خانه اقتصاد فقر دیجیتال؛ میراث حکمرانی ناکارآمد!

هموطن از افزایش سرسام‌آور قیمت تلفن همراه گزارش می‌‌دهد:

فقر دیجیتال؛ میراث حکمرانی ناکارآمد!

کشوری با ذخایر هیدروکربنی در رتبه‌های اول دنیا، با تاریخی هفت‌هزارساله، نیروی انسانی تحصیلکرده و جوان و با موقعیت ژئوپلیتیک استراتژیک میان سه قاره، نباید هیچ‌وقت به جایی برسد که مردمش از خرید یک گوشی تلفن همراه معمولی عاجز بمانند.

محمدرضا گلسار

کشوری با ذخایر هیدروکربنی در رتبه‌های اول دنیا، با تاریخی هفت‌هزارساله، نیروی انسانی تحصیلکرده و جوان و با موقعیت ژئوپلیتیک استراتژیک میان سه قاره، نباید هیچ‌وقت به جایی برسد که مردمش از خرید یک گوشی تلفن همراه معمولی عاجز بمانند. این جمله را باید آهسته خواند و روی هر کلمه‌اش مکث کرد. نه خانه. نه خودرو. نه تحصیل. گوشی تلفن همراه. کالایی که در هر گوشه‌ای از جهان، از قاهره تا بانکوک، از بوگوتا تا نایروبی، ابزار پایه زندگی مدرن محسوب می‌شود و در بازار هر کشوری به راحتی در دسترس طبقه کارگر قرار دارد. اما در ایران بسیاری از خانواده‌ها ناچارند سال‌ها از تلفن‌های همراه قدیمی استفاده کنند؛ گوشی‌هایی که باتری‌های فرسوده، خرابی قطعات و پایان پشتیبانی نرم‌افزاری آن‌ها عملاً عمر مصرفشان را به پایان رسانده است. با این حال هزینه جایگزینی آن‌قدر سنگین شده که حتی خرید اقساطی نیز برای بخش بزرگی از مردم ممکن نیست.
حالا اما وضع از این هم فراتر رفته. قیمت یک گوشی شیائومی میان‌رده در کمتر از سه ماه از ۲۷ میلیون به ۳۷ میلیون تومان رسیده و قیمت پوکو ایکس‌۷ پرو از ۵۵ میلیون به ۸۸ میلیون تومان جهش کرده است. این ارقام را بگذارید کنار حداقل حقوق کارگری که در بهترین حالت 20 میلیون تومان است. جواب این معادله ساده است: یک گوشی متوسط برابر است با دو ماه حقوق کامل یک کارگر، بدون آنکه یک ریال خرج غذا، اجاره یا درمان شود. در کمتر از پنج ماه قیمت تقریباً تمام مدل‌های موجود در بازار بین 80 تا 100 درصد افزایش پیدا کرده است. دو برابر شدن قیمت در چند ماه، در هیچ اقتصاد سالمی رخ نمی‌دهد. بنابراین این فروپاشی قدرت خرید در برابر چشم همه است. روند افزایش قیمت موبایل در بازار ایران به مرحله‌ای رسیده که اصطلاح «موبایل اقتصادی» در حال فراموش شدن است. گوشی‌های پرچم‌دار برندهای بزرگ نیز آن‌قدر گران شده‌اند که دیگر نه ابزار رفاه، بلکه کالایی کاملاً دور از دسترس اکثریت جامعه شده‌اند.
نتیجه این وضعیت شکل‌گیری نوعی «فقر دیجیتال» در جامعه است؛ شکافی که به‌تدریج دسترسی گروهی از مردم به امکانات روزمره و فرصت‌های برابر را محدود می‌کند. اما این عبارت آکادمیک را نباید بی‌خطر شنید. پشت آن یک واقعیت خشن‌تر نهفته است: کودکی که گوشی ندارد از چرخه آموزش آنلاین حذف می‌شود. جوانی که به اینترنت پرسرعت دسترسی ندارد از بازار کار دیجیتال کنار می‌رود. خانواده‌ای که توان جایگزینی دستگاه فرسوده‌اش را ندارد به‌تدریج از جریان اصلی اقتصاد مدرن بیرون می‌افتد و اینجاست که باید از گوشی به اینترنت برسیم، چون این دو از هم جدا نیستند.
فرض کنید به هر طریقی گوشی تهیه کردید. حالا چه؟ اینترنتی که باید روی این گوشی کار کند یکی از پرهزینه‌ترین و کم‌کیفیت‌ترین اینترنت‌های منطقه است، در حالی که با اختلال و فیلترینگ سنگین همراه است. میلیون‌ها ایرانی برای دسترسی به پلتفرم‌های اولیه کار و ارتباط مجبور به خرید VPN هستند، هزینه‌ای اضافه که به فشار اقتصادی روزانه تبدیل شده. اینستاگرام فیلتر است. واتساپ فیلتر است. بسیاری از ابزارهای حرفه‌ای بین‌المللی قابل دسترس نیستند و هنگام رویدادهای سیاسی، اینترنت به شکل کامل قطع می‌شود. پس نه تنها داشتن گوشی به آرزو تبدیل شده، حتی آنها که گوشی دارند با اینترنتی مواجه‌اند که نیمی از دنیا را از پشت دیوار آهنین نشانشان می‌دهد. این ترکیب، یعنی گوشی گران و اینترنت فیلتر و ناپایدار و پرهزینه، دقیقاً همان چیزی است که یک جامعه را از رقابت در اقتصاد دیجیتال حذف می‌کند. نه تنها مردم عادی از این فرصت‌ها محروم می‌شوند، بلکه کارآفرینان و توسعه‌دهندگان و فریلنسرها هم در محیطی کار می‌کنند که دستانشان از هر طرف بسته است.
حال برمی‌گردیم به سؤال اصلی: چه کسی مسئول است؟ حکومتی که در مقابل هر اصلاح ساختاری می‌ایستد، در برابر هر پرسشگری سد می‌کشد، هر صدای منتقد را خاموش می‌کند و همزمان خود را از هر مسئولیتی مبرا می‌داند، آزادانه این وضعیت انتخاب کرده است. ایران کشوری نیست که منابعش محدود باشد. کشوری است که منابعش در مسیر اشتباه هدایت شده‌اند، به سمت ایدئولوژی صادراتی، نهادهای غیرپاسخگو، رانت‌خواری سازمان‌یافته و سیاست خارجی که هزینه‌اش را نه سیاستگذاران، بلکه خانواده‌ای می‌پردازد که گوشی فرسوده‌اش دیگر روشن نمی‌شود و پول جایگزینش را ندارد.
دشمن خارجی یک روایت آشناست و سال‌هاست تکرار می‌شود. اما هیچ دشمن خارجی‌ای قیمت گوشی را در چهار ماه دو برابر نکرده. هیچ دشمن خارجی‌ای اینستاگرام را فیلتر نکرده. هیچ دشمن خارجی‌ای اینترنت را در روزهای اعتراض قطع نکرده. این‌ها تصمیم‌هایی هستند که از داخل گرفته شده‌اند، با آگاهی کامل از هزینه انسانی‌شان.

مردم ایران نه تنبلند، نه ناتوانند و نه لایق این وضعیتند. آنها وارثان یکی از کهن‌ترین تمدن‌های بشری هستند، با ظرفیت علمی و فرهنگی که می‌توانست این کشور را در ردیف ثروتمندترین‌های منطقه قرار دهد. ترکیه‌ای که یک روزی عقب‌تر از ایران بود، کره‌ای که دهه‌ها پیش با ایران هم‌سطح بود، مالزی‌ای که مقایسه‌اش با ایران در آن سال‌ها به نفع ایران تمام می‌شد، امروز در کجا ایستاده‌اند؟ این شکست، شکست یک نظام حکمرانی است که دهه‌هاست هزینه بی‌کفایتی و ایدئولوژی‌اش را از سفره مردمی می‌کشد که حتی برای یک گوشی تلفن همراه معمولی باید سال‌ها پس‌انداز کنند. اگر حکومت این آینه را نگاه نکند و انگشت اتهامش را به جای دشمن خارجی به سوی تصمیم‌های خودش بگیرد، هر روز که می‌گذرد، این گوشی تلفن همراه در دست کمتر کسی خواهد بود!

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن