می‌گیرند

هموطن بررسی هزینه‌های پنهان محاصره بنادر را بررسی می‌کند/وقتی کامیون‌ها اقتصاد ایران را به گروگان می‌گیرند

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی:در حالی که محاصره بنادر جنوبی ایران توسط ارتش آمریکا همچنان ادامه دارد، جمهوری اسلامی برای تأمین نیازهای حیاتی کشور به حمل‌ونقل جاده‌ای روی آورده است.
آنچه در ابتدا یک راه‌حل اضطراری به نظر می‌رسید، به سرعت به بحران لجستیکی عمیقی تبدیل شده که بار سنگین آن مستقیما بر دوش مردم و به ویژه اقشار ضعیف و کم‌درآمد ایران سنگینی می‌کند. ایستایی کامیون‌ها در مرزهایی مانند بازرگان به ۲۰ روز رسیده و تنها هزینه توقف ماهانه این کامیون‌ها، طبق اعلام «احسان ملک‌زاده» عضو انجمن شرکت‌های حمل‌ونقل بین‌المللی ایران، حدود ۱۰ میلیون دلار برآورد شده است.
این رقم، فقط بخش کوچکی از هزینه‌های واقعی و پنهان این تغییر اجباری در مسیر تجارت کشور است. این وضعیت نه صرفا نتیجه فشار خارجی، بلکه محصول مستقیم سیاست‌های شکست‌خورده رژیم حاکم بر ایران است. ماجراجویی‌های هسته‌ای، هزینه‌های هنگفت منطقه‌ای و ناتوانی در مدیریت دیپلماتیک، بنادر حیاتی را به محاصره کشانده و حالا رژیم برای جبران، اقتصاد را به مسیرهای پرهزینه و ناکارآمد زمینی سپرده است. این تصمیم، تورم را تشدید، کالاهای اساسی را گران‌تر و زندگی روزمره میلیون‌ها ایرانی را سخت‌تر کرده است.

مقایسه هزینه حمل دریایی و جاده‌ای: تفاوت فاجعه‌بار

حمل‌ونقل دریایی به طور سنتی بیش از ۹۰ درصد واردات و صادرات کالاهای اساسی ایران را بر عهده داشته است. بنادر جنوبی مانند بندر رجایی، با ظرفیت جابه‌جایی هزاران کانتینر در هر سفر، هزینه‌ای بهینه ارائه می‌دهند.
حمل یک کانتینر استاندارد از مبادی دور مانند شرق آسیا با کشتی، در شرایط عادی می‌تواند بین ۹۰۰ تا ۱۵۰۰ دلار تمام شود. زمان حمل نسبتا قابل پیش‌بینی است، مصرف سوخت بهینه، و هزینه عملیاتی برای حجم بالا بسیار پایین. این روش، ایده‌آل برای مواد فله‌ای مانند غلات، روغن خام، شکر و دارو است.
اما حمل جاده‌ای برای مسافت‌های طولانی و حجم‌های بزرگ، کاملاً متفاوت و پرهزینه است. هر کامیون تنها بخش کوچکی از ظرفیت یک کشتی را جابه‌جا می‌کند. هزینه‌های سوخت، استهلاک شدید ناوگان، حقوق و بیمه رانندگان، عوارض متعدد مرزی، و مهم‌تر از همه، توقف‌های طولانی‌مدت در مرزها، هزینه را چندین برابر می‌کند. ایستایی ۲۰ روزه در مرز بازرگان به گفته ملک‌زاده و ایستایی پنج تا ۱۰ روزه در دیگر مرزهای زمینی، به معنای آن است که کامیون‌ها نه تنها کالا حمل نمی‌کنند، بلکه هر روز هزینه‌های ثابت (سوخت نگه‌داری، حقوق، بیمه و فرصت از دست رفته) تحمیل می‌کنند.
این توقف‌ها هزینه انبارداری غیررسمی، خطر سرقت، آسیب به کالا و افزایش نرخ بیمه را نیز به همراه دارد.
در نتیجه، بهای تمام‌شده هر تن کالا به شکل چشمگیری افزایش می‌یابد. واردکنندگان برای جبران، قیمت را بالا می‌برند و این افزایش مستقیم به مصرف‌کننده نهایی منتقل می‌شود.
برآوردهای کارشناسی نشان می‌دهد هزینه لجستیک زمینی در چنین شرایطی می‌تواند تا ۱۲ تا ۱۸ درصد ارزش کالا را تشکیل دهد، در حالی که این رقم برای حمل دریایی معمولاً کمتر از ۴-۶ درصد است. این تفاوت، در مقیاس واردات سالانه میلیون‌ها تن کالای اساسی، میلیاردها دلار بار اضافی بر اقتصاد تحمیل می‌کند و تورم را به شکل ساختاری بالا نگه می‌دارد.

تأثیر بر امنیت غذایی و دارویی: تهدیدی جدی برای سفره و سلامت مردم

تأثیر این جابه‌جایی بر کالاهای اساسی عمیق و چندلایه است. ایران سالانه به واردات گسترده غلات، دانه‌های روغنی، نهاده‌های دام و طیور، داروهای حیاتی و تجهیزات پزشکی وابسته است. با محاصره بنادر، حتی محموله‌های معاف از تحریم (غذا و دارو) با تأخیرهای چند هفته‌ای مواجه می‌شوند. مسیرهای جایگزین زمینی از ترکیه، عراق یا کشورهای آسیای مرکزی، نه تنها طولانی‌تر، بلکه پرریسک‌تر هستند.

برای مواد غذایی فاسدشدنی یا نیمه‌فاسدشدنی مانند میوه، سبزیجات، لبنیات و برخی داروها، حمل جاده‌ای به معنای افزایش شدید ضایعات است.
هر روز تأخیر در مرزها، کیفیت کالا را کاهش می‌دهد و بخشی از محموله غیرقابل مصرف می‌شود. این ضایعات، هزینه پنهان دیگری است که نهایتا از جیب مصرف‌کننده پرداخت می‌شود.
در زنجیره تأمین گوشت و مرغ، تأخیر در ورود نهاده‌های دامی باعث نوسان قیمت و حتی کمبود موقت در بازار شده است.
در حوزه دارو، وضعیت حساس‌تر است. بسیاری از داروهای خاص و مواد اولیه دارویی، به حمل سریع و شرایط کنترل‌شده دما نیاز دارند. مسیرهای جاده‌ای طولانی با توقف‌های طولانی، خطر کاهش کیفیت و تاریخ انقضا را بالا می‌برد.
گزارش‌های میدانی از کمبود برخی داروهای حیاتی در داروخانه‌ها حکایت دارد و قیمت داروهای وارداتی در بازار آزاد به شکل نگران‌کننده‌ای افزایش یافته است.
این موضوع برای بیماران و سالمندان، تهدید مستقیم سلامت عمومی به شمار می‌رود.
علاوه بر این، افزایش هزینه‌های لجستیک، قدرت خرید مردم را بیشتر کاهش می‌دهد. در شرایطی که تورم بالا است، گران‌تر شدن غذا و دارو به معنای آن است که خانواده‌های کم‌درآمد باید بخش بیشتری از درآمد خود را صرف مایحتاج اولیه کنند. این چرخه، فقر را تشدید و نارضایتی اجتماعی را افزایش می‌دهد.هزینه‌‌هایی که مردم به جای حکومت می‌پردازند

استفاده اجباری از مرزهای زمینی و حمل جاده‌ای، نه تنها هزینه‌های مستقیم را افزایش داده، بلکه کارایی کل اقتصاد را پایین آورده است. ناوگان حمل‌ونقل جاده‌ای ایران برای چنین حجمی طراحی نشده و این فشار، استهلاک سریع‌تر تجهیزات، کمبود راننده و اختلال در سایر بخش‌های حمل‌ونقل داخلی را به دنبال داشته است.
به طور قطع این بحران لجستیکی، نماد بارز ناکارآمدی رژیم است. به جای حل ریشه‌ای مشکل از طریق تغییر سیاست خارجی و داخلی، جمهوری اسلامی هزینه را به مردم منتقل کرده است. تا زمانی که بنادر جنوبی بازگشایی نشوند یا راه‌حل‌های پایدار دیپلماتیک پیگیری نشود، مردم ایران تاوان سنگینی برای غذا، دارو و سایر کالاهای اساسی پرداخت خواهند کرد.
هزینه ۱۰ میلیون دلاری توقف ماهانه کامیون‌ها فقط در مرز بازرگان، افق آغاز داستان است؛ داستان واقعی در سفره خالی‌تر، قفسه‌های داروخانه نیمه‌خالی و آینده اقتصادی تیره‌تر نهفته است.
گزارش هزینه‌های حمل و نقل جاده ای از جیب مردم آماده شد

در این گزارش به اظهارات احسان ملک زاده عضو انجمن شرکت های حمل و نقل بین المللی که گفته توقف کامیون ها تنها در مرز بازرگان ماهانه ۱۰ میلیون دلار به کشور خسارت وارد می کند مورد استناد قرار گرفته و بر اساس آن افزایش هزینه های حمل و نقل جاده ای به واسطه محاصره دریایی مورد ارزیابی قرار گرفته و اثرات آن در زندگی روزانه مردم بررسی شده است

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن