اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
تا شامگاه 24 فروردین، چهل و پنجمین روز از قطع سراسری و عمدی اینترنت در سراسر ایران گذشت. نه اختلال موقت، نه فیلترینگ جزئی، بلکه خاموشی کامل و سراسری که زندگی میلیونها ایرانی را به عصر پیش از دیجیتال بازگردانده است.
ارزیابیهای نتبلاکس، نهاد معتبر جهانی پایش اینترنت، خسارت روزانه این قطع را حدود ۳۷ میلیون دلار برآورد کرده است. حتی ستار هاشمی، وزیر ارتباطات خود جمهوری اسلامی، سال گذشته و پیش از آغاز جنگ و قطع سراسری اینترنت اعلام کرده بود که عدم دسترسی مردم به اینترنت، روزانه حدود ۵ هزار میلیارد تومان به اقتصاد کلان کشور و ۵۰۰ میلیارد تومان به هسته اقتصاد دیجیتال آسیب میزند.
این ارقام، نه از زبان مخالفان، بلکه از دهان سردمداران رژیم بیرون آمده و فاجعهای را آشکار میکند که جمهوری اسلامی با چشمان باز بر سر مردم و اقتصاد ایران آورده است.
قطع اینترنت نه یک «اقدام فنی» یا «امنیتی موقت» است، بلکه نماد بارز سیاستهای ضدبشری و ضدتوسعهای رژیم است که اولویتش حفظ قدرت مطلقه، نه رفاه ملت.رژیم با ترس از جریان آزاد اطلاعات و سازماندهی اعتراضات مردمی، ترجیح داده اقتصاد را قربانی کند تا صدای مردم خاموش بماند. نتیجه؟ یک فاجعه اقتصادی دوبعدی: ضربه مهلک به اقتصاد کلان و نابودی کامل اقتصاد خرد و کسبوکارهای شهروندان عادی.
در سطح اقتصاد کلان، ارقام به تنهایی وحشتناکاند. طبق اعتراف وزیر ارتباطات، خسارت روزانه ۵ هزار میلیارد تومان به اقتصاد کلان معادل توقف چرخههای تولید، تجارت و خدمات در مقیاس ملی است.طی ۴۵ روز، این رقم به بیش از ۲۲۵ هزار میلیارد تومان میرسد – عددی که میتوانست صرف بازسازی زیرساختها، حمایت از تولید داخلی یا حتی پرداخت بخشی از حقوقهای معوقه شود.
نتبلاکس با تخمین محافظهکارانهتر ۳۷ میلیون دلار در روز، مجموع خسارت ۴۵ روزه را حدود ۱ میلیارد و ۶۶۵ میلیون دلار نشان میدهد. این خسارتها تنها «عدد» نیستند؛ زنجیره تأمین مختل شده، صادرات غیرنفتی فلج، و درآمدهای ارزی کشور که به شدت به پلتفرمهای دیجیتال وابسته بود، به صفر رسیده است.
بانکها و سیستمهای پرداخت الکترونیک – که خود رژیم سالها تبلیغشان کرده بود – عملا از کار افتادهاند و حالا با اینترنت ملی نفسهای آخر خود را میکشند.تورم ناشی از کمبود کالا و اختلال در بازارهای آنلاین، فشار را بر معیشت خانوارها دوچندان کرده. سرمایهگذاران خارجی که جمهوری اسلامی با شعار «اقتصاد مقاومتی» به دنبال جذبشان بود، حالا با وحشت از این بیثباتی، ایران را به عنوان مقصدی غیرقابل پیشبینی ترک کردهاند.اقتصاد دیجیتال که قرار بود لکوموتیو رشد باشد، حالا به بار سنگین بودجه تبدیل شده و رشد ناخالص داخلی را به عقب رانده است.
اما «درد واقعی» در اقتصاد خرد و زندگی روزمره شهروندان است. کسبوکارهای کوچک و متوسط – ستون فقرات اقتصاد هر کشور مدرن – کاملا نابود شدهاند. میلیونها فریلنسر، طراح، برنامهنویس، معلم خصوصی آنلاین، فروشنده اینستاگرامی و راننده اپهای تاکسی اینترنتی، در یک شب درآمدشان را از دست دادند.
تصور کنید مادری در تهران که با فروش آنلاین پوشاک بچه از خانه، قسط وام مسکنش را میپرداخت؛ یا جوانی در اصفهان که با فریلنسینگ برای شرکتهای خارجی دلار وارد کشور میکرد. حالا هر دو بیکارند. طبق آمارهای غیررسمی پیش از قطع، بیش از ۴۰ درصد کسبوکارهای کوچک به شبکههای اجتماعی وابسته بودند. دیجیکالا، اسنپ، دیوار و هزاران فروشگاه آنلاین کوچکتر، بدون اینترنت به موزههای تاریخ دیجیتال تبدیل شدهاند.
خسارت روزانه ۵۰۰ میلیارد تومانی به «هسته اقتصاد دیجیتال» که خود وزیر اعتراف کرده، دقیقاً به این بخش اصابت کرده: استارتآپهای جوان، شرکتهای دانشبنیان و کسبوکارهای خانگی که با کمترین سرمایه، بیشترین اشتغال را ایجاد میکردند.
خدمات بهداشتی از راه دور، مشاورههای پزشکی آنلاین و حتی ثبتنامهای دولتی همگی فلج شدهاند. کشاورزان و تولیدکنندگان کوچک در روستاها که از طریق اپلیکیشنها بازار فروش پیدا میکردند، حالا محصولشان روی دستشان مانده و ضرر میکنند.
بیکاری پنهان به شکلگیری موج جدید فقر دامن زده و طبق برآوردهای مستقل، صدها هزار شغل مستقیم و غیرمستقیم در ۴۵ روز از بین رفته است.این در حالی است که طبقه حاکم و وابستگان رژیم – از مدیران دولتی گرفته تا سپاه و بنیادها – با اینترنت ماهوارهای یا خطوط ویژه، کمترین آسیبی ندیدهاند. مردم عادی اما در تاریکی دیجیتال گیر افتادهاند.
جمهوری اسلامی با این سیاست، بار دیگر ثابت کرده که برای حفظ انحصار قدرت، حاضر است کل کشور را به عقب ببرد. این قطع اینترنت، ادامه همان منطق سرکوب است که در اعتراضات گذشته هم تکرار شد: ترس از «فتنه» و «دشمن خارجی» بهانهای است برای نابود کردن آینده اقتصادی نسل جوان.
خسارت ۴۵ روزه، نه فقط مالی، بلکه اعتماد عمومی را هم نابود کرده است. شهروندانی که روزی به وعدههای «اقتصاد دیجیتال» رژیم دل بسته بودند، حالا با چشمان باز میبینند که این نظام، دشمن اصلی پیشرفت خودشان است.
این دوران باید روزی باشد که در تاریخ ثبت شود: روزی که جمهوری اسلامی با دستان خودش اقتصاد ایران را به گروگان گرفت. تا وقتی این رژیم بر سر کار است، هر «امنیت» ادعاییاش، هزینهای است که مردم با گرسنگی، بیکاری و ناامیدی پرداخت میکنند.
زمان آن رسیده که صدای این خسارتهای پنهان، به صدای اعتراض سراسری تبدیل شود. ایران بدون اینترنت، ایران بدون آینده است – و مقصر اصلی، همین جمهوری اسلامی است که ۴۵ روز است، با چشمان باز، کشور را به ویرانهای دیجیتال تبدیل کرده و میکند.