حسین سلاحورزی
در یکی از جلسات مهم ، گزارشی روی میز بود که تقریباً هیچکس به اعداد و ارقام و نتیجه گیری آن اعتماد نداشت. یکی پیش از جلسه گفته بود برآوردها غیرواقعی است؛ دیگری هشدار داده بود منابع اجرای طرح وجود ندارد؛ نفر سوم هم مطمئن بود که نتیجه، چیزی جز زیان نخواهد بود.
جلسه که شروع شد، مقام ارشد گفت: «به نظر من در این مقطع حساس کنونی پیشنهاد خوبی است؛ البته حاضرین آزادند نظر کارشناسیشان را بگویند.»
آزادی همانجا تمام شد.
گزارش تصویب شد؛ به اتفاق آرا.
بعد از جلسه، مخالفان دوباره پیدایشان شد؛ یکی کنار آسانسور، یکی در پارکینگ و یکی شب، پشت تلفن.
این اتفاق فقط در شرکتها نمیافتد. بعضی سیاستهای پرهزینه کشور نیز همینطور متولد میشوند: همه بعدها با آن مخالفاند، اما هنگام تصمیم و تصویب، کسی حاضر نیست مخالفتش را ابراز کند.
ماجرا معمولاً اینگونه پیش میرود:
۱. مقام بالاتر نظرش را اول میگوید و سپس از دیگران میخواهد «صریح و کارشناسی» حرف بزنند. حاضران هم معمولاً معنای این صراحت را خوب میفهمند.
۲. کارشناس بهجای اینکه بگوید «این اعداد و استنتاجها غلط است»، میگوید: «شاید بد نباشد برخی فروض، در مراحل بعدی با دقت بیشتری بررسی شود.»
۳. یکی با طرح موافق نیست، اما رأی مخالف هم نمیدهد؛ میگوید: «اگر دوستان به جمعبندی رسیدهاند، من مانعی نمیبینم.»
۴. کسی که در جلسه ساکت بوده، بیرون جلسه چنان دقیق از عواقب تصمیم حرف میزند که آدم تعجب میکند چرا این کارشناس زبده را به خودِ جلسه دعوت نکرده بودند.
۵. در صورتجلسه مینویسند: «پس از بحث و بررسی کافی تصویب شد.» از بحث، چیزی ثبت نمیشود؛ احتمالاً چون بررسی کافی بوده است.
۶. وقتی نتیجه خراب میشود، بالادستی میگوید تصمیم جمعی بود؛ اعضای جمع میگویند نظر بالادستی بود. تصمیمی که هنگام تصویب اینهمه پدر داشت، وقت پاسخگویی ناگهان یتیم میشود.
۷. چند سال بعد، همان سیاست بدون توضیح کنار گذاشته میشود. نه کسی میگوید چرا اجرا شد، نه چرا شکست خورد و نه هزینهاش را چه کسی پرداخت. فقط نام تازهای برای نسخه بعدی انتخاب میکنند.
در نظام اداری ما، همیشه کمبود کارشناس نداریم؛ گاهی کمبود کسی را داریم که حاضر باشد کارشناسیاش را همان جایی خرج کند که ممکن است برایش هزینه داشته باشد.
تا وقتی مخالفت در راهرو امنتر از مخالفت در جلسه باشد، تصمیمهای بد با رأی خوب تصویب میشوند.
وقتی همه مخالفاند و مصوبه به اتفاق آرا تصویب میشود، صورتجلسه سند تصمیم نیست؛ گواهی فوتِ مسئولیت است.