خانه پیشنهاد هم‌وطن دولت در حصر قدرت؛ پزشکیان اولین قربانی عصر خامنه‌ای دوم

دولت در حصر قدرت؛ پزشکیان اولین قربانی عصر خامنه‌ای دوم

اختصاصی گروه سیاسی/آوا مهرگانی: نهاد ریاست‌جمهوری در ساختار جمهوری همواره نقشی دوگانه داشته است؛ از سویی ویترین نیمه‌دمکراتیک نظام برای چانه‌زنی با جهان بوده و از سوی دیگر، سپر بلایی برای هسته سخت قدرت در روزهای بحران. اما آنچه امروز در راهروهای پاستور و در چهره‌ی مستأصل مسعود پزشکیان دیده می‌شود، یک بن‌بست بوروکراتیک ساده نیست. ما با دولتی روبرو هستیم که در میانه یکی از پیچیده‌ترین گذارهای قدرت در تاریخ معاصر ایران، به عنوان امین ورشکستگی برگزیده شده است.

گزارش‌هایی که اخیرا از سوی منابع نزدیک به رئیس جمهور می‌رسد، حاکی از دلسردی و نگرانی فزاینده‌ی پزشکیان از این است که به عنوان مسئول نهایی فروپاشی اقتصادی معرفی شود، سرنوشتی که به نظر می‌رسد برای دولت چهاردم رقم خورده است. اوضاع و احوال این روزهای پزشکیان نیز نشان‌ از بیداری دیرهنگام مردی دارد که تصور می‌کرد با تمکین به حلقه سخت قدرت به اسم «وفاق» می‌تواند بر منطق «بقای امنیتی» فائق آید. مهندسی سقوط و انتقال گناه ساختار قدرت در ایران پسا-علی‌خامنه‌ای، که اکنون با محوریت مجتبی خامنه‌ای و دست برتر سپاه پاسداران اداره می‌شود، به سطح بی‌سابقه‌ای از بی‌مسئولیتی سیستماتیک رسیده که شاهدیم تنها موضوعی که برای کسی مهم نیست وضعیت زندگی مردم و خرد شدن استخوان‌هایشان زیر بار فشار اقتصادی است.

مسعود پزشکیان و دولت او نیز در اتمسفر فعلی که نظام که پس از اعتراضات خونین دی‌ماه و کشتار بی‌سابقه مردم، تتمه مشروعیت خود را از دست داده، سکان اجرایی را به دست داشته و عملا نقش جاده‌صاف‌کن و مقصر جایگزین را ایفا کند. گویی استراتژی بیت و سرداران این است که پزشکیان را در میانه بحران‌های عظیم نگاه دارند تا تمام ناترازی‌های انرژی، سقوط ارزش ریال و فروپاشی معیشت – که محصول دهه‌ها ماجراجویی نظامی سپاه و فساد نهادینه در نهادهای زیر نظر رهبری است – در نهایت به پای «ناکارآمدی دولت» او نوشته شود. پزشکیان اکنون در تله‌ای گرفتار شده که از پیش برای او طراحی شده بود؛ او باید هزینه‌ی تصمیمات سخت هسته سخت قدرت در دوران گذار به عصر خامنه‌ای دوم را بپردازد، در حالی که قدرت واقعی و منابع مالی کشور همچنان در دست نهادهای غیرپاسخگو باقی مانده است. دولت در دام سپاه پزشکیان در واقع بر دولتی حکم می‌راند که تنها نام دولت را یدک می‌کشد.

در حالی که بیش از ۶۰ درصد اقتصاد ایران در قبضه‌ی نهادهای نظامی و بنیادهای تحت نظر بیت است، دولت تنها نقش یک تدارکات‌چی مفلس را ایفا می‌کند که موظف است حقوق کارکنان را پرداخت کند و بابت تورمی که ریشه‌اش در بودجه‌های کلان نظامی و پروژه‌های ایدئولوژیک فرامرزی است، به مردم پاسخگو باشد. دلسردی رئیس‌جمهور از اینجاست که می‌بیند حتی برای کوچکترین اصلاحات اقتصادی، با سد محکم سپاه پاسداران برخورد می‌کند؛ نهادی که اکنون نه تنها در سیاست و امنیت، بلکه در کوچکترین جزئیات سفره‌ی مردم نیز ذینفع است.

این تسلط سپاه بر امور عملاً دولت را به جزیره‌ای منزوی تبدیل کرده که از یک سو با خشم مردمی که داغ عزیزان خود را در دی‌ماه بر سینه دارند و نگران عاقبت جنگ کنونی هستند؛ روبروست و از سوی دیگر با بی‌محلی محض کانون‌های اصلی قدرت. سایه‌ی جنگ و افق مسدود دیپلماسی یکی دیگر از عوامل اصلی هراس پزشکیان، انسداد کامل در مسیر مذاکرات بین‌المللی است. حاکمیت جدید که با مرگ علی خامنه‌ای و روی کار آمدن پسرش به سمت رادیکالیسم بیشتر میل کرده، عملاً هرگونه مسیر واقعی برای تنش‌زدایی را مسدود کرده است. آتش‌بس‌های فعلی، نه محصول دیپلماسی دولت، بلکه معلول توازن قوای نظامی و نیاز موقت نظام برای بازسازی توان سرکوب داخلی است. پزشکیان به خوبی درک کرده که حتی اگر موجودیت نظام جمهوری اسلامی از شرایط کنونی جان سالم به در ببرد و سقوط نکند، بدون رفع تحریم‌ها و خروج از انزوای مالی، فروپاشی اقتصادی قطعی است.

او نگران است که در لحظه‌ی انفجار نهایی، حاکمیت با یک عقب‌نشینی تاکتیکی، او و دولتش را به عنوان خائن یا با اندکی ارفاق یک رئیس جمهور ناکارآمد به میان توده‌های خشمگین پرتاب کند تا بقای هسته‌ی موروثی قدرت تضمین شود. این تراژدی مردی است که فکر می‌کرد می‌تواند در میانه میدان مین، نقش مصلح را بازی کند، اما اکنون می‌بیند که خود او مین اصلی نظام برای پاکسازی مسیر انتقال قدرت شده است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن