مهدی نوذر
این روزها بعضیها از توقف حملات آمریکا به جمهوری اسلامی تصور میکنند پرونده رویارویی نظامی بسته شده است. اما من چنین برداشتی ندارم.
وقتی حجم گسترده تجهیزات و تسلیحات نظامی که در ماههای اخیر وارد خاورمیانه و اسرائیل شده را کنار رفتار و مواضع دولت آمریکا میگذارم، تصویر کاملاً متفاوتی میبینم. به نظر من، ترامپ طی ماههای گذشته آخرین آزمون خود را برای رسیدن به یک توافق پایدار با جمهوری اسلامی انجام داد، اما این تلاش به شکست انجامید.
اظهارات هفته گذشته او نیز همین برداشت را تقویت میکند؛ جایی که گفت جمهوری اسلامی یک فرصت طلایی را از دست داد. او همچنین تأکید کرد که تصور میکرد پس از ایت الله خامنهای فردی عاقل بتواند اوضاع را کنترل و مدیریت کند، اما به گفته خودش، با یک مشت دیوانه روبهرو شده است. این سخنان، از نگاه من، نشان میدهد که ترامپ دیگر تقریباً هیچ امیدی به رسیدن به توافق با جمهوری اسلامی ندارد.
از همان ابتدا نیز موضع او روشن بود؛ اگر توافقی حاصل نشود، تنها گزینه باقیمانده اقدام نظامی و جنگ خواهد بود.
حالا اگر این مواضع را در کنار تحرکات میدانی قرار دهیم، مجموعهای از نشانهها دیده میشود که به باور من از یک عملیات بسیار بزرگ و قریبالوقوع حکایت دارند؛ عملیاتی که ممکن است هر لحظه آغاز شود.
یکی دیگر از نشانههایی که نمیتوان از کنار آن بهسادگی گذشت، کاهش فعالیت یا خروج کارکنان برخی سفارتخانههای اروپایی از ایران است. در روزهای گذشته گزارشهایی درباره خروج کارکنان سفارتهای انگلستان، هلند، فرانسه و چند کشور دیگر منتشر شد؛ اقدامی که از نگاه من، شباهت زیادی به اتفاقاتی دارد که پیش از جنگ ۴۰ روزه نیز شاهد آن بودیم.
نکته مهم اینجاست که در چنین شرایطی، معمولاً تصمیمهای بزرگ نظامی با هیاهو و اعلام قبلی همراه نیستند. برعکس، هرچه به زمان اجرای یک عملیات نزدیکتر میشویم، سکوت خبری و آرامش ظاهری بیشتر میشود. تجربه بسیاری از بحرانهای بینالمللی نیز نشان داده که فاصله میان آخرین هشدارهای سیاسی تا آغاز اقدامات نظامی، گاهی بسیار کوتاهتر از آن چیزی است که افکار عمومی تصور میکند. به همین دلیل، من سکوت این روزها را نه نشانه پایان ماجرا، بلکه بخشی از مرحله آمادهسازی برای اتفاقات پیش رو میدانم.
در مجموع، با کنار هم گذاشتن این شواهد، به این نتیجه میرسم که منطقه در آرامش قبل از طوفان قرار دارد.