خانه پیشنهاد هم‌وطن استبداد منعطف؛ آتش‌بس مصلحتی حاکمیت با زنان و آزادی‌های نمایشی

استبداد منعطف؛ آتش‌بس مصلحتی حاکمیت با زنان و آزادی‌های نمایشی

اختصاصی گروه سیاسی/آوا مهرگانی: تجمعات شبانه حامیان حکومت، که می‌توان آن را کارناوال یا فستیوال هسته سخت قدرت نامید، طی هفته‌های اخیر بارها حاشیه‌ساز شده است. یکی از پررنگ‌ترین این حواشی، مانور تبلیغاتی بر حضور زنان بدون حجاب اجباری است. فضای عمومی ایران در واقع شاهد صحنه‌هایی است که بیش از آنکه نشان‌دهنده یک تغییر اجتماعی اصیل باشد، از یک دگردیسی تاکتیکی در لایه‌های سخت قدرت خبر می‌دهد. نهادهای رسمیِ برگزارکننده و رسانه‌های حاکمیتی، به طرز غریبی زنان بدون پوشش رسمی را در کنار نمادهای ایدئولوژیک قرار داده و از این ترکیب، نتیجه مطلوب خود را می‌گیرند.

یک روز دختران بدون روسری با لباس نظامی و روز دیگر، عروس و دامادی با پوشش متفاوت در قلب میتینگ‌های سیاسی ظاهر می‌شوند؛ این صحنه‌ها نه نماد تکثر، بلکه پرده‌ای جدید از یک نمایش است که نمی‌توان ساده‌لوحانه از کنار آن عبور کرد. از تساهل انتخاباتی تا آنارشی سازمان‌یافته استفاده ابزاری از پوشش زنان برای مشروعیت‌بخشی به تجمعات حکومتی، پدیده‌ی نوظهوری نیست. سال‌هاست که در آستانه‌ی انتخابات‌ها، راهپیمایی‌های ۲۲ بهمن یا روز قدس، دوربین‌های صداوسیما به‌طور ناگهانی بر چهره‌هایی زوم می‌کنند که در روزهای عادی سال، سوژه‌ی بازداشت و تحقیر توسط گشت ارشاد یا طرح‌های مشابه هستند. اما آنچه امروز شاهدیم، فراتر از یک مانور موقت فصلی است؛ ما با نوعی جابه‌جایی مرزهای وقاحت روبرو هستیم.

وقتی تصویری از یک دختر جوان در حال نوشیدن به سلامتی مجتبی خامنه‌ای منتشر می‌شود یا لباس مقدس پنداشته شده‌ی نهادهای نظامی بر تن افرادی با پوشش ممنوعه قرار می‌گیرد، حاکمیت در واقع پیام خطرناکی را صادر کرده و نشان می‌دهد که قانون، آن چیزی است که حاکمان در لحظه اراده می‌کنند، نه آنچه در کتاب‌های فقهی و حقوقی – علی رغم همه ایراداتی که به آن وارد است – نوشته شده است. این رفتار، نشان‌دهنده‌ی تهی شدن کامل ایدئولوژی از معنا و تبدیل شدن آن به یک ابزار صرف برای بقای سیاسی است.

قانون تعلیق‌شده و شمشیر داموکلس این بهره‌برداری ابزاری از زنان و پوشش آنها درحالی است که هنوز تکلیف قانون موسوم به «عفاف و حجاب» مشخص نیست. این مصوبه که پس از کش‌وقوس‌های فراوان میان مجلس و شورای نگهبان، نهایتا با تصمیم شورای عالی امنیت ملی اجرایی نشد، همچنان مانند یک شمشیر داموکلس بالای سر جامعه قرار دارد. حاکمیت در حالی به حضور گزینشی زنان بی‌حجاب در تجمعات خود ضریب رسانه‌ای می‌دهد که هنوز در ادارات، بانک‌ها، فرودگاه‌ها و مراکز آموزشی، کمترین عقب‌نشینی از استانداردهای سخت‌گیرانه صورت نگرفته است. محرومیت‌های اجتماعی، پلمب کسب‌وکارها به بهانه عدم رعایت حجاب و پرونده‌سازی‌های قضایی برای کنشگران این حوزه، با تمام قدرت ادامه دارد. این تضاد آشکار، ثابت می‌کند که ما با یک عقب‌نشینی مقابل مطالبه مردمی یا پذیرش حق انتخاب زنان مواجه نیستیم، بلکه با یک آتش‌بس مصلحتی در جبهه‌ای خاص و برای مخاطبی خاص روبرو هستیم.

فریب عادی‌سازی و واقعیت سرکوب آنچه در رسانه‌های حکومتی به عنوان همبستگی ملی و حضور همه سلیقه‌ها فروخته می‌شود، در واقع تلاشی برای مصادره به مطلوب کردن دستاوردهای جنبش‌های اجتماعی زنان است. هسته‌ی سخت قدرت می‌کوشد با این نمایش‌ها، به جامعه جهانی و لایه‌های خاکستری داخل کشور القا کند که مسئله حجاب حل شده است. اما واقعیت این است که «حق انتخاب پوشش» هنوز به رسمیت شناخته نشده است. این زنان حاضر در تجمعات حاکمیتی نیستند که مرزها را جابه‌جا کرده‌اند، بلکه دستگاه پروپاگانداست که برای خروج از انزوای اجتماعی، به سنت‌شکنی خودخواسته روی آورده است. این یک مدل از تولرانس مهندسی‌شده است که تنها تا زمانی اعتبار دارد که بحران جاری ادامه داشته باشد. تجربه تاریخی نشان داده است که به محض عبور نظام از گردنه‌های پرخطر و تثبیت دوباره‌ی موقعیت، تمام این آزادی‌های ویترینی به سرعت جمع‌آوری خواهند شد.

سرنوشت محتوم پروژه‌های ابزاری اگر تصور کنیم که این تصاویر نشان‌دهنده‌ی پایان منازعه‌ی حاکمیت با بدن زنانه است، دچار یک خطای استراتژیک شده‌ایم. منطق سیاسی حاکم بر ایران، حجاب را به عنوان یکی از ستون‌های هویت‌ساز خود تعریف کرده است. عدول از این ستون در تجمعات خیابانی، نه از روی باور به حقوق بشر، بلکه از روی اضطرار است. باید هوشیار بود که این صحنه‌ها نباید مطالبه‌ی اصلی یعنی لغو ساختاری قوانین تبعیض‌آمیز را به حاشیه براند. حاکمیت نشان داده است که استاد بازی با نمادهاست.

آن‌ها حاضرند موقتاً چشمان خود را بر آنچه «بی‌حجابی» می‌خوانند، ببندند، اما به محض آنکه احساس کنند تهدید موجودیتی رفع شده، با شدتی دوچندان به سراغ همان زنانی خواهند رفت که امروز از تصویرشان برای پر کردن فریم‌های خالی دوربین‌هایشان استفاده می‌کنند. ما با پدیده‌ای روبرو هستیم که می‌توان آن را استبداد منعطف نامید؛ نظامی که برای حفظ کل، حاضر است جزئی از اصول خود را به‌طور موقت ذبح کند. اما نباید فراموش کرد که این انعطاف، به معنای شکستن ساختار نیست، بلکه تلاشی برای بازسازی توان سرکوب در آینده‌ای نزدیک است. تکلیف ما، افشای این ریای سیستماتیک و پافشاری بر این حقیقت است که آزادی پوشش، یک حق غیرقابل‌معامله است، نه یک امتیاز فصلی که در ازای وفاداری سیاسی اعطا شود. در نهایت، حضور اینفلوئنسرهای بی‌حجاب در میتینگ‌های حکومتی، بیش از آنکه قدرت نظام را نشان دهد، گویای تهی‌دستی فرهنگی جریانی است که دهه‌ها با هزینه‌های میلیاردی سعی در ترویج الگویی خاص داشت و اکنون برای بقا، ناچار به آویختن به همان چیزی شده که روزی آن را «فساد» و «فحشا» می‌نامید. این، بزرگترین شکست ایدئولوژیک یک ساختار تمامیت‌خواه در نیم قرن اخیر است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن