خانه اقتصاد هم‌وطن دوراهی ایران بر سر جنگ و دیپلماسی را بررسی می‌کند؛ آیا تصفیه داخلی می‌تواند مانع از اجماع جهانی علیه تهران شود؟

هم‌وطن دوراهی ایران بر سر جنگ و دیپلماسی را بررسی می‌کند؛ آیا تصفیه داخلی می‌تواند مانع از اجماع جهانی علیه تهران شود؟

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی- فرهاد جم: تنش‌های اخیر در خلیج فارس با حمله موشکی و پهپادی بی‌سابقه به تاسیسات نفتی بندر فجیره امارات، بار دیگر منطقه را در آستانه یک انفجار بزرگ قرار داده است. این واقعه که درست در میانه تلاش‌های دیپلماتیک برای تثبیت آتش‌بس رخ داد، نه تنها موازنه قدرت در تنگه هرمز را به چالش کشیده، بلکه پرده از یک دوقطبی عمیق در ساختار تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی برداشته است. در حالی که بخشی از بدنه دیپلماسی ایران از پیشرفت در مذاکرات سخن می‌گوید، تحرکات میدانی نیروهای مسلح و اظهارات تندروها در تهران، پیامی کاملاً متفاوت به پایتخت‌های جهانی مخابره می‌کند. این تضاد رفتاری، نشان‌دهنده یک تصفیه درونی و جدال میان طرفداران «بستن با آمریکا» و مدافعان «جنگ فرسایشی» است که اکنون با شایعه برکناری چهره‌های کلیدی چون سعید جلیلی از شورای عالی امنیت ملی، وارد فاز جدیدی شده است.

میدان نبرد و روایت‌های متضاد از تنگه هرمز گزارش‌های میدانی حاکی از آن است که تنگه هرمز، حیاتی‌ترین آبراه انرژی جهان، به یک منطقه جنگی تبدیل شده و تردد کشتی‌ها در آن به صفر نزدیک شده است. وزارت دفاع امارات با انتشار بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد که در تاریخ ۴ مه ۲۰۲۶، سامانه‌های پدافند هوایی این کشور موفق به رهگیری ۱۲ موشک بالستیک، ۳ موشک کروز و ۴ پهپاد شلیک شده از سوی ایران شده‌اند. این حملات که به زخمی شدن چندین نفر و آتش‌سوزی در تاسیسات فجیره منجر شد، با واکنش تند ابوظبی همراه بود. وزارت خارجه امارات در بیانیه‌ای صریح اعلام کرد: «این حملات مصداق تشدید خطرناک تنش و تخطی غیرقابل‌قبول از منشور ملل متحد است و امارات حق کامل و مشروع خود برای پاسخ به این حملات را محفوظ می‌داند.» در مقابل، مقامات نظامی ایران با نفی برنامه‌ریزی قبلی برای این حمله، انگشت اتهام را به سمت واشنگتن نشانه رفته‌اند.

یک مقام آگاه نظامی در ایران اظهار داشت: «جمهوری اسلامی هیچ برنامه از پیش طراحی‌شده‌ای برای حمله به تاسیسات نفتی مذکور نداشته و آنچه اتفاق افتاده محصول ماجراجویی ارتش آمریکا برای ایجاد یک معبر غیرقانونی در تنگه هرمز بوده است.» این رویارویی نظامی تنها به تبادل آتش محدود نمانده و به یک جنگ لفظی تمام‌عیار تبدیل شده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با لحنی تهدیدآمیز خطاب به تهران گفت: «ایران از روی زمین محو خواهد شد اگر به کشتی‌های آمریکایی حمله کند.» او همچنین در تحلیل وضعیت اقتصادی ایران مدعی شد که چاه‌های نفتی این کشور به دلیل پر شدن ظرفیت ذخیره‌سازی در آستانه «انفجار طبیعی» هستند. همزمان، گزارش‌های بلومبرگ نشان می‌دهد که صدها کشتی تجاری با رها کردن مسیر تنگه هرمز به سمت دبی گریخته‌اند تا از تیررس درگیری‌ها در امان بمانند. در این میان، نقش اسرائیل نیز پررنگ‌تر از همیشه به نظر می‌رسد؛ چنان‌که سی‌ان‌ان گزارش داد سامانه گنبد آهنین که به طور محرمانه در امارات مستقر شده، موفق به رهگیری یکی از موشک‌های ایرانی شده است. علی النعیمی، رئیس کمیته دفاعی امارات، در گفتگویی با همتای اسرائیلی خود تاکید کرد: «ما به ایران پاسخ خواهیم داد و نمی‌توانیم در برابر این پرتاب‌ها سکوت کنیم.»

جدال میانه‌روها و تندروها در تهران

درون مرزهای ایران، این بحران نظامی به سوختی برای آتش اختلافات سیاسی تبدیل شده است. از یک سو عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، با رویکردی دیپلماتیک تلاش می‌کند تا از فروپاشی کامل میز مذاکره جلوگیری کند. او در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اتفاقات هرمز نشان داد که راه حل نظامی برای بحران سیاسی وجود ندارد. در حالی که مذاکرات با مساعی جمیله پاکستان در حال پیشرفت است، ایالات متحده و امارات باید مراقب باشند که بدخواهان دوباره آن‌ها را به باتلاق نکشند.» این اظهارات عراقچی نشان‌دهنده تمایل بخشی از حاکمیت برای رسیدن به یک توافق و پایان دادن به محاصره اقتصادی است. اما در جبهه مقابل، چهره‌های تندرو در مجلس و رسانه‌های حاکمیتی، آشکارا بر طبل جنگ می‌کوبند و تلاش‌های دیپلماتیک را زیر سوال می‌برند.

علی خضریان، از چهره‌های تندرو مجلس، با ادبیاتی تحقیرآمیز نسبت به امارات گفت: «اماراتی‌ها آدم‌های بی‌ریشه‌ای هستند و بلایی بر سر آن‌ها خواهیم آورد که به شترسواری بازگردند.» این نوع موضع‌گیری‌ها که مستقیماً روابط دیپلماتیک را هدف قرار می‌دهد، به نظر می‌رسد بخشی از یک استراتژی برای تخریب کار میانه روهایی است که قصد «بستن با آمریکا» را دارند. حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان نیز با تهدید اروپا و کشورهای عربی نوشت: «می‌توانیم اروپا را مثل کشورهای عربی بزنیم و خوب هم می‌زنیم؛ اروپا بسیار شکننده است.» این شکاف عمیق زمانی جدی‌تر شد که اخباری مبنی بر برکناری سعید جلیلی از شورای عالی امنیت ملی منتشر گردید؛ اقدامی که بسیاری آن را آغاز یک «تصفیه بزرگ» در ساختار قدرت برای یکدست‌سازی جهت پیشبرد مذاکرات یا مقابله با کارشکنی‌های داخلی تعبیر می‌کنند. تصفیه در هسته سخت قدرت گزارش‌های واصله درباره کنار گذاشتن سعید جلیلی از شورای عالی امنیت ملی، فراتر از یک تغییر اداری ساده، نشان‌دهنده آغاز فاز عملیاتی تصفیه در سطوح بالای جمهوری اسلامی است. جلیلی که همواره نماد مقاومت در برابر مذاکره و طرفدار دیپلماسی ایدئولوژیک بود، حالا در شرایطی از صحنه کنار می‌رود که حاکمیت برای عبور از بن‌بست فعلی، نیازمند صدایی واحد است.

این جراحی سیاسی در حالی رخ می‌دهد که تندروهای داخلی با حملات موشکی و اظهارات تحریک‌آمیز، عملاً در حال وتو کردن تصمیمات میانه روها هستند. حذف جلیلی می‌تواند پیامی به غرب باشد مبنی بر اینکه مرکز تصمیم‌گیری در تهران در حال تغییر ریل است، اما همزمان این خطر را دارد که نیروهای رادیکالِ رانده شده از ساختار رسمی، به اقدامات خودسرانه و میدانی برای به شکست کشاندن هرگونه توافق با واشنگتن روی بیاورند. قمار اقتصادی و انزوای ژئوپلیتیک در سایه تهدیدات حمله به فجیره و مسدود شدن غیررسمی تنگه هرمز، ایران را در یک تنگنای راهبردی قرار داده است که می‌تواند منجر به تسریع اجماع جهانی علیه تهران شود. در حالی که دونالد ترامپ با خوش‌بینی از کاهش قیمت بنزین پس از «حل‌وفصل درگیری با تهران» سخن می‌گوید، واقعیت میدانی نشان‌دهنده انزوای فزاینده ایران حتی در میان همسایگان عرب است. امارات متحده عربی با نزدیکی بی‌سابقه به اسرائیل و استقرار سامانه‌های دفاعی پیشرفته، عملاً از بلوک سنتی خود فاصله گرفته و به خط مقدم مقابله با ایران تبدیل شده است. این وضعیت، بهانه لازم را به ایالات متحده می‌دهد تا ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل، قطعنامه‌های سخت‌گیرانه‌تری را علیه کشتیرانی و صادرات نفت ایران به جریان بیندازد.

در این میان، اگر میانه روها نتوانند تندروهای داخلی را مهار کنند، ایران نه تنها با یک رویارویی نظامی مستقیم با ائتلاف آمریکا و اسرائیل روبرو خواهد شد، بلکه فرصت‌های میانجی‌گری کشورهایی مثل پاکستان و عربستان را نیز برای همیشه از دست خواهد داد. تحلیل رفتار نظامی ایران در حمله به فجیره نشان می‌دهد که تهران به دنبال تثبیت یک «منطقه کنترل جدید» است که حتی فراتر از جغرافیای سنتی تنگه هرمز می‌رود. انتشار نقشه جدید توسط نیروی دریایی سپاه که فجیره را نیز در بر می‌گیرد، پیامی آشکار به پروژه «آزادی» آمریکا است؛ پیامی که می‌گوید هیچ مسیر جایگزینی برای دور زدن نفوذ ایران در بازار انرژی امن نخواهد بود. با این حال، این استراتژی بازدارندگی به شدت لغزنده است؛ چرا که اصابت هر پرتابه به زیرساخت‌های غیرنظامی، مرز میان «دفاع مشروع» و «اقدام جنگی» را جابجا می‌کند. در حالی که مقامات نظامی ایران مدعی پیروزی در تثبیت مدیریت بر تنگه هرمز هستند، واقعیت این است که بستن حریم هوایی امارات و تجمع کشتی‌ها در نقاط امن، نشان از یک خفگی اقتصادی دارد که در بلندمدت بیشترین آسیب را به خود ایران و ظرفیت‌های تولیدی آن وارد خواهد کرد. دیپلماسی در عصر تصفیه‌های بزرگ

آنچه در روزهای آینده سرنوشت منطقه را رقم می‌زند، نه در میدان‌های نبرد فجیره، بلکه در راهروهای قدرت در تهران و واشنگتن تعیین خواهد شد. جدال میان تندروها که وعده «جنگی جدید» می‌دهند و عراقچی که از «پیشرفت مذاکرات» می‌گوید، بازتابی از یک بحران هویت در سیاست خارجی ایران است. اگر تصفیه‌های اخیر منجر به حاشیه راندن کامل جریان‌های رادیکال نشود، ایران با خطر «اجماع ناخواسته» روبرو خواهد شد؛ وضعیتی که در آن حتی متحدان سنتی نیز برای حفظ امنیت خود، ناچار به همسویی با ائتلاف‌های ضدایرانی خواهند بود. حضور مستقیم نیروهای اسرائیلی در خاک یک کشور عربی برای نخستین بار، زنگ خطری است که نشان می‌دهد زمان برای بازی‌های دوگانه به پایان رسیده و هرگونه حرکت اشتباه در شطرنج هرمز، می‌تواند به قیمت نابودی زیرساخت‌های حیاتی و تغییر همیشگی جغرافیای سیاسی منطقه تمام شود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن