اختصاصی هموطن/ سید امیر موسوی
«دادستان علیه مدیران دیدارنیوز اعلام جرم کرد»، «دادستانی علیه برنامه باضیا، مجری، میهمان و عوامل این برنامه اعلام جرم کرد»، «شکایت دادستان تهران از….» و … این تیترها و امثالهم از جمله تیترهایی است که این روزها در فضای رسانهای به تعدد مشاهده میشود. انگار که دادستانی تهران، پاشنههایش را ورکشیده و نیم خیز در حال رصد فضای رسانهای است تا چنانچه احدی به ملت مبعوث شده اقلیت یا نمادهای محبوب آن از گل نازکتر گفت، بجهد و یک شکایت عریض و طویل و بلندبالا بچسباند تنگ پروندهاش تا حساب دست منحرفان و خناسان بیاید و دست از سر کچل ملت منتقم و خونخواه بردارند تا مبادا روحیه انقلابیشان مکدر شده و نستجیربالله، آهی در خلوت بکشند!
فرقی هم نمیکند! چه پروانه سلحشوری، نماینده پیشین مردم در مجلس باشد و دو خط از اذیت و آزار و مردمآزاری ملت مبعوث پرچم به دست در معابر شهر گله کند یا یک بلاگر اقتصادی در یک برنامه به نقل خاطرهای درباره هوش و نبوغ سرشار شهید جمهور بگوید که چگونه به درک والای خود و اشراف در خصوص اقسام موضوعات و مسائل مربوط به ملک و مملکت دست مییازید!
در این مملکت که صد البته معنا و مفهوم کسوتها و سمتها، مدتهاست-از دوره معجزه هزاره سوم به این سو-معنی خود را از دست داده اما، مثلا آب از آب تکان نمیخورد اگر مجری پاکستانی رسانه ملی! به رئیس جمهور مستقر، هرچه از دهانش بیرون میآید، بگوید و مدعیالعموم و دادستان و فلان و بهمان در این قسم موارد، کلهم رو بر گرفته و در کابل به سر میبرند!
مراد در اینجا، دفاع از حسن روحانی با آن کارنامه مشعشع نیست اما، سوال اینکه وقتی سفیهی در لباس روحانیت صاف در مقابل دوربین زل زده و از تجاوز به ناموس رئیس جمهور سابق سخن میگوید، مشخص نیست که دادستان تهران در کدام پستو خزیده و اعلام جرمشان را موش خورده یا چه! یا مثلا اگر هر مداحنما و شخص گمنامی در یکی از میادین پایتخت مملکت حاضر شده و مثلا وزیر پیشین خارجه را به اردوکشی در مقابل منزلش و احتمالا تخریب منزل و فلان و بهمان-به دلیل جوشش غیرت انقلابی!-تهدید کند، نه دادستانی هست، نه اعلام جرمی و نه مدعیالعمومی!
در مملکتی که ما در آنیم، نیمی از پروندههای بازداشتشدگان سال ۸۸، عنوان اتهامی توهین به رئیس جمهور با یک سال حبس تعزیری را در بر خود داشته و هرکس به دوران درخشان و مشعشع رئیسی بگوید؛ خاکستری، حسابش با کرامالکاتبین است. اما وقتی یک نماینده اقلیت مجلس اقلیت، صاف، صاف در مقابل دوربین به مردم زل زده و به دختر مظلوم ایران-مهسا(ژینا) امینی-بگوید به درک واصل شد، سر و ته ماجرا با یک ویدئوی چند ثانیهای و یک عذرخواهی آبکی هم میآید و احدی به آقای به اصطلاح نماینده یک «تو»ی تو خالی هم نمیگوید!
در همین مملکت، ساعدینیا به دوازده سال حبس و مصادره کلیه اموال محکوم میشود اما، بابک زنجانی فعلی و «ب.ز» سابق با سابقه محکومیت اعدام و افساد فیالارض در نمایشگاه الکامپ تهران، نشست خبری رنگارنگ برگزار میکند و در یک جشن فوق لاکچری و اشرافی با پوشش اختیاری میهمانان، کافه جدیدش را افتتاح میکند و با ژست یک کارآفرین، جشن میگیرد.
آری! در این مملکت، هرکس به اسب شاه بگوید؛ یابو! حسابش با دادستانی و اعلام جرم آن است. اما تا دلتان بخواهد میتوانید به هرکسی که در زمره خطوط قرمز ملت مبعوث نیست، فحش ناموسی بدهید و با شعارنویسی روی خانه هرشخصی که دلتان خواست، عناوین تهدید به قتل یادداشت کنید.