اختصاصی گروه اجتماعی/رها صدیق
ایلام در بهار ۱۴۰۵ با شاخص فلاکت ۱۱۳.۱ درصد و در تیرماه با ۱۲۰.۶ درصد، همچنان صدرنشین جدول استانهای کشور ماند؛ فاصلهای بیش از ۳۳ واحد درصد با تهران که پایینترین شاخص را دارد. اما پشت این اعداد خشک اقتصادی، روایتی تلخ از زندگی انسانهایی نهفته است که فشار ترکیبی تورم و بیکاری را با جان خود میپردازند. استان ایلام سالهاست که نهتنها در شاخصهای اقتصادی، بلکه در آمار مرگ خودخواسته نیز در صدر یا رتبههای اول کشور قرار دارد. نرخ مرگ خودخواسته در این استان ۱۱.۵ مورد به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر است؛ بیش از دو برابر متوسط کشوری. بر اساس گزارشهای رسمی، سالانه بیش از ۲ هزار نفر در ایلام اقدام به مرگ خودخواسته میکنند و ۸۵ درصد خودکشیکنندگان در این استان افراد ۱۵ تا ۳۴ سال هستند. میزان بروز مرگ خودخواسته در ایلام در سال ۱۴۰۰ حدود ۱۷ در صد هزار نفر بود که بیش از سه برابر میزان کشوری محسوب میشود.
مرگ خودخواسته کودکان: فاجعهای که تکرار میشود
در میان آمارهای تکاندهنده، مرگ خودخواسته کودکان و نوجوانان در ایلام بُعدی دردناکتر به این بحران داده است. موارد متعددی از مرگ خودخواسته کودکان در این استان در سالهای اخیر گزارش شده است.
مرگ خودخواسته زینب، دختر ۱۱ ساله ایلامی به خاطر فقر: در فروردین ۱۳۹۹، خبر مرگ خودخواسته زینب، دختر ۱۱ ساله اهل دهستان زردلان در منطقه هلیلان ایلام، به دلیل فقر و نداشتن لباس عید، جامعه را شوکه کرد. منابع محلی میگویند وقتی زینب ابتداییترین نیازهایش را غیرقابل تحقق دید، مرگ را ترجیح داد.
مرگ خودخواسته مرتضی، کودک ۱۰ ساله ایلامی: در مهر ۱۳۹۹، خبر مرگ خودخواسته مرتضی، کودک ۱۰ ساله ایلامی، بار دیگر سناریوی تکراری مرگ خودخواسته کودکان در این استان را برجسته کرد.
مرگ خودخواسته سریالی دانشآموزان آبدانان: در آذر ۱۴۰۲، در یک بازه ۵۰ روزه، پنج دانشآموز دختر و پسر متوسطه اول و دوم در آبدانان ایلام دست به مرگ خودخواسته زدند. چهار نفر از آنها در یک محله زندگی میکردند و هممدرسه بودند.
زنان ایلام: آسیبهای پنهان در سایه فقر و بیکاری
در حالی که آمار مرگ خودخواسته در ایلام توجهها را به خود جلب کرده، زنان این استان با آسیبهای اجتماعی گستردهتری مواجهاند که کمتر بازتاب رسانهای داشته است.
ازدواجهای زودهنگام و اجباری
ایلام یکی از بالاترین نرخهای ازدواج کودکان و نوجوانان را در کشور دارد. فقر اقتصادی، سنتهای محلی و محدودیتهای آموزشی، دختران را به ازدواج در سنین پایین سوق میدهد. بسیاری از این ازدواجها به جدایی، خشونت خانگی یا حتی مرگ خودخواسته منجر میشود.
خشونت خانگی و عدم دسترسی به حمایت
با وجود آمار بالای خشونت خانگی علیه زنان در ایلام، دسترسی به مراکز حمایتی و مشاورهای بسیار محدود است. بسیاری از زنان به دلیل ترس از انگ اجتماعی یا عدم آگاهی از حقوق خود، در سکوت رنج میبرند.
بیکاری و محرومیت اقتصادی زنان
نرخ بیکاری زنان در ایلام بسیار بالاتر از متوسط کشوری است. محدودیتهای فرهنگی، کمبود فرصتهای شغلی و ضعف زیرساختهای اقتصادی، مشارکت زنان در بازار کار را به حداقل رسانده است. این محرومیت اقتصادی، زنان را بهویژه در خانوارهای فقیر، آسیبپذیرتر کرده است.
محدودیتهای آموزشی و تحصیلی
دسترسی دختران به آموزش در مناطق روستایی و مرزی ایلام همچنان با چالشهای جدی روبهروست. بسیاری از دختران به دلیل فقر، دوری مدارس یا سنتهای محلی، از تحصیل بازمیمانند. این محرومیت، چرخه فقر و وابستگی اقتصادی را در نسلهای بعدی تداوم میبخشد.
تورم، موتور اصلی شاخص فلاکت؛ بیکاری، جابهجاکننده رتبهها
دادههای بهار و تیر ۱۴۰۵ نشان میدهند که تورم مؤلفه مسلط شاخص فلاکت در ایلام بوده است. میانگین تورم نقطهای ایلام در بهار ۱۴۰۵ به ۱۰۴.۹ درصد رسید و در تیرماه نیز تورم نقطهای این استان همچنان در سطوح بسیار بالا باقی ماند. نرخ بیکاری ایلام در بهار ۱۴۰۵، ۸.۲ درصد گزارش شد. اگرچه این رقم در مقایسه با تورم سهرقمی، کوچکتر به نظر میرسد، اما همین چند واحد درصد بیکاری میتواند جایگاه استانها را در جدول تغییر دهد و فشار اقتصادی را برای خانوارها تشدید کند.
شکاف عمیق با تهران
در حالی که ایلام با شاخص فلاکت ۱۲۰.۶ درصدی در تیرماه در صدر جدول قرار دارد، تهران با شاخص ۸۳.۵ درصدی در پایینترین جایگاه ایستاده است. فاصله ایلام و تهران از ۳۳.۵ واحد درصد در بهار به ۳۷.۱ واحد درصد در تیر افزایش یافت. این شکاف نشان میدهد که فشار اقتصادی بهصورت کاملاً نامتوازن میان مناطق کشور توزیع شده است. استانهای غربی و مرزی مانند ایلام، همزمان با تورم شدیدتر و بازار کار شکنندهتر مواجهاند.
دلایل مرگ خودخواسته: فقر، بیکاری و ناامیدی
پژوهشها نشان میدهند که دلایل مرگ خودخواسته کودکان و نوجوانان شامل درگیریهای خانوادگی، مشکلات تحصیلی، ازدواج اجباری، فقر و سایر عوامل است. در ایلام، فقر و بیکاری بهعنوان عوامل کلیدی در مرگهای خودخواسته شناسایی شدهاند. استانهای ایلام، لرستان، کرمانشاه و خوزستان بهعنوان کانونهای اصلی مرگ خودخواسته در ایران شناخته میشوند؛ شهرهایی که در انزوای جغرافیایی قرار گرفتهاند، شاخصهای توسعهشان در پایینترین سطح قرار دارد و بالاترین آمار مهاجرفرستی، بیکاری و فقر را دارند.
شکاف عمیق اجتماعی و اقتصادی
ایلام با صدرنشینی در شاخص فلاکت و آمار مرگ خودخواسته، نمادی از شکاف عمیق اقتصادی و اجتماعی در ایران است. اعداد و ارقام خشک اقتصادی، وقتی با جان انسانها گره میخورند، به فاجعهای انسانی تبدیل میشوند که نیازمند توجه فوری و اقدام جدی است. تکرار مرگ خودخواسته کودکان در ایلام و دیگر استانهای غربی کشور، هشداری است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. این بحران، تنها با بهبود شاخصهای اقتصادی حل نمیشود؛ بلکه نیازمند مداخله جامع در حوزههای اجتماعی، روانشناختی و اقتصادی است. زنان و کودکان ایلام، که آسیبپذیرترین اقشار این استان هستند، نیازمند حمایت فوری و برنامههای بلندمدت برای خروج از چرخه فقر، بیکاری و ناامیدیاند.