یادداشت سردبیر/ یارا خاتمی
از صبح امروز همه صحنه های ۲۲ خرداد ۸۸ از جلوی چشمانم رژه می رفت، با چه امیدی صبح ش ییدار شدیم شناسنامه به دست خوشحال رفتیم تا با رای دادن به میرحسین موسوی راهی را ترسیم کنیم که می خواستیم اما …
ظهر آن روز گذشت عصر شد و در نهایت شب ، مدام تلویزیون اعلام میکرد که زمان انتخابات تمدید شد تا آنهاییکه دقایق آخر شک داشتند که شرکت کنند یا نه ترغیب شوند به رای دادن.اما همه ماجرا این نبود، از آنجاییکه مرسوم بود نتایج انتخابات یک روز بعد اعلام شود، همان شب نحس ۲۲ خرداد خبرگزاری ایرنا خبری منتشر کرد که نشان از پیروزی احمدی نژاد در انتخابات داشت، همین کافی بود که انبار باروت با جرقهای منفجر شود و اعتراضات پراکنده و آرام به خشونت و درگیری منجر شود تا جاییکه عاشورای آن سال به یک عاشورای واقعی در شهر تهران تبدیل شد.
آن عاشورا عجب روزی بود، هر طرف میرفتی صدای فریاد یا حسین میر حسین میشنیدی یا نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران،نصر من الله و فتح قربب ننگ بر این دولت مردم فریب.از آن سال به بعد و ریختن خون جوانان بر خاک این سرزمین، گویی همه چیز تغییر کرد، نه انتخابات، انتخابات شد نه مردم پای صندوق رای رفتند، نه احمدی نژاد مهم بود نه هیچ رییس جمهوری و نه حتی علی خامنهای چون یکی از شعارهای آن روز این بود ننگ ما ننگ ما، رهزر الدنگ ما