خانه اقتصاد هموطن از ضرر 200 هزار میلیارد تومانی خاموشی دیجیتال گزارش می‌دهد؛ 300هزار دلار در دقیقه؛ بهای تاریکی تحمیلی

هموطن از ضرر 200 هزار میلیارد تومانی خاموشی دیجیتال گزارش می‌دهد؛ 300هزار دلار در دقیقه؛ بهای تاریکی تحمیلی

اختصاصی گروه اقتصادی/محمدرضا گلسار:  باران می‌بارید، اما نه از آن باران‌هایی که خیابان را زنده می‌کند؛ این یکی بوی خاموشی می‌داد. مردی پشت ویترین مغازه‌ای که دیگر مشتری نداشت، ایستاده بود و صفحه‌ی موبایلش را بالا و پایین می‌کرد، بی‌آنکه چیزی لود شود. بیش از هزار ساعت گذشته بود؛ هزار ساعت از زمانی که جهان برای او و میلیون‌ها نفر دیگر، به یک اتاق تاریک بدون پنجره تبدیل شده بود. صدای شهر هنوز می‌آمد، اما چیزی در آن مرده بود: «اتصال.» داستان از آن‌جا شروع نمی‌شود که اینترنت قطع شد. نه، این فقط نقطه‌ای بود که تاریکی کامل شد. پیش از آن هم، مردم با طنابی پوسیده به جهان وصل بودند؛ طنابی به نام فیلترشکن. دسترسی، نه یک حق عمومی، که کالایی لوکس شده بود. حالا اما حتی همان طناب هم بریده شده است.

این نوعی محاصره‌ی دیجیتال است، محاصره‌ای که نه فقط داده‌ها، بلکه زندگی را خفه می‌کند. بیش از هزار ساعت است که اینترنت بین‌الملل در ایران عملاً از دسترس خارج شده؛ هزار ساعت که حتی راه‌های دور زدن هم از کار افتاده‌اند. در این مدت، روایت رسمی همچنان از امنیت و ضرورت می‌گوید، اما در کف خیابان، در مغازه‌ها، در خانه‌ها، داستان دیگری جریان دارد: فروپاشی خاموش اقتصاد خرد. هیچ‌کس درباره‌ این زخم‌ها حرف نمی‌زند. وقتی در کشورهای دیگر، چند درصد افزایش قیمت یا نوسان اقتصادی تبدیل به بحران می‌شود، اینجا مردم سال‌هاست با تورمی زندگی می‌کنند که افزایش آن تبدیل به یک وضعیت دائمی شده است. حالا در همین شرایط، قطع اینترنت مانند ضربه‌ای نهایی عمل کرده است؛ ضربه‌ای که نه‌تنها کسب‌وکارها را زمین‌گیر کرده، بلکه امید به بازسازی را هم از بین برده است. در میان این خاموشی، خبرها از «دسترسی محدود برای برخی کسب‌وکارها» منتشر می‌شود؛ اما این دسترسی، نه یک راه‌حل، بلکه نوعی امتیازدهی گزینشی است. شرایط سختگیرانه، مجوزهای پیچیده و نبود شفافیت، باعث شده این «اینترنت محدود» بیشتر شبیه یک رانت باشد تا یک امکان: «کسانی که دسترسی دارند و کسانی که ندارند.»

در این میان، استدلال امنیتی بیش از هر زمان دیگری زیر سؤال می‌رود. اگر اینترنت ابزار تهدید است، پس چگونه ترورها و عملیات‌های هدفمند همچنان رخ می‌دهند؟ حتی در گزارش‌ها آمده که ردگیری برخی افراد از طریق دسترسی‌های محدود و کنترل‌شده انجام شده است. این یعنی مسئله، وجود اینترنت نیست؛ مسئله، نحوه‌ استفاده و مدیریت آن است. قطع کامل، نه‌تنها امنیت نمی‌آورد، بلکه آگاهی عمومی را کاهش می‌دهد و فضای تاریک‌تری برای شایعه و بی‌اعتمادی ایجاد می‌کند. اما بیایید از زاویه‌ای دیگر نگاه کنیم: برآوردها از خسارتی در حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان خبر می‌دهند. زیان دقیقه‌ای اینترنت تا ۳۰۰ هزار دلار تخمین زده شده است. این اعداد شاید برای برخی انتزاعی باشند، اما در واقعیت، به معنای تعطیلی فروشگاه‌های آنلاین، نابودی استارتاپ‌ها، از بین رفتن فرصت‌های شغلی و مهاجرت اجباری نیروی انسانی است. سئو، تولید محتوا و برندینگ دیجیتال فرآیندهایی زمان‌بر هستند. با قطع اینترنت، این زنجیره‌ها گسسته می‌شوند. سایتی که ماه‌ها برای بالا آمدن در نتایج جست‌وجو تلاش کرده، در عرض چند روز از رقابت خارج می‌شود. مشتریانی که به سختی جذب شده‌اند، از دست می‌روند. این‌ها خسارت‌هایی هستند که با وصل شدن دوباره اینترنت هم جبران نمی‌شوند.

آنچه بیش از همه نگران‌کننده است، تغییر در ساختار معیشت است. در ابتدای سال ۱۴۰۴، هزینه‌ی دسترسی به اینترنت آزاد یک چالش جانبی بود. اما حالا، در فروردین ۱۴۰۵، این هزینه با جهشی ۲۰۰۰ درصدی به یکی از عوامل اصلی شکاف طبقاتی تبدیل شده است. اینترنت، که باید ابزار برابری باشد، حالا خود به نماد نابرابری تبدیل شده است. این جهش میانگین ۲۰۰۰ درصدی، لایه‌های زیرین زندگی اجتماعی را دستخوش تغییر کرده است. وقتی این داده‌ها را با واقعیت سفره مردم تطبیق می‌دهیم، به نتایج تکان‌دهنده‌ای می‌رسیم: هزینه خرید یک بسته ۱۰ گیگابایتی (۵ میلیون تومان) اکنون با قیمت ۵ کیلوگرم گوشت قرمز یا ۱۰ عدد مرغ برابری می‌کند. این یعنی کاربر ایرانی برای «دیده شدن» در فضای بین‌المللی، باید از «پروتئین» سبد غذایی خود هزینه کند. همچنین پرداخت ۳ میلیون تومان برای یک اشتراک ماهانه، عملاً ۳۰ تا ۳۵ درصد از کل حقوق یک نیروی کار را می‌بلعد. اینترنت دیگر یک ابزار رفاهی نیست، بلکه به یک «هزینه حاکم بر معیشت» تبدیل شده است. با قیمت‌های فعلی، تماشای یک ویدیو کوتاه یک دقیقه‌ای حدود ۲۵,۰۰۰ تومان هزینه پنهان دارد. این موضوع پدیده‌ای به نام «اضطراب مصرف» را در جامعه نهادینه کرده است. همچنین در فروردین ۱۴۰۵، بازار فیلترشکن از فاز «تلاش برای دور زدن» به فاز «جداکننده طبقاتی» رسیده است.

پلتفرم‌های تصویرمحور مانند اینستاگرام و یوتیوب عملاً به قرقِ دهک‌های بالای اقتصادی درآمده‌اند، در حالی که طبقه متوسط به ناچار به سمت محتوای متنی و آفلاین کوچ کرده است. متخصصانی که درآمد ریالی دارند، شاهد بلعیده شدن بخش بزرگی از درآمد ناخالص خود توسط هزینه‌های اتصال هستند؛ موضوعی که سودآوری بسیاری از پروژه‌ها را به صفر رسانده است. بنابراین تحلیل روند تغییرات قیمت از ۱۴۰۳ تا امروز نشان می‌دهد که بازار فیلترشکن در ایران از یک «اقتصاد خاکستری» به یک «سد ساختاری» تغییر ماهیت داده است؛ سدی که با تحمیل هزینه‌های میلیونی برای حجم‌های حداقلی، عملاً حق دسترسی به اطلاعات را به توان مالی افراد گره زده است. وقتی هزینه ۱۰ گیگابایت ترافیک با سبد پروتئین ماهانه یک خانواده برابری می‌کند، دیگر سخن از اختلال فنی نیست، بلکه سخن از یک «قرنطینه دیجیتال اقتصادی» است که نه تنها پویایی کسب‌وکارهای نوپا را از بین برده، بلکه با حذف اجباری دهک‌های میانی و ضعیف از پلتفرم‌های جهانی، شکاف آگاهی و انزوای اجتماعی را به عمیق‌ترین سطح خود در دهه‌های اخیر رسانده است. درنهایت در خیابان، همان مرد هنوز ایستاده است. گوشی‌اش را پایین می‌آورد. باران بند آمده، اما چیزی تغییر نکرده. او به داخل مغازه برمی‌گردد، جایی که قفسه‌ها پر از کالاهایی است که دیگر کسی آن‌ها را نمی‌بیند. نه به خاطر نبود نیاز، بلکه به خاطر نبود اتصال. این فقط یک داستان نیست. این گزارشی است از یک خاموشی که صدا ندارد، اما اثرش در زندگی میلیون‌ها نفر پیچیده است. خاموشی‌ای که اگر ادامه پیدا کند، نه‌تنها اقتصاد، بلکه اعتماد، امید و آینده را هم با خود خواهد برد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن