اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی: روز جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، قطع سراسری اینترنت توسط جمهوری اسلامی وارد شصتوسومین روز خود شد. طبق گزارش نتبلاکس در این روز، مدت زمان قطعی از مرز ۱۴۸۸ ساعت گذشت. این طولانیترین خاموشی سراسری اینترنت در تاریخ ایران و حتی در سطح جهانی به شمار میرود. در شرایطی که کشور جنگ را پشت سر گذاشته و آتشبس شکنندهای حاکم است، بیش از دو ماه محرومیت از دسترسی گسترده به اینترنت، نه تنها زندگی روزمره را مختل کرده، بلکه صدای مردم و روایتهای دست اول آنها را به طور کامل از رسانههای جهانی و حتی گفتگوی داخلی حذف کرده است.
در غیاب اینترنت پرسرعت و جهانی، ایران به جزیرهای اطلاعاتی تبدیل شده است. خانوادههایی که برخی از اعضای آنها در خارج از کشور زندگی میکنند، روزها و شبها را در اضطراب و بیخبری سپری میکنند. تماسهای تلفنی محدود، پیامهای تأخیری و نرسیدن اخبار دقیق از وضعیت سلامت و امنیت عزیزان، بار روانی سنگینی بر دوش میلیونها ایرانی گذاشته است. والدینی که فرزندشان در ترکیه یا آمریکا و استرالیا و اروپا دانشجو هستند، نمیتوانند به راحتی از حال آنها باخبر شوند. این قطع ارتباط، در بحبوحه تنشهای منطقهای و پس از حملات نظامی، به معنای محرومیت از سادهترین حق انسانی، یعنی اطلاع از وضعیت نزدیکان است. بسیاری از ایرانیان خارج از کشور گزارش دادهاند که حتی تلاش برای تماسهای ماهوارهای یا شبکههای محدود داخلی نیز با محدودیتهای شدید مواجه بوده است. افت آموزشی شدید نسل جوان یکی از آسیبدیدهترین بخشها، حوزه آموزش است.
دانشآموزان و دانشجویان در ماههای اخیر با افت شدید تحصیلی روبرو شدهاند. کلاسهای آنلاین تعطیل، دسترسی به منابع آموزشی جهانی قطع و حتی پلتفرمهای داخلی با اختلال مواجه بودهاند. دانشجویان دانشگاههای بزرگ که برای پروژهها، تحقیقات و ثبتنامهای ترمی به اینترنت وابسته بودند، اکنون ماهها عقب افتادهاند. این خلا آموزشی، به ویژه برای نسل جوان که آینده کشور را رقم میزنند، هزینهای بلندمدت خواهد داشت. محرومیت از ابزارهای یادگیری مدرن، نه تنها کیفیت آموزش را پایین میآورد، بلکه شکاف دیجیتال بین طبقات مختلف جامعه را عمیقتر میکند.
قطع اینترنت و گسترش فقر در جامعه
ابعاد اقتصادی این خاموشی، فراتر از تصور اولیه است. عباس آشتیانی، رئیس کمیسیون بلاکچین سازمان نظام صنفی رایانهای کشور، اعلام کرده که این قطع روزانه حداقل ۳۰ تا ۳۵ میلیون دلار خسارت مستقیم، غیرمستقیم و عدمالنفع به کشور تحمیل میکند. بر اساس گزارش رسانهها، در طول دو ماه قطعی، اقتصاد ایران حدود ۳۰۰ هزار میلیارد تومان زیان دیده است. این ارقام شامل اختلال در کسبوکارهای آنلاین، استارتآپها، تجارت الکترونیک، بانکداری دیجیتال و حتی بخشهای سنتی که امروز به ابزارهای ارتباطی وابستهاند، میشود. کسبوکارهای کوچک و متوسط، به ویژه آنهایی که بر پایه اینستاگرام، تلگرام یا وبسایتهای فروشگاهی فعالیت میکردند، بیشترین ضربه را خوردهاند. بسیاری از این کسبوکارها مجبور به تعدیل نیرو یا حتی تعطیلی کامل شدهاند. گزارشها از افزایش چشمگیر اخراج کارکنان در شرکتهای فناوری و خدمات دیجیتال حکایت دارد. فریلنسرها، طراحان، مدرسان آنلاین و فروشندگان اینترنتی که منبع درآمدشان وابسته به دسترسی جهانی بود، اکنون با بیکاری یا کاهش شدید درآمد مواجهاند.
این زنجیره، بر زنجیره تأمین، تبلیغات، لجستیک و حتی کشاورزی هوشمند و صنایع کوچک نیز تأثیر گذاشته است. این خاموشی بیش از هر چیز، مانع شفافیت و پاسخگویی و مسئولیت شده است. در بحرانهای بزرگ، دسترسی به اطلاعات و روایتهای مردمی، پایهای برای درک درست وقایع و پاسخگویی است. وقتی اینترنت سراسری قطع میشود، تنها روایت رسمی باقی میماند و صدای شهروندان عادی، شاهدان میدانی و خبرنگاران مستقل به سختی شنیده میشود. این وضعیت، نگرانیهای جدی در زمینه حقوق بشر، آزادی بیان و حق دسترسی به اطلاعات ایجاد کرده است. حتی با وجود برخی دسترسیهای محدود برای گروههای خاص، (سیم کارتهای سفید) عموم مردم از جریان آزاد اطلاعات محروم ماندهاند. تداوم این سیاست در حالی که آتشبس برقرار شده، پرسشهای جدی مطرح میکند. آیا هزینههای انسانی، اجتماعی و اقتصادی چنین تصمیمی با فواید امنیتی آن تناسب دارد؟ کارشناسان اقتصادی تأکید دارند که اقتصاد دیجیتال، موتور محرک رشد در دنیای امروز است و آسیب به آن، جبرانپذیری سختی دارد.
اعتماد سرمایهگذاران داخلی و خارجی، جذب فناوری و نوآوری، همگی تحت تأثیر قرار گرفتهاند. در نهایت، بیش از دو ماه خاموشی دیجیتال، فراتر از یک اقدام فنی، به نمادی از چالشها در عصر دیجیتال تبدیل شده است. بازگرداندن دسترسی کامل و پایدار به اینترنت، نه تنها ضرورتی اقتصادی و آموزشی است، بلکه الزامی انسانی برای کاهش اضطراب خانوادهها، حمایت از نسل جوان و بازگرداندن روایتهای مردمی به صحنه بحران است. تا زمانی که این خاموشی ادامه یابد، ایران نه تنها از جهان، بلکه از صدای واقعی خود نیز فاصله خواهد گرفت.