خانه جامعه میراث‌فروشی در گرگان؛ آتش هنوز خاموش نشده، واگذاری هم مبهم است

هموطن بررسی می‌کند؛

میراث‌فروشی در گرگان؛ آتش هنوز خاموش نشده، واگذاری هم مبهم است

بافت تاریخی گرگان تنها چند روز پس از آتش‌سوزی گسترده در بازار تاریخی، با ابهام تازه‌ای روبه‌رو شده است؛ از یک‌سو مقام‌های رسمی از اعلام آمادگی شرکتی تحت مدیریت بابک زنجانی برای سرمایه‌گذاری در این محدوده خبر می‌دهند و از سوی دیگر، هنوز هیچ سند شفافی درباره دامنه، شکل و شروط این سرمایه‌گذاری منتشر نشده است.

اختصاصی گروه اجتماعی/رها صدیق

بافت تاریخی گرگان تنها چند روز پس از آتش‌سوزی گسترده در بازار تاریخی، با ابهام تازه‌ای روبه‌رو شده است؛ از یک‌سو مقام‌های رسمی از اعلام آمادگی شرکتی تحت مدیریت بابک زنجانی برای سرمایه‌گذاری در این محدوده خبر می‌دهند و از سوی دیگر، هنوز هیچ سند شفافی درباره دامنه، شکل و شروط این سرمایه‌گذاری منتشر نشده است. آتش‌سوزی شامگاه دوشنبه ۲۶ مرداد در محدوده میدان شهرداری و بازار تاریخی گرگان، بخش‌هایی از بازار و مغازه‌های اطراف را درگیر کرد و به کسبه خسارت زد. مقام‌های قضایی اعلام کرده‌اند که تاکنون نشانه‌ای از عمدی‌بودن آتش‌سوزی به دست نیامده و علت حادثه همچنان در دست بررسی است. با این حال، ابهام درباره منشأ حریق و ضعف دیرینه ایمنی در بافت تاریخی، پرسش‌های جدی درباره مسئولیت نهادهای شهری و میراث فرهنگی ایجاد کرده است. در برخی گزارش‌ها از آسیب‌دیدن یا سوختن بیش از ۲۰ مغازه سخن گفته شده است؛ رقمی که اهمیت حادثه و ابعاد خسارت واردشده به کسب‌وکارهای محلی را نشان می‌دهد. با وجود این، هنوز گزارش جامع و مستقلی درباره میزان دقیق خسارت به بناها، اموال کسبه و عناصر تاریخی بازار منتشر نشده است. همزمان با این حادثه، خبر اعلام آمادگی شرکتی تحت مدیریت بابک زنجانی برای ورود به بافت تاریخی گرگان، حساسیت عمومی را افزایش داده است. مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گلستان می‌گوید هنوز هیچ واگذاری رسمی ۵۰ هکتار از این بافت انجام نشده و آنچه رخ داده، صرفا بازدید و اعلام آمادگی برای سرمایه‌گذاری بوده است. اما همین «اعلام آمادگی» نیز درباره محدوده‌ای با چنین ارزش تاریخی، نمی‌تواند یک خبر عادی اقتصادی تلقی شود. بافت تاریخی گرگان، هسته باقی‌مانده شهر تاریخی استرآباد، مجموعه‌ای زنده از بازار، مسجد، خانه‌های تاریخی، گذرها، واحدهای تجاری و محله‌های مسکونی است؛ نه زمینی خالی که بتوان آن را مانند یک ملک عادی میان نهادهای دولتی و سرمایه‌گذاران دست‌به‌دست کرد.

 از واگذاری تا تملک؛ ابهام در ابهام

در حالی که برخی گزارش‌های پیشین از تملک یا احیای ۵۰ هکتار از بافت تاریخی گرگان توسط بابک زنجانی خبر داده بودند، مقام‌های میراث فرهنگی اکنون واگذاری رسمی این محدوده را رد می‌کنند. این تفاوت در روایت‌ها، بیش از آنکه ابهام را برطرف کند، ضرورت انتشار اسناد و توضیح عمومی درباره روند مذاکرات را نشان می‌دهد. اگر واگذاری انجام نشده است، مردم حق دارند بدانند که اولا شرکت طرف مذاکره دقیقا چه نام و چه ساختار مالکیتی دارد؟ دوما سرمایه‌گذاری در چه محدوده‌ای و با چه میزان منابع مالی انجام خواهد شد؟ ثانیا آیا موضوع تنها مرمت بناهاست یا تملک املاک و تغییر کاربری نیز در دستور کار قرار دارد؟ و همچنین سهم ساکنان، کسبه و مالکان فعلی در این طرح چیست؟ از سوی آیا قرارداد، مزایده، فراخوان عمومی یا ارزیابی کارشناسی منتشر خواهد شد؟ این در حالتی است که مسئولان می‌گویند سرمایه‌گذاری لزوما به معنای تملک همه خانه‌ها یا واگذاری ۵۰ هکتار نیست و ممکن است به احیای یک محله، کف‌سازی، جداره‌سازی یا اجرای پروژه‌های گردشگری محدود شود. اما بدون انتشار طرح تفصیلی، نقشه محدوده، مدل مالی و تعهدات حقوقی، این توضیحات همچنان کلی و غیرقابل ارزیابی باقی می‌ماند.

 آتش؛ هشدار یا فرصت برای پاک‌کردن صورت‌مسئله؟

وقوع آتش‌سوزی در قلب تاریخی گرگان، درست در روزهایی که بحث ورود یک سرمایه‌گذار قدرتمند به این محدوده مطرح شده، به‌طور طبیعی حساسیت افکار عمومی را برانگیخته است. این همزمانی به‌تنهایی دلیلی برای عمدی‌بودن حریق نیست و مقام‌های قضایی نیز اعلام کرده‌اند تاکنون نشانه‌ای از عمد به دست نیامده است. با این حال، نبود نشانه قطعی از آتش‌سوزی عمدی نباید بهانه‌ای برای نادیده‌گرفتن پرسش‌های عمومی درباره علت حادثه، قصور احتمالی و وضعیت ایمنی بازار باشد. اکنون باید روشن شود که آیا سیم‌کشی‌ها و تجهیزات ایمنی بازار پیش‌تر بازرسی شده بود؟ یا اخطارهای ایمنی احتمالی چه زمانی صادر شده و چرا اجرا نشده است؟ و آیا آتش‌نشانی امکان دسترسی سریع به همه گذرهای تاریخی را داشته است؟ همچنین میزان خسارت به بناهای واجد ارزش تاریخی چگونه ارزیابی شده است؟ و در نهایت آیا پیش از آتش‌سوزی، طرحی برای نوسازی یا تغییر کاربری این بخش وجود داشته است؟ زیرا تجربه ایران نشان داده است که در بسیاری از موارد، پس از تخریب یا آتش‌سوزی، بناهای تاریخی به‌جای مرمت دقیق، با عنوان «احیا» به پروژه‌های تجاری و ساختمانی تبدیل شده‌اند.

نگرانی اصلی این نیست که حتما آتش‌سوزی عمدی بوده است؛ نگرانی این است که ضعف مدیریتی، بی‌توجهی و نبود حفاظت، در نهایت همان نتیجه‌ای را رقم بزند که تخریب عمدی به دنبال دارد: از بین رفتن تدریجی میراث و آماده‌شدن زمین برای مداخلات سوداگرانه.

