اختصاصی هموطن/ سید امیر موسوی
نقل است که روزی در محفلی از بیل گیتس پرسیدند که ثروت شما چقدر است؟ پاسخ جالبی داد. پرسید؛ «?now? or, now» الان یا الان؟ لابد میپرسید که این ارجاع چه ربطی به تیتر و متن احتمالی مرتبط با آن دارد؟ ارتباطش فقط در نحوه جملهبندی و لغت است! اینکه در ایران امروز ما هم، هر وقت بپرسید؛ قیمت دلار چقدر است؟ احتمالا با چنین پاسخی مواجه خواهید شد!
حالا هم که این مرقومه در حال نگارش است-عصر یکشنبه-نرخ دلار اجنبی روی قله ۲۳۰ هزار تومانی خودجنبانی میکند و به ریش ملتی که برای بقا میجنگد، قاه قاه میخندد. آن «برای حسرت یک زندگی معمولی» که شروین حاجیپور در چنین ایامی در سال ۱۴۰۱ خواند، کیلومترها با احوال کنونی ما ایرانیان فاصله گرفته و حتی تصورش هم به رویایی دور و دراز و دست نیافتنی میماند. چارسوی مرزهای زمینی مملکت با ابتکار عمل نظام در حمله پهپادی از مرز عراق به سمت عربستان بسته شده، محاصره دریایی ترامپ، هر روز مجال نفس کشیدن را هم از مردم جان به لب رسیده سلب کرده، انسداد تنگه هرمز که بازجوی ساکن کوچه شاهچراغی در کیهان نویدش را میداد، نخ نما و رنگ و رو رفته شده و بیشتر به شوخی شبیه است تا یک حربه کارآمد در جنگی رو در رو، اقلام خوراکی و کالاهای اساسی به وفور در فروشگاهها به خط شدهاند و به دلیل خالی بودن جیب خلقالله، خریداری برایشان پیدا نمیشود، پیدا کردن دارو برای بیماران خاص و سرطانی و صعبالعلاج برای خودش تراژدی تمام عیار و جان کاه است، تهیه بدیهیترین مایحتاج زندگی برای مردم به کارویژهای نشدنی بدل شده و سرها، بد به گریبان است.
حالا فکر میکنید در کلان مصیبتی که نوک کوه یخ مرثیهاش را خواندیم، صدا از کدام امام جمعه درآمده و خطبه کدام نماز جمعه در گوشه و کنار این مملکت به فریاد واویلای این مصیبت اختصاص یافته است؟ کدام مسئول به دلیل پلشتی و ناکارآمدی از سمت خود استعفا داده و کدام مدیر به دلیل ناکامی و ترک فعل در عمل به وظایفش محاکمه شده؟ صدا از کدام میکروفن کدام مداح در یکی از میادین شهر بلند شده که این وضعیت نه جنگ گسترده و نه آتش بس کامل، دارد دمار از روزگار ملت بینوا در میآورد؟ کدام یک از ملت مبعوث در این خیابان و آن چهارراه در کنار تکان دادن پرچم فلسطین و حزب الله و حشدالشعبی، یک خط علیه این وضعیت تراژیک شعار دادهاند؟ کدام برنامه صدا و سیما با بودجه ۴۵ هزار میلیارد تومانی از بیتالمال به شرح این وضعیت اختصاص یافته و کدام یک از اینها که برای حجاب و فیلترینگ از روی شلوار و پیراهنشام مثلا کفن میپوشند، پویشی برای کمک به ملت جان به لب آمده ترتیب دادهاند؟ کدام یک از آنها که در میدان فلسطین برای مردم گرسنه غزه، غذای عربی میپختند و بعد از مراسم با نان تازه میزدند بر بدن، امروز در مقابل یک بیمارستان برای تامین هزینه درمان یک کودک سرطانی-که داروهایش هم پیدا نمیشود-پول روی پول گذاشتهاند؟
همین دادستان تهران که تقی به توقی میخورد، علیه فلان رسانه و بهمان برنامه به دلیل توهین به مقام شامخ شهید جمهور، اعلام جرم میکند، علیه کدام مسئول این وضعیت اسفبار موجود اعلام جرم کرده؟
نخیر! در این مملکت، آنچه به جایی نرسد، فریاد است تا مطالبات ملت جان به لب آمده با مطالبات و دغدغههای ملت متنعم و شهروندان درجه یک مبعوث هم راستا نباشد راه به جایی نخواهد برد و این وضع فلاکتبار فعلی است که در بیصدایی مطلق در خاموشی فراگیر در حال قربانی گرفتن «زندگی» مردمی است که در هیچ کجای معادلات و مناسبات نظام سفاک اقلیت در ایران امروز جای نگرفتهاند.
در چنین وضعیت پلیدی تا در، این در است و پاشنه، این پاشنه، هیچ نماینده اقلیتی در مجلس اقلیت، رگ گردنش را برای مصائب ملت درگیر بقا متورم نخواهد کرد، هیچ دلواپس حجابی در خیابان حاضر نشده و برای درد این مردم، فریاد نخواهد زد، هیچ عمامه به سری، عمامهاش را بر زمین نکوبیده و هیچ آخوند بلاگری برای رساندن صدای بیصدای این ملت مظلوم به گوش هرآنکه باید، مقابل دوربینها خوشمزگی نخواهد کرد. صدا از هیچ به اصطلاح مرجع تقلیدی هم درنخواهد آمد، ایضاً!
باری! در مملکتی که جان مردم واجد اهمیت و ارزش نبوده و در دو شبانهروز، هزاران جوان رعنا و رشید این سرزمین با رگبار عملگان ظلم با خون خود، دشت لالههای واژگون درست میکنند، درد مردم و فقر و فلاکت و مصیبتشان واجد کدام ارزش خواهد بود؟