اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی
با به صدا درآمدن ناقوس مرگ دیکتاتور چند دهه اخیر خاورمیانه در منطقه مرکزی پایتخت، پازل قدرت در نظام تحت امر علی خامنهای به پیچیدهترین شمایل خود، تقریبا از آغاز تولد تا کنون درآمده است. روز که هیچ، ساعت هم که خیر، در چند دقیقه ابتدایی حملات هوایی اسرائیل به ایران بود که دهان به دهان و گوش به گوش پیچید که بیت علی خامنهای که تقریبا از زمان جنگ دوازده روزه تا پیش از آن، جز در اندک مواردی در انظار عمومی ظاهر نشده بود، مورد اصابت چندین موشک سنگین قرار گرفته و از آن همه جلال و جبروت پوشالی و خونآشامی، تنها یک دوده سیاه در آسمان تهران باقی مانده است. ساز رفتن علی خامنهای، چنان هارمونیک و سریع کوک شده که هواخواهان سخت حکومت هم که سیاهپوش در سطح پایتخت در حال راهپیمایی خودرویی هستند! حتی یارای شنیدن چنین سمفونی کوکی را ندارند.
آئین وداع با پیکر رهبر شهید هم-همان چیزی که این حکومت در آن متخصص است-هوا شده و حتی برگزاری یک مراسم روتین اینچنین برای حذف شخص اول مملکت به رویایی دور بدل شده است. صدا و زمزمه حذف رهبر منتخب بعدی با هیچ «ای ایران بخوان»ی کم نشده و القصه که حکومتی که تا همین دو ماه قبل از لزوم سر جا نشاندن به زعم خودش؛ اغتشاشگران سخن میگفت، امروز به معنای واقعی کلمه؛ به «چمچاره»ای تمام عیار دچار شده است.
حتی ماموران راهور در معابر اصلی پایتخت مملکت، بعضا با لباسهای شخصی در حال رتق و فتق ترافیکند و روحیه نیروهای سرکوب باقی مانده نیز بیش از هرچیز به ساکنان سیستم ساواک در دی ماه 57 شبیه شده است. زمزمههایی از فرار برخی فرماندهان ارشد سرکوب در ساعات پایانی هر شب به گوش میرسد و خلاصه که بازار سیاه سوراخ موش در وهله کنونی در میان قاتلان دیماه خونین حسابی داغ شده و داغتر هم خواهد شد.
با این همه، شنیدههای هموطن از انتخاب مجتبی خامنهای با 54 رای در مقابل 17 رای اعرافی به گوش میرسد و همانگونه که گفته شد، احتمال حذف رهبر سوم از اعلام رسمی انتخابش هم محتملتر است. باز، شنیدهها حکایت از رزرو حسن روحانی به عنوان رهبر بعدی در صورت حذف رهبر سوم حکایت دارد و البته برخی از محافل سیاسی از احتمال انتخاب سیدعلی خمینی پچ پچ میکنند. سید حسن خمینی، دیگر گزینه کمرنگی است که به رغم پررنگ شدن حضور رسانهای، خیلی خبری از احتمال حضورش در بیت به گوش نمیرسد. اینکه حتی اسمی از سید محمد خاتمی هم به رغم همه خوشرقصیهای مشمئزکنندهاش برای هسته سخت قدرت در این میان به گوش نمیرسد هم خود مایه عبرت و تامل برای هر وجدان آگاهی خواهد بود!
اما رهبر سوم منتخب هرکس که باشد به فرض جان به در بردن از حملات هدفمند با چالشهای بیسابقه و بدیعی روبرو خواهد بود. نخستین چالش برای گزینههای کنونی یا گزینه نهایی و منتخب این است که اسامی مطرح شده در وهله کنونی از کوچکترین وجه مشروعیت و مقبولیت عمومی بهره نمیبرند. جملگی در بزنگاههای مختلف تاریخ چند دهه گذشته حسابی مشق روسیاهی کرده و همراهیشان با سرکوب خونین مردم در برهههای مختلف، حتی یک پاپاسی مشروعیت برای هیچ یک بر جای نگذاشته است.
چالش دیگر برای گزینههای مطرح شده و حتی گزینه نهایی و منتخب نیز، این خواهد بود که جملگی این افراد، سیستمی کهنه، نامشروع و با کارنامهای سیاه را نمایندگی میکنند که امروز در میان قاطبه مردم بر سر نخواستنش، سخت، دعواست!
دیگر چالش و البته مهمترین آن، این است که این افراد در آخرین آزمون مشروعیتسنجی در میان مردم نیز مردود شده و نه تنها در کشتار بیسابقه بالغ بر 40 هزار جان ارزشمند مردمان این آب و خاک سکوت نکردهاند که با یک جستجوی اینترنتی ساده نیز میتوانید در صفحه نخست سرچ گوگل به روشن کردن ماشین سرکوب و مشروعیتبخشی به آن خواهید رسید.
خب! به هر حال، این هم هنر والایی میطلبد که یک نظام سیاسی با قدمت نزدیک به نیم قرن، چنان به مقام نامشروعیت نائل بیاید که حتی یک نفر در میان قبیلهاش هم، دلخواه و مورد خواست اکثریت مردم نباشند. النهایه اینکه، اهالی هسته سخت قدرت در حالی سخت در تدارک انتخاب رهبر سوم بوده و بر گور این انتخاب گلوله گلوله اشک میریزند که مردهای در آن نیست که نیست!