 تجربه‌ای تکراری در جمهوری اسلامی

در جمهوری اسلامی، میراث فرهنگی بارها میان شعارهای پرطمطراق درباره «هویت ملی» و منطق خام فروش، تملک و پروژه‌سازی گرفتار شده است. بناهای تاریخی در سخنرانی‌ها بخشی از هویت ایران معرفی می‌شوند، اما در عمل، نبود بودجه، مدیریت ناکارآمد، تعدد نهادهای تصمیم‌گیر و فقدان شفافیت، آنها را به دارایی‌هایی آماده واگذاری تبدیل می‌کند. از سال‌ها پیش، دولت با ایجاد سازوکارهایی مانند صندوق احیا و بهره‌برداری از بناها و اماکن تاریخی و فرهنگی، واگذاری بناهای تاریخی به سرمایه‌گذاران را دنبال کرده است. منتقدان می‌گویند در چنین الگوهایی، «احیا» گاه به پوششی برای تجاری‌سازی، تغییر کاربری و انتقال منافع عمومی به مجموعه‌های خصوصی یا وابسته به ساختار قدرت تبدیل شده است. در این میان، نام بابک زنجانی حساسیت ماجرا را بیشتر می‌کند. موضوع فقط سابقه قضایی و پرونده اقتصادی او نیست؛ مسئله اصلی این است که آیا نهادی مستقل و قابل اعتماد، توان بررسی منابع مالی، ساختار مالکیتی و صلاحیت شرکتی را که قرار است در قلب تاریخی گرگان فعالیت کند، دارد یا نه. اگر قرار است یک شرکت خصوصی در این محدوده سرمایه‌گذاری کند، نخستین گام باید انتشار اطلاعات کامل درباره آن شرکت، اعضای هیئت‌مدیره، منابع سرمایه، قراردادهای وابسته و تعهدات اجرایی باشد. مردم نباید پس از امضای قرارداد یا آغاز تخریب، از جزئیات پروژه مطلع شوند.

بافت تاریخی، ملک شخصی نیست

بافت تاریخی گرگان تنها مجموعه‌ای از ساختمان‌های قدیمی نیست. ارزش آن در پیوند میان خانه‌ها، بازار، مسجد، گذرها، مشاغل محلی، خاطره جمعی و زندگی ساکنان شکل گرفته است. بنابراین، اگر ورود سرمایه باعث افزایش قیمت زمین، بیرون‌راندن ساکنان قدیمی، حذف کسبه، تبدیل خانه‌ها به اقامتگاه‌های لوکس یا تبدیل محله به یک مجموعه گردشگری بسته شود، حتی در صورت باقی‌ماندن دیوارها و نماها، بخش مهمی از میراث گرگان از بین رفته است. احیای واقعی باید به نفع ساکنان و کسبه باشد، نه به قیمت حذف آنها. قرارداد هر سرمایه‌گذاری باید دست‌کم شامل این موارد باشد: 

۱.ممنوعیت تخریب بناهای واجد ارزش تاریخی.

۲.تعیین دقیق حدود مرمت، بازسازی و ساخت‌وساز.

۳.ارزیابی مستقل اثرات اجتماعی، اقتصادی و ترافیکی پروژه.

۴. تضمین حقوق ساکنان، مالکان و کسبه محلی.

۵. انتشار عمومی قرارداد و پیوست‌های فنی آن.

۶. ارائه ضمانت‌نامه مالی برای اجرای تعهدات.

۷. تعیین حق فسخ و سلب امتیاز در صورت تخلف.

۸. الزام به جبران خسارت و بازگرداندن وضعیت بنا در صورت مداخله غیرمجاز.

۹. نظارت مستمر کارشناسان مستقل و گزارش‌دهی عمومی.

 پرسش نهایی از مسئولان

مردم گرگان اکنون با دو اتفاق همزمان روبه‌رو هستند که بازاری که در آتش سوخته و طرحی مبهم برای ورود سرمایه‌گذاری که هنوز جزئیات آن اعلام نشده است. در چنین شرایطی، پنهان‌کاری و اظهارات کلی فقط بر بی‌اعتمادی می‌افزاید. هیچ‌کس نمی‌تواند صرفا با استناد به نبود واگذاری رسمی، نگرانی‌ها را کنار بزند. پرسش اصلی این است که آیا مسئولان قصد دارند بافت تاریخی گرگان را با مشارکت واقعی مردم و تحت نظارت عمومی احیا کنند، یا آن را پس از سال‌ها بی‌توجهی و فرسودگی، آماده تحویل به سرمایه‌گذارانی کرده‌اند که منافع اقتصادی‌شان بر حق شهر و حافظه تاریخی آن مقدم خواهد بود؟ بافت تاریخی گرگان متعلق به یک شرکت، یک مدیر یا یک دولت نیست. این بافت بخشی از حافظه عمومی شهر است؛ و اگر قرار است سرمایه‌ای وارد آن شود، باید پیش از هر چیز روشن شود چه چیزی قرار است حفظ شود، چه چیزی قرار است واگذار شود و چه کسی در برابر نابودی احتمالی آن پاسخ‌گو خواهد بود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن