اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی: نزدیک به پنجاه روز از جان باختن آیتالله خامنهای در صبح روز نخست جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران میگذرد و هنوز مسئله جانشینی رهبر دوم جمهوری اسلامی با ابهامات و اما و اگرهای قابل اعتنایی روبروست. حامیان نظام که در بیش از یک ماه گذشته، هر شب در خیابانها و میادین شهرهای مختلف حاضر شدهاند، هنوز از رهبر سوم و تاجدار تازه بر تخت نشسته موروثی حکومت تحت حمایتشان، تنها چند بنر و پوستر در دست و ذهن دارند. حتی مطالبه این طیف که به اصطلاح ادبیات جمهوری اسلامی؛ «حامیان تراز» انقلاب به شمار میروند برای شنیدن صدا و تماشای تصویری از رهبر سوم بر زمین مانده و گمانهزنیهای مختلفی درباره سلامت مجتبی خامنهای در این میدان و فلان خیابان و بهمان تجمع در میان طرفداران نظام به در حال مطرح شدن است. اما همانگونه که نگارنده، پیشتر نیز بر اساس شنیدههای موثق در هموطن نقل کرده؛ رهبر سوم جمهوری اسلامی، احتمالا در صحت و سلامت بوده اما پس از انتقال از بیمارستان سینا به نقطهای نامعلوم در روز نخست جنگ به این سو درگیر مداوای جراحات متعدد و البته جدی در بخشهایی از سر، فک و صورت و نیز دو پای خود بوده و گردانندگان این صحنهآرایی خطرناک را برای نمایش مبتذل «نور خدا عیان شد، خامنهای جوان شد» با چالشهای جدی روبرو ساخته است. ضمن اینکه ناگفته، پیداست که به رغم وجود تهدیدات امنیتی جدی برای جان رهبر سوم، اگر اندک شکل کاری در ظاهر مجتبی خامنهای وجود داشت، اقلا در حد یک کلیپ با سوار کردن یک موسیقی حماسی او را به نمایش درآورده و از بنرهای سطح شهر به صفحات تلویزیون منتقلش میکردند. آشکار و مبرهن است که اگر چنین جنگی در نگرفته و رهبر دوم جمهوری اسلامی به این صورت کشته نمیشد و البته پس از اندکی به مرگ طبیعی جان میسپرد، تاجگذاری «مجتبی» به این سهولت قابل اجرا نبود! چرا که بر اساس شنیدهها، هم اینک نیز تنشهای جدی در بیت رهبری نظام میان چهرههایی نظیر حجازی با عزیزجعفری و طائب و امثالهم وجود دارد. همان جا که حجازی، ظاهرا از وصیت آیتالله خامنهای برای عدم موروثی شدن ولایت فقیه پس از خود خبر داده و این خبر با مقاومت شدید سرداران مذکور و حامی تخت نشینی ولیعهد روبرو شده است! در همین اثنا همچنین، رسانههایی نظیر؛ نیویورک تایمز و رویترز با استناد به سخنان چند منبع مطلع خود، وضعیت رهبر سوم جمهوری اسلامی را از نظر ظاهری، وخیم گزارش کرده و صرف نظر از این درز اطلاعاتی! «رونمایی» از او در آینده نزدیک را با اما و اگرهای متعددی روبرو دانستهاند. در اینکه مجتبی خامنهای به رغم شعارهای دیرینه ایرانیان از اعتراضات سال 88 به این سو، «نمرده» و «رهبری» را دیده، تردیدی نیست. اما وضعیت گزارش شده از شرایط جسمانی او، نحوه راهبریاش را با ابهامات جدی روبرو ساخته است. اینکه چهرهای چون او؛ صرفا به دلیل اینکه فرزند ولی فقیه پیشین بوده و به قول حسامالدین آشنا؛ «اشبهالناس بابیه» است بر مسند شخصیت اول نظام تکیه بزند، خود در جای خود بر ابتذال حاکم بر شیوه حکمرانی جمهوری اسلامی میافزاید. اما مراد دست و پا کنندگان چنین نمایش سخیفی، حتما سوای هر انتفاع و انگیزه شخصی و گروهی، دو هدف «متبادر ساختن شکست در جنگ با ایران برای آمریکا و اسرائیل به دلیل جوان شدن رهبر محذوف» و «خط و نشان کشیدن برای مردم داخلی» را دنبال کردهاند. باری! اینک، مجتبی خامنهای به رغم همه انقلتهای متعدد درباره ولیعهدی خود، پس از پدر بر تخت حکومت در ایران بستری شده و تمام تکذیبیههای پیش از این را به دست فراموشی سپرده است. اما ابهام مهم و جدی در این بین، اینجاست که آیا رهبر 56 ساله و بیتجربه جدید، اساسا نقشی در راهبری مملکت در بحبوحه جنگی گسترده و همهگیر ایفا میکند یا باید او را در حد چند بنر و بیلبرد در این سو و آن سوی معابر شهرها محدود و محصور بدانیم؟! آنگونه که نیویورک تایمز در گزارش خود در این باره آورده؛ مجتبی از طریق پیامهای صوتی درباره مسائل کلان کشور، نظیر جنگ و امثالهم به بیان دستورات میپردازد اما در سوی دیگر نیز، اقوال و روایات متعددی نیز از غُرُق شدن رهبری توسط حلقه سختی از فرماندهان سپاه و مهرهچینی و راهبری در مملکت حکایت دارد. باید دید که اساسا در وضع موجود، قواره مجتبی خامنهای تا کجاست؟ ماکتی نمادین از قدرت برای پیشبرد دیپلماسی عمومی و حفظ ظاهر یا قوه عاقلهای که بنا به ملاحظات امنیتی در پشت پرده، مقدرات ملک و مملکت را راهبری میکند؟
5