خانه یادداشت‌ها معترض را به مرز فروپاشی روانی می‌رسانند

معترض را به مرز فروپاشی روانی می‌رسانند

امروز از صبح زود چند کار اداری داشتم… کارهایی که در هر جامعه‌ای باید جزو عادی‌ترین امور زندگی باشند.

گلشن فتحی

امروز از صبح زود چند کار اداری داشتم… کارهایی که در هر جامعه‌ای باید جزو عادی‌ترین امور زندگی باشند. اما با مسدودی سیمکارت و کدملی‌ام همچنان از دسترسی به سامانه ثنا، سخا، تهران من، سجام، املاک، پلیس من، بیمه، کاتب، برق من، پست، مالیات من، کلیه بانک‌ها و هرآنچه فکر کنید برای پیگیری کارهای اداری، پرونده‌ها و امور شخصی‌ام محرومم.

جمهوری اسلامی فقط با زندان، شکنجه و اعدام و طناب دار جان انسان‌ها را نمی‌گیرد. برای امثال من با سلب حقوق شهروندی، مسدود کردن راه‌های ارتباطی، محروم کردن آدم‌ها از دسترسی به خدمات و حقوق قانونی‌شان و تحمیل فشارهای مداوم روانی، زندگی را چنان فرساینده می‌کند که انسان به مرز فروپاشی می‌رسد.

وقتی راه‌های عادی زندگی را به روی یک انسان می‌بندند، برای ابتدایی‌ترین حقوقش باید بجنگد و حتی امکان پیگیری پرونده‌های خودش را از او می‌گیرند و هر روز با اضطراب، انتظار بازداشت ناگهانی به بهانه اجرای حکمی که از اطلاع از آن محروم است، تهدید و بلاتکلیفی از خواب بیدار می‌شود، مصداق جنایتی است که نامش اتفاقا سرکوب فیزیکی سیاسی نیست، فرسودن تدریجی انسان و اجبار سفید به خودکشی است.

حکومتی که حق زندگی آزادانه را از مردم می‌گیرد، نباید تصور کند مسئولیتش فقط به همان محدودیت‌ها ختم می‌شود. فشار روانی، ناامیدی و ویرانی تدریجی زندگی و روان انسان‌ها نیز پیامدهای واقعی این سرکوب‌اند.

قرار نیست برای کشتن یک انسان، گلوله‌ای شلیک شود یا طنابی دور گردنش بیفتد. میتوان آن‌قدر راه نفس کشیدن را بست که خودِ زندگی به میدان مبارزه برای بقا تبدیل شود و خودش مرگ را انتخاب کند

و رنج روزانه امثال من تلخ‌ترین چهره‌ سرکوب وطن پرستی و عشق به خاک است.. انسانی که نه به دلیل ارتکاب جرم، بلکه به دلیل مطالبه حقوقش، باید بهای سنگینی برای زندگی کردن بپردازد و در آرزوی‌مرگ بنشیند…

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن