خانه پیشنهاد هم‌وطن آخرین نفس‌های دیپلماتیک میان جمهوری اسلامی و آمریکا؛ نفس‌های توافق به شماره افتاد

هم وطن گزارش می دهد؛

آخرین نفس‌های دیپلماتیک میان جمهوری اسلامی و آمریکا؛ نفس‌های توافق به شماره افتاد

فضای مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و دولت دونالد ترامپ در ۴۸ ساعت گذشته وارد مرحله‌ای پیچیده و شکننده شده است؛ مرحله‌ای که در آن هم نشانه‌هایی از نزدیک شدن دو طرف به یک تفاهم اولیه دیده می‌شود و هم علائمی جدی از بازگشت واشنگتن به سیاست فشار حداکثری و احتمال شکست مذاکرات.

گروه سیاسی / ماهور ایرانی
فضای مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و دولت دونالد ترامپ در ۴۸ ساعت گذشته وارد مرحله‌ای پیچیده و شکننده شده است؛ مرحله‌ای که در آن هم نشانه‌هایی از نزدیک شدن دو طرف به یک تفاهم اولیه دیده می‌شود و هم علائمی جدی از بازگشت واشنگتن به سیاست فشار حداکثری و احتمال شکست مذاکرات. گزارش‌های منتشرشده از سوی رسانه‌های منطقه‌ای و آمریکایی حاکی از آن بود که تهران و واشنگتن طی روزهای گذشته به چارچوبی اولیه برای کاهش تنش نزدیک شده‌اند؛ چارچوبی که بر اساس آن قرار بود درباره کاهش محدودیت‌های نفتی، رفع تدریجی محاصره دریایی ایران و آغاز مذاکرات هسته‌ای جدید توافق حاصل شود. همزمان برخی منابع از احتمال آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران نیز خبر داده بودند و فضای رسانه‌ای نزدیک به مذاکرات، به‌ویژه پس از گزارش‌های علی هاشم خبرنگار الجزیره، از افزایش خوش‌بینی نسبت به امضای یک «تفاهم اولیه» سخن می‌گفت.

با این حال، تحولات ناگهانی در واشنگتن و فشارهای اسرائیل معادلات را تغییر داده است. پس از تماس و رایزنی‌های فشرده بنیامین نتانیاهو با ترامپ، نشانه‌هایی از تغییر موضع کاخ سفید آشکار شد. اکنون گزارش‌ها نشان می‌دهد دولت آمریکا بار دیگر به سیاستی بازگشته که در محافل رسانه‌ای با عنوان «No Dust, No Dollars» یا «بدون گرد و غبار، بدون دلار» شناخته می‌شود؛ سیاستی که بر اساس آن تا زمانی که ایران ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را از کشور خارج نکند و با خواسته‌های هسته‌ای واشنگتن موافقت نداشته باشد، خبری از آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده و کاهش فشار اقتصادی نخواهد بود. همزمان ترامپ نیز تأکید کرده که محاصره دریایی و فشارهای اعمال‌شده علیه ایران تا زمان امضای توافق نهایی ادامه خواهد داشت.

در مقابل، جمهوری اسلامی نیز مواضع خود را سخت‌تر کرده است. بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی منابع نزدیک به مذاکرات، تهران دیگر حاضر نیست به محدودیت‌های هسته‌ای دوران برجام بازگردد و سقف غنی‌سازی ۳.۶۷ درصدی را بپذیرد. گفته می‌شود موضع جدید ایران حفظ غنی‌سازی تا سطح ۲۰ درصد است و خروج حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده از کشور نیز از سوی تهران رد شده است. این مسئله اکنون به یکی از اصلی‌ترین نقاط اختلاف میان دو طرف تبدیل شده؛ زیرا آمریکا خروج این ذخایر را شرط ضروری هرگونه توافق می‌داند، در حالی که جمهوری اسلامی معتقد است واگذاری این اهرم هسته‌ای بدون دریافت تضمین واقعی، تکرار تجربه برجام و پذیرش یک ریسک راهبردی خواهد بود.

در همین حال، نقش اسرائیل در پیچیده‌تر شدن روند مذاکرات بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. گزارش‌های منتشرشده حاکی از آن است که تل‌آویو نگران هرگونه کاهش فشار اقتصادی بر ایران و احیای نسبی توان مالی جمهوری اسلامی است و تلاش می‌کند واشنگتن را به سمت توافقی سخت‌گیرانه‌تر سوق دهد. بر اساس این ارزیابی‌ها، اسرائیل خواهان آن است که هرگونه کاهش تحریم یا رفع محدودیت‌ها تنها پس از عقب‌نشینی کامل ایران از مواضع هسته‌ای فعلی انجام شود و سازوکارهای نظارتی بسیار شدیدتری نیز بر برنامه هسته‌ای ایران اعمال شود.

در چنین شرایطی، آنچه در روزهای گذشته از آن با عنوان «تفاهم اسلام‌آباد» یاد می‌شد، هنوز فاصله زیادی تا نهایی شدن دارد و حتی احتمال فروپاشی کامل آن نیز وجود دارد. اختلاف بر سر خروج ذخایر اورانیوم، تداوم محاصره دریایی، عدم آزادسازی منابع مالی ایران و افزایش فشار اسرائیل بر دولت ترامپ، فضای مذاکرات را وارد مرحله‌ای فرسایشی کرده است؛ مرحله‌ای که در آن نه تهران حاضر به عقب‌نشینی از خطوط قرمز جدید خود است و نه واشنگتن آماده ارائه امتیاز اقتصادی بدون دریافت امتیازهای هسته‌ای جدی از جمهوری اسلامی.
برآیند تحولات فعلی نشان می‌دهد که اگرچه کانال دیپلماسی همچنان باز است و تماس‌های غیرمستقیم ادامه دارد، اما چشم‌انداز دستیابی سریع به توافق بسیار ضعیف‌تر از روزهای گذشته شده است. در نتیجه، محتمل‌ترین سناریوی پیش‌رو ادامه وضعیت «نه جنگ، نه توافق» خواهد بود؛ وضعیتی که در آن فشارهای اقتصادی و محاصره دریایی علیه ایران ادامه پیدا می‌کند، مذاکرات غیرمستقیم متوقف نمی‌شود، اما هیچ‌یک از دو طرف نیز حاضر به پذیرش توافقی که آن را پرهزینه یا یک‌طرفه بداند نخواهد شد.
در صورتی که گزارش‌های منتشرشده درباره تعیین مهلت ۷ روزه از سوی دونالد ترامپ برای نهایی شدن توافق با جمهوری اسلامی درست باشد، می‌توان گفت مذاکرات وارد خطرناک‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین مرحله خود شده است؛ مرحله‌ای که پس از آن احتمالاً مسیر تحولات از دیپلماسی فرسایشی به سمت تصمیمات سخت امنیتی و اقتصادی تغییر خواهد کرد. برخی رسانه‌های آمریکایی و نزدیک به کاخ سفید گزارش داده‌اند که ترامپ خواهان نهایی شدن متن توافق ظرف یک هفته آینده شده و معتقد است ادامه وضعیت مبهم فعلی به ضرر آمریکا، بازار انرژی و موقعیت سیاسی خودش است.

اگر جمهوری اسلامی در این بازه زمانی توافق را نپذیرد، چند سناریوی مهم قابل تصور است: سناریوی نخست، تشدید تدریجی فشار اقتصادی و نظامی بدون ورود فوری به جنگ مستقیم است؛ سناریویی که در حال حاضر محتمل‌ترین گزینه به نظر می‌رسد. در این حالت آمریکا محاصره دریایی و محدودیت‌های اعمال‌شده علیه صادرات نفت ایران را حفظ خواهد کرد و حتی ممکن است دامنه آن را گسترش دهد. ترامپ پیش‌تر نیز تأکید کرده که هیچ‌گونه آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده یا کاهش فشار اقتصادی قبل از توافق انجام نخواهد شد. در چنین وضعیتی واشنگتن تلاش می‌کند تهران را در یک جنگ فرسایشی اقتصادی نگه دارد؛ جنگی که هدف آن افزایش فشار داخلی، کاهش درآمد ارزی و وادار کردن جمهوری اسلامی به پذیرش شروط هسته‌ای جدید است. ادامه این وضعیت می‌تواند باعث افزایش شدید فشار بر بازار ارز، صادرات نفت و شبکه تجارت خارجی ایران شود
سناریوی دوم، بازگشت تدریجی به گزینه نظامی محدود است. گزارش‌های متعدد نشان می‌دهد ترامپ در ماه‌های گذشته چند بار برای ایران ضرب‌الاجل تعیین کرده و حتی در مقاطعی تهدید به حمله مستقیم کرده بود، اما در آخرین لحظه مسیر دیپلماسی را باز گذاشت. اگر این بار نیز مذاکرات شکست بخورد، احتمال دارد کاخ سفید برای حفظ اعتبار تهدیدهای خود به سمت حملات محدود علیه زیرساخت‌های نظامی، هسته‌ای یا دریایی ایران حرکت کند؛ به‌ویژه اگر واشنگتن به این جمع‌بندی برسد که تهران صرفاً در حال خرید زمان است. در این سناریو هدف آمریکا احتمالاً «تغییر رفتار» خواهد بود نه جنگ تمام‌عیار، اما خطر خروج اوضاع از کنترل بسیار بالا خواهد بود.
سناریوی سوم، فعال شدن محور اسرائیل برای تخریب کامل روند دیپلماسی است. گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد بنیامین نتانیاهو نسبت به هرگونه توافقی که باعث کاهش فشار بر جمهوری اسلامی شود، بدبین است و تلاش کرده واشنگتن را به سمت شروط سخت‌گیرانه‌تر سوق دهد. اگر مذاکرات شکست بخورد، اسرائیل ممکن است استدلال کند که مسیر دیپلماتیک کاملاً بی‌نتیجه بوده و اکنون باید فشار امنیتی و عملیات‌های مستقیم علیه برنامه هسته‌ای ایران تشدید شود. این مسئله می‌تواند دوباره منطقه را به سمت درگیری‌های گسترده‌تر سوق دهد؛ به‌ویژه در خلیج فارس، عراق، سوریه و دریای سرخ.
سناریوی چهارم، ورود مذاکرات به وضعیت «تعلیق طولانی» است؛ یعنی نه توافق نهایی حاصل شود و نه تقابل کامل نظامی آغاز شود. این سناریو نیز محتمل است، زیرا هم تهران و هم واشنگتن از هزینه‌های جنگ مستقیم آگاه‌اند. در این وضعیت، مذاکرات غیرمستقیم ادامه پیدا می‌کند اما آمریکا تحریم‌ها و محاصره را حفظ خواهد کرد و ایران نیز برنامه هسته‌ای خود را متوقف نخواهد کرد. چنین وضعیتی می‌تواند ماه‌ها ادامه پیدا کند و منطقه را در یک وضعیت بی‌ثبات دائمی نگه دارد.
سناریوی پنجم که کمتر محتمل اما بسیار مهم است، تغییر محاسبات داخلی در تهران است. اگر فشار اقتصادی، خطر درگیری نظامی و نگرانی از تشدید بحران منطقه‌ای افزایش یابد، ممکن است بخشی از ساختار تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی به این جمع‌بندی برسد که پذیرش یک توافق محدود موقت کم‌هزینه‌تر از ادامه رویارویی است. با این حال، مانع اصلی در این مسیر بی‌اعتمادی عمیق جمهوری اسلامی به دولت ترامپ است؛ بی‌اعتمادی‌ای که ریشه آن به خروج آمریکا از برجام برمی‌گردد.
در مجموع، اگر مهلت ۷ روزه واقعاً آخرین فرصت تعیین‌شده از سوی ترامپ باشد، جمهوری اسلامی اکنون میان دو انتخاب دشوار قرار گرفته است: یا پذیرش توافقی که ممکن است در داخل ایران به‌عنوان عقب‌نشینی راهبردی تعبیر شود، یا ورود به مرحله‌ای از فشار اقتصادی و امنیتی شدیدتر که می‌تواند موازنه منطقه‌ای و داخلی را به‌شدت تغییر دهد. آنچه وضعیت فعلی را خطرناک‌تر می‌کند این است که برخلاف دوره برجام، این بار پرونده صرفاً هسته‌ای نیست؛ بلکه مسئله تنگه هرمز، محاصره دریایی، نقش اسرائیل، جنگ انرژی و رقابت منطقه‌ای همگی به مذاکرات گره خورده‌اند و همین مسئله احتمال خطای محاسباتی را به‌مراتب بیشتر کرده است.
در نهایت در شرایطی که مذاکرات میان واشنگتن و تهران وارد مرحله‌ای فرسایشی و بی‌اعتماد شده، مجموعه مواضع متناقض دونالد ترامپ در کنار پافشاری ایران بر حفظ ذخایر اورانیوم غنی‌شده، اکنون چشم‌انداز هرگونه توافق سریع را عملاً به بن‌بست رسانده است. ترامپ طی ۲۴ ساعت گذشته بار دیگر با ادبیاتی تهاجمی و تهدیدآمیز از «توافق بدون امتیاز» سخن گفته و تأکید کرده که هیچ کاهش فشاری پیش از خروج کامل اورانیوم غنی‌شده از ایران در کار نخواهد بود؛ موضعی که تهران صریحاً آن را رد کرده و اعلام کرده موضوع انتقال ذخایر هسته‌ای اساساً در توافق اولیه مطرح نشده است.

در سوی مقابل، جمهوری اسلامی تلاش کرده نشان دهد حاضر به پذیرش مدل «تسلیم هسته‌ای» مدنظر ترامپ نیست و حتی در شرایط فشار نظامی و اقتصادی نیز قصد واگذاری کامل اهرم راهبردی خود را ندارد. همین شکاف بنیادین باعث شده فضای مذاکرات بیش از آنکه به سمت مصالحه حرکت کند، به سمت جنگ روایت‌ها و افزایش فشار روانی پیش برود. گزارش‌ها نشان می‌دهد ترامپ همزمان با ادعای نزدیک بودن توافق، از گزینه‌های نظامی و تشدید فشار نیز سخن گفته و این دوگانگی، بی‌اعتمادی تهران را عمیق‌تر کرده است.
واقعیت این است که استراتژی ترامپ بر پایه «فشار حداکثری بدون امتیاز متقابل» بنا شده؛ یعنی ایران باید امتیازهای اصلی از جمله توقف غنی‌سازی و تحویل اورانیوم را بپذیرد، در حالی که رفع تحریم‌ها و تضمین‌های اقتصادی به مراحل بعدی موکول شود. اما تجربه سال‌های گذشته برای تهران این پیام را داشته که توافق بدون تضمین عملی، می‌تواند دوباره با تغییر دولت آمریکا فروبپاشد. به همین دلیل جمهوری اسلامی حاضر نیست مهم‌ترین برگ چانه‌زنی خود را پیشاپیش واگذار کند.
توییت‌ها و پیام‌های جنگی ترامپ در شبانه‌روز اخیر نیز بیش از آنکه نشانه آمادگی برای مصالحه باشد، تلاشی برای حفظ چهره قدرت‌طلبانه او در آستانه فشارهای داخلی و منطقه‌ای ارزیابی می‌شود. او از یک سو مدعی نزدیک بودن توافق است و از سوی دیگر با ادبیات تهدید، از حمله، محاصره و «وادار کردن ایران» سخن می‌گوید؛ تناقضی که حتی رسانه‌های غربی نیز آن را عامل آشفتگی روند مذاکرات توصیف کرده‌اند.
مذاکرات فعلی نه به سمت توافق پایدار، بلکه به سمت یک توقف پرتنش حرکت می‌کند؛ توقفی که در آن نه ترامپ حاضر به دادن امتیاز واقعی است و نه ایران حاضر به تحویل ذخایر راهبردی اورانیوم خود. در چنین شرایطی، هر توییت تند یا تهدید تازه می‌تواند بیش از آنکه ابزار فشار دیپلماتیک باشد، جرقه‌ای برای ورود بحران به فاز امنیتی و نظامی گسترده‌تر تلقی شود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن