کیوان مهتدی
شما هم وقتی کسی به شما چیزی می آموزد، تا آخر عمر به او احساس دین آمیخته با محبت می کنید؟ نه یک تکنیک یا مبحث نظری یا عملی، اما آموزه ای که مثل تلنگر در لحظۀ مناسب شما را به خود می آورد و احساس می کنید دیگر آن آدم سابق نخواهید شد؛ مواجهه با یک زندگی، یک اشتراک، یک منش.
من چندین بار از این تلنگرها خورده ام. یک بار در دوران دانشجویی یادداشتی خواندم که می پرسید چگونه مبارزه می کنی وقتی بدن تو (در آن زمان به عنوان دانشجو) خود کالبدی است متعلق به همین سیستم که گویی تو را به استخدام خویش درآورده؟ بعد از آن مسیر تلنگرها را با سردرگمی دنبال می کردم. در پاسخ به من می گفت: تو محتاج این شب هستی، پس در تاریکی و با دستان خود بیندیش، «تنها با دست در دست هم گرفتن است که می توان سرود خواند و پیش رفت».
تازه شهامت فکر کردن پیدا کرده بودم که دیدم کتابی منتشر کرده به اسم «فیلسوف کوچولو». کتابی که فلسفه را ساده سازی نمی کند بلکه با سرکشیِ کودکانه اندیشه را به جهانی پر از پرسش پیوند می زند.
هنوز فضای فکری غالب مرعوب اسم های کلان بود، که کتاب دیگری منتشر کرد، میزگردی دربارۀ ایران که خودش برگزار کرده بود، با حضور ژیژک، فوکو، دلوز، هابرماس و چند نام پر طمطراق دیگر که حالا باید دربارۀ ما و به زبان ما سخن می گفتند.
بعد از آن، در سرمای اجتماعی اوایل دهۀ 1390 که هیچکس حوصله دیگری را نداشت، از همه یادداشت جمع می کرد و ما را وادار می کرد به همدیگر بنگریم، با هم بیندیشیم و از حیات فکری و جمعی خود مراقبت کنیم.
به همین منوال، سراغ دانشگاه، نهادهای تربیتی و حبسی بعد از انقلاب 57، یا اصول مداخله در وضعیت، و در یک کلام، سراغ مختصات زندگی همه ما رفت نتایج را ناقص و کامل به اشتراک گذاشت؛ پرسش می کرد، پیش داوری ها را به نقد می کشید، و همچون یک شاعر از زبان، همچون سلاحی برای دفاع در قلمروی اندیشه (یا سلاخی اندیشه) استفاده می کرد.
در گرگان، دور هم جمع می شدند و دربارۀ هر چیزی که دوست داشتند حرف می زدند، تمرین با هم بودن و به حرف همدیگر گوش دادن و به علائق و سلایق همدیگر احترام گذاشتن. البته، دورهمی گرگان مورد عنایت نهادهای امنیتی قرار گرفت و روزبه و الهه به زندان محکوم شدند. در طول این پرونده اینقدر دربارۀ زندان و بازداشت مطالعه کرد که نتیجه آن شد کتاب «از تعقیب تا زندان.»
اکنون بعد از چندین سال، دادگاهی در بندرعباس در پرونده دیگری بابت همان نوشته های قدیمی، روزبه گیلاسیان، کارمند رسمی آموزش و پرورش شهر گرگان را به چهار سال زندان محکوم کرده. چون متهمان آن پرونده گفته اند نوشته های روزبه گیلاسیان را مطالعه می کرده اند. باری، می توانید صاحب اندیشه را به بند بکشید، اما با به بند کشیدن او، اندیشه اش، با توانی مضاعف و بیش از پیش به گردش خواهد افتاد.
کاش شما هم از روزبه گیلاسیان پرسش کردن را می آموختید: با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