اختصاصی گروه اقتصادی / فرهاد فربودی:
بازگشایی دوباره بازار سرمایه پس از وقفهای حدوداً ۸۰ روزه، صرفاً یک رویداد معاملاتی نبود؛ این اتفاق را باید نشانهای از تلاش اقتصاد ایران برای بازگشت به جریان عادی فعالیتهای مالی و سرمایهگذاری دانست. بورس تهران که در ماههای گذشته تحتتأثیر شرایط سیاسی، امنیتی و جنگی فعالیت خود را متوقف کرده بود، امروز بار دیگر معاملات را از سر گرفت و برخلاف بسیاری از پیشبینیها، نهتنها با فروپاشی گسترده مواجه نشد بلکه نشانههایی از بازگشت تدریجی تعادل را نیز به نمایش گذاشت. همین مسئله سبب شد نخستین روز بازگشایی، بیش از آنکه یک روز عادی معاملاتی باشد، به یک آزمون بزرگ برای سنجش میزان اعتماد سرمایهگذاران، توان نقدشوندگی بازار و ظرفیت بورس برای عبور از بحران تبدیل شود.
بورس تهران امروز با رشد ۲۲۶۹ واحد در ارتفاع سه میلیون و ۷۱۶ هزار و ۲۲۶ واحدی ایستاد و اینگونه با رخوت تعطیلات هشتاد روزه خداحافظی کرد. این اتفاق در حالی رخ داد که بازار سرمایه ایران از زمان آغاز فعالیت خود در بهمن ماه سال ۱۳۴۶ تاکنون بارها با بحرانهای سیاسی و اقتصادی مواجه شده و در این سالها یک انقلاب و سه جنگ را تجربه کرده است. با این حال، تعطیلی هشتاد روزه اخیر از جهات مختلف یکی از متفاوتترین وقفههای تاریخ بورس محسوب میشود؛ زیرا این تعطیلی در شرایطی رخ داد که اقتصاد ایران همزمان با رکود سرمایهگذاری، تورم بالا، کاهش قدرت خرید خانوارها و بیثباتی انتظارات اقتصادی دستوپنجه نرم میکرد و بسیاری از تحلیلگران معتقد بودند بازار پس از بازگشایی با سنگینترین موج خروج سرمایه و صفهای فروش تاریخی مواجه خواهد شد.
فضای روانی حاکم بر بازار در ساعات ابتدایی معاملات نیز تا حد زیادی همین نگرانیها را منعکس میکرد. در ابتدای صبح فشار فروش بسیار بالا بود و ارزش صفهای فروش در محدوده ۱۰ هزار میلیارد تومان قرار داشت. در همان ساعات ابتدایی، حدود ۸۰ درصد نمادها در محدوده منفی معامله میشدند و تنها ۲۰ درصد بازار در وضعیت مثبت قرار داشت. این تصویر، بازتاب ترس انباشته سرمایهگذارانی بود که طی هشتاد روز تعطیلی امکان نقد کردن داراییهای خود را نداشتند و اکنون نخستین فرصت برای خروج از بازار را به دست آورده بودند. با این حال، روند معاملات در ادامه روز تغییر محسوسی پیدا کرد و بازار به تدریج از فضای هیجانی فاصله گرفت. افزایش قدرت خریداران و ورود نقدینگی جدید باعث شد ارزش صفهای فروش تا ساعت ۱۲ به ۷ هزار میلیارد تومان کاهش یابد و نسبت نمادهای مثبت و منفی نیز به تعادل برسد؛ بهگونهای که در پایان معاملات، ۵۰ درصد بازار در وضعیت مثبت و ۵۰ درصد دیگر در وضعیت منفی قرار داشتند. این تغییر رفتار طی چند ساعت، مهمترین پیام بازگشایی بورس بود؛ پیامی که نشان میداد بازار برخلاف تصورات اولیه، هنوز از ظرفیت تعادل برخوردار است و سرمایهگذاران بنیادیتر، افت قیمتها را فرصتی برای خرید تلقی کردهاند.
ارزش معاملات نیز در نخستین روز بازگشایی اهمیت ویژهای داشت. تا ساعت ۱۲ روز جاری، ارزش معاملات به رقم ۱۳.۶ هزار میلیارد تومان رسید که برای بازاری خارجشده از یک تعطیلی طولانی، عددی معنادار و قابل توجه محسوب میشود. بالا بودن حجم معاملات نشان داد بازار از منظر نقدشوندگی دچار قفل کامل نشده و امکان جابهجایی سهام همچنان وجود دارد. در کنار آن، ورود نقدینگی حقیقی به میزان ۲.۴ هزار میلیارد تومان نیز یکی از مهمترین سیگنالهای مثبت معاملات امروز بود. این عدد بیانگر آن است که بخشی از سرمایهگذاران حقیقی، کاهش قیمتها و فضای منفی ماههای اخیر را فرصتی برای ورود مجدد به بازار تلقی کردهاند. در واقع اگرچه بخشی از سهامداران در ابتدای روز برای خروج عجله داشتند، اما در سوی مقابل نیز گروهی از معاملهگران با دید میانمدت و بلندمدت، بازار را مستعد بازگشت ارزیابی کردند.
شاخصهای اصلی بازار نیز رفتار متفاوتی از خود نشان دادند. شاخص کل بورس با افتی بسیار محدود معادل ۳۸۶ واحد مواجه شد و در سطح ۳,۷۱۳,۵۶۹ واحد ایستاد. افت ناچیز شاخص کل در شرایطی که بسیاری انتظار سقوط سنگین بازار را داشتند، بهعنوان یک علامت مثبت برای ثبات نسبی بازار تعبیر میشود. از سوی دیگر، شاخص هموزن که در ابتدای معاملات روندی نزولی داشت، در ادامه مسیر خود را تغییر داد و با رشد ۷۹۳ واحدی به محدوده ۹۵۳,۴۷۴ واحد رسید. رشد شاخص هموزن معمولاً نشانه افزایش توجه سرمایهگذاران به شرکتهای کوچکتر و متوسط بازار است و این مسئله نشان میدهد نگاه معاملهگران صرفاً معطوف به نمادهای بزرگ و شاخصساز نبوده است. چنین تغییری میتواند به معنای شکلگیری تدریجی اعتماد در لایههای مختلف بازار تلقی شود.
حرکت نقدینگی میان صنایع مختلف نیز تصویر مهمی از انتظارات فعالان بازار ارائه میدهد. بیشترین ورود نقدینگی به صنایع فلزات اساسی، فرآوردههای نفتی، بانکها و گروه سیمانی اختصاص داشت؛ صنایعی که معمولاً در دورههای تورمی و در شرایط بیثباتی اقتصادی، به دلیل برخورداری از داراییهای واقعی و ظرفیت سودآوری، مورد توجه قرار میگیرند. در مقابل، بیشترین خروج نقدینگی در صنایع استخراج کانههای فلزی، خودرو و چندرشتهای صنعتی ثبت شد. این جابهجایی سرمایه میان گروهها نشان میدهد سرمایهگذاران در نخستین روز بازگشایی، بیش از هر چیز به دنبال صنایع دارای ثبات سودآوری و چشمانداز روشنتر بودهاند و همچنان نسبت به گروههایی که با ابهامات سیاستگذاری یا مشکلات ساختاری مواجه هستند، احتیاط میکنند.
یکی از مهمترین نشانههای تغییر فضای بازار را میتوان در رفتار نمادهای شاخصساز مشاهده کرد. برای نمونه، نماد فملی که در ابتدای معاملات با صف فروش سنگین باز شده بود، در ادامه با افزایش تقاضا مواجه شد و در نهایت از صف فروش به صف خرید تغییر وضعیت داد. این اتفاق از منظر روانی اهمیت بسیار زیادی داشت؛ زیرا نمادهای بزرگ معمولاً جهت انتظارات معاملهگران را تعیین میکنند و تغییر وضعیت فملی به معنای آن بود که بازار به تدریج از فاز ترس مطلق فاصله گرفته است. در کنار آن، گروههای سیمانی، غذایی، دارویی و زراعتی نیز که گزارشهای میاندورهای مناسبی منتشر کرده بودند، با استقبال سرمایهگذاران مواجه شدند. توجه بازار به چنین گروههایی نشان میدهد در شرایط فعلی، معاملهگران بیش از گذشته به سودآوری واقعی شرکتها و عملکرد عملیاتی آنها توجه میکنند و صرفاً تحتتأثیر هیجانات کوتاهمدت قرار ندارند.
بازگشایی امروز بورس از یک منظر دیگر نیز اهمیت دارد و آن، ارتباط مستقیم بازار سرمایه با فضای عمومی اقتصاد کشور است. بورس در اقتصاد ایران تنها محلی برای خریدوفروش سهام نیست، بلکه بهعنوان یکی از شاخصهای سنجش انتظارات اقتصادی عمل میکند. در ماههای گذشته، تعطیلی طولانی بازار سرمایه به نوعی نماد تعلیق و ابهام در فضای اقتصادی کشور بود و بسیاری از فعالان اقتصادی نگران بودند ادامه این وضعیت به فرار سرمایه، تشدید رکود و افزایش بیاعتمادی منجر شود. اکنون بازگشایی دوباره بورس و عبور نسبتاً موفق از نخستین روز معاملات، میتواند نشانهای از تلاش برای بازگشت تدریجی ثبات به اقتصاد تلقی شود. هرچند هنوز نمیتوان درباره آینده بازار با قطعیت سخن گفت، اما همین که بورس توانست بدون ریزش سنگین و قفل شدن کامل معاملات فعالیت خود را از سر بگیرد، برای سیاستگذاران اقتصادی و فعالان بازار اهمیت زیادی دارد.
در عین حال، نباید فراموش کرد که بورس تهران طی سالهای گذشته بارها تجربه تعطیلی را پشت سر گذاشته است و تقریباً تمام این تعطیلیها ریشه در تحولات سیاسی، اجتماعی یا امنیتی داشتهاند. پس از ناآرامیهای سال ۱۳۹۶ و از دوم دیماه همان سال، تصمیم بر آن شد که با هدف جلوگیری از تسری بحران به بازار سرمایه، بورس به مدت سه روز تعطیل شود؛ بازاری که پس از بازگشایی با ریزشی دو درصدی مواجه شد. در آبانماه ۱۳۹۸ نیز افزایش ناگهانی قیمت بنزین و شکلگیری اعتراضات خیابانی، سه روز تعطیلی را به بورس تحمیل کرد و بازار پس از بازگشایی ریزشی هفت درصدی را تجربه کرد. سال ۱۳۹۸ از جهات مختلف برای بورس و سیاست ایران سالی خاص بود؛ در دیماه آن سال و پس از کشته شدن قاسم سلیمانی، بورس با ریزش چشمگیری در نخستین روز معاملاتی روبهرو شد و در شانزدهم دیماه نیز بازار به مدت یک روز تعطیل اعلام شد.
در سال ۱۴۰۰ نیز بورس تهران تعطیلی ۶ روزه را در پایان تیرماه و آغاز مرداد تجربه کرد؛ تعطیلیای که سه روز کاری را شامل میشد و علت آن، شیوع ویروس کرونا و تلاش برای کنترل بحران بهداشتی عنوان شد. در آن دوره، رئیس کل بورس ادامه فعالیت بازار را منوط به فعالیت بانکها کرده بود. در میانه اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ نیز بورس چندین بار تعطیلی یک یا دو روزه را تجربه کرد و در سال ۱۴۰۳ نیز پس از سقوط هلیکوپتر ابراهیم رئیسی و همراهانش، بورس تهران یک روز تعطیل شد. با آغاز دوباره جنگ آمریکا و اسراییل علیه جمهوری اسلامی در نهمین روز اسفند نیز بورس بار دیگر تعطیلی را تجربه کرد. در ششم اسفند، یعنی آخرین روز کاری پیش از جنگ، شاخص بورس با رشد ۶۱ هزار و ۶۶۵ واحدی به ارتفاع سه میلیون و ۷۱۳ هزار واحد رسیده بود. در ساعات ابتدایی معاملات همان روز نیز شاخص رشدی ۳۶ هزار واحدی را ثبت کرده بود اما با آغاز حمله، بازار ناگهان وارد فاز ریزشی شد و در نهایت معاملات متوقف و روز نهم اسفند نیز باطل اعلام شد.
اکنون پس از گذشت هشتاد روز، بورس تهران در بیست و نهمین روز اردیبهشت فعالیت خود را با تغییراتی از جمله تغییر ساعت معاملات از سر گرفته است؛ بازگشاییای که از منظر تاریخی اهمیت زیادی دارد، زیرا تقریباً در تمام تعطیلیهای گذشته، بازار در روز بازگشایی قرمزپوش بوده اما این بار بورس برخلاف سنت تاریخی خود، توانست سبزپوش از تعطیلات طولانی بازگردد.
این تفاوت رفتاری را باید حاصل چند عامل دانست. نخست آنکه بخش قابل توجهی از سهام بازار در ماههای اخیر به سطوح ارزندهای رسیده و بسیاری از نمادها از منظر نسبت قیمت به سود، در محدودههای جذاب قرار گرفتهاند. دوم آنکه سرمایهگذاران حرفهایتر به این جمعبندی رسیدهاند که در شرایط تورمی اقتصاد ایران، داراییهای بورسی همچنان میتوانند بخشی از ارزش سرمایه را حفظ کنند. عامل سوم نیز به رفتار سیاستگذار بازمیگردد؛ زیرا تجربه سالهای گذشته نشان داده هر زمان بازار سرمایه دچار بحران شدید شده، مجموعه سیاستگذاری اقتصادی ناچار به مداخله و حمایت از بازار شده است. همین انتظار حمایتی نیز در تصمیم سرمایهگذاران برای ماندن در بازار بیتأثیر نبوده است.
اما بازگشایی بورس را نباید به معنای پایان ریسکها دانست. اقتصاد ایران همچنان با ابهامات بزرگی روبهرو است؛ از وضعیت سیاست خارجی و تحریمها گرفته تا بحران نقدینگی، تورم مزمن، کسری بودجه و کاهش سرمایهگذاری تولیدی. بازار سرمایه نیز طبیعتاً از این شرایط جدا نیست و هرگونه تشدید تنشهای سیاسی یا بیثباتی اقتصادی میتواند دوباره فضای بازار را تحت فشار قرار دهد. علاوه بر این، بخشی از سرمایهگذاران خرد هنوز نسبت به آینده بازار تردید دارند و رفتار هیجانی آنها ممکن است در روزهای آینده نوسانات شدیدی ایجاد کند. بنابراین آنچه امروز رخ داد، بیش از آنکه نشانه پایان بحران باشد، میتواند شروع مرحلهای جدید از آزمون اعتماد در بازار سرمایه تلقی شود.
نخستین روز بازگشایی بورس پس از تعطیلی هشتاد روزه، برخلاف بسیاری از پیشبینیهای بدبینانه، با نشانههایی از تعادل و بازگشت تدریجی اعتماد همراه بود. ارزش معاملات ۱۳.۶ هزار میلیارد تومانی، ورود ۲.۴ هزار میلیارد تومان نقدینگی حقیقی، کاهش صفهای فروش از ۱۰ هزار میلیارد تومان به ۷ هزار میلیارد تومان، رشد شاخص هموزن و تغییر وضعیت نمادهای بزرگ از صف فروش به صف خرید، همگی پیامهایی مهم برای فعالان اقتصادی داشتند. بازار سرمایه امروز نشان داد حتی در شرایط بحرانی نیز میتواند بخشی از کارکرد اصلی خود یعنی حفظ نقدشوندگی و ایجاد بستر مبادله سرمایه را حفظ کند. اکنون نگاهها به روزهای آینده دوخته شده است؛ روزهایی که مشخص خواهد کرد آیا بورس تهران میتواند این بازگشت محتاطانه را به یک روند پایدار تبدیل کند یا بار دیگر زیر فشار ریسکهای اقتصادی و سیاسی قرار خواهد گرفت.