حسن مایلی
با رؤیت مصوبات تاسفبار نمایندگان حاکمیت سیاسی در پارلمان بیاختیار سکانس مشاجره روبسپیر (یکی از رهبران انقلاب فرانسه) با قاضی فوکیه در فیلم دانتون (۱۹۸۳) شاهکار آندری وایدا در ذهنم تداعی شد: “زمانی که ما در خطر باشیم گیوتین ابزار سیاست ماست!”
مصوبات اخیر نمایندگانِ حاکمیت در مجلس بیش از پیش تناقض پارادایمی حاکم بر ساختار نظام سیاسی را عریان میسازد. تناقض پارادایمی حاکم البته با غلبهی پسینی پارادایم امت را میتوان پیشران اصلی استحالهی نهادهای انتخابی در ایران توصیف کرد. شوربختانه با گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب ۵۷ و با غلبهی پسینی و پیش روندهی پارادایم امت، توان سیاستگذاری نهادهای تقنینی در چنبرهی میل و خواست نهادهای انتصابی گرفتار و به حداقلیترین میزان خود رسیده و میدان یگانه حاکم بر تمامی عرصههای تقنینی، اجرایی و نظارتی است و از این رو آنچه از مجلس و سایر نهادهای انتخابی سربرمیآورد نه تنها برآمده از ارادهی ملت نیست؛ بلکه موید حاکم شدن میدان در تمامی عرصههای تقنینی و اجرایی است.
نظامهای دوبُنی که با نامهایی همچون اقتدارگرای رقابتی یا اقتدارگرای انتخاباتی نیز از آنها نام برده میشود، فرم و شکلی دموکراتیک اما محتوا و سرشتی تمامیتخواه دارند. در نظامهای دوبُنی اگرچه با انتخاباتی به ظاهر نیمه رقابتی مواجه هستیم؛ اما به سبب استحالهی پارلمان، فارغ از نتایج انتخابات، مصوبات دارای نسبت تنافر با خواست عموم بوده و همواره مردم را از مطالبات و اولویتهایشان دور و محدودیتهایی بر آزادیهای مدنی، سیاسی، اجتماعی و … آنان اعمال میکند.
انتخابات در نظامهای دوبُنی صرفا ابزاری است برای مشروعیت بخشی به قدرت هیئت حاکمه و نه محلی برای انعکاس خواست عموم برای صورتبندی در نظام سیاستگذاری!
از کانال نویسنده